فرانسیسکو کاندیدو خاویر، معروف به چیکو خاویر، یکی از محبوبترین نویسندگان برزیلی قرن بیستم بود. این نویسنده ۴۵۰ کتاب، چیز خاصی در روش کارش وجود داشت. خاویر ادعا میکرد که تمام متنهایش توسط ارواح در فرآیندی به نام رواننگاری به سمت او هدایت میشدند. خاویر یک روحگرا بود و معتقد بود که رسانههایی مانند او میتوانند با ارواح بیجسم، از جمله ارواح مردگان تماس بگیرند. بسیاری از کتابهای او در واقع توسط نویسندگان مرده دیگر نوشته شده بودند.
این موضوع برخی مشکلات اخلاقی و حقوقی را مطرح کرد. موردی که به خانواده شاعر فقید هومبرتو دکامپو مربوط میشد این بود که چه کسی باید حق امتیاز این آثار پسا مرگ را دریافت کند. خاویر ادعا میکرد که دکامپو آنها را از طریق او نوشته است، اما این خاویر بود که پول را گرفت. خانواده دکامپو فکر میکردند که پول باید مال آنها باشد (یا خاویر باید اعتراف کند که آثار را جعل کرده است) و شکایت کردند.
این پرونده در سال ۱۹۴۴ به محاکمه رسید و این خانواده اصرار داشتند همه کسانی که در محاکمه دخیل هستند، از جمله روح هومبرتو دکامپو، باید در دادگاه حضور داشته باشند. افسوس که قاضی، قبل از اینکه او بتواند حضور پیدا کند، پرونده را رد کرد زیرا افراد مرده حقوق مدنی ندارند و یک خانواده تنها میتواند ادعای مالکیت آثاری که نویسنده قبل از مرگش تولید کرده را داشته باشند.
در سال ۱۹۸۱، دو میلیون امضا از افرادی که خواستار اهدای جایزه صلح نوبل به خاویر بودند جمع آوری شد. او که صاحب این پرونده عجیب دادگاه بود، آن را نگرفت.