نقد و بررسی رمان برج میزان| منتقد: Mansi

Mansi

منصی + جادوگر سیاه
کاربر VIP
منتقد
مشاور
داور آکادمی
نویسنده نوقلـم
مدیر بازنشسته
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,071
پسندها
پسندها
3,990
امتیازها
امتیازها
328
سکه
312
با سلام و عرض خسته نباشید.
نویسنده‌ی عزیز @DOLLSINDOLLSIN عضو تأیید شده است. اثر شما طبق اصول و چهارچوب اصلی رمان‌ و داستان‌نویسی نقد گردیده است.
منتقد اثر شما: @Mansi

لینک اثر:

رمان برج میزان| اثر DOLLSIN

● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید!

● این تاپیک پس از قرارگیری نقد به مدت سه روز باز خواهد بود تا شما نظر شما ثبت شود، سپس قفل خواهد شد.

● اثر شما پس از ارسال نقدنامه تحت نظارت منتقدتان قرار خواهد گرفت؛ درصورتی که نسبت به نکات منتقد بی‌توجه باشید، دیگر هیچ درخواست نقدی از جانب شما پذیرفته نخواهد شد.

نکته‌ی مهم:
از شما نویسنده‌ی گرامی تقاضا می‌شود پس از دریافت نقد، دیدگاه خود را نسبت به آن در همین تاپیک ثبت فرمایید. آیا نقد ارائه‌شده برایتان مفید و راه‌گشا بوده؟ با کدام بخش‌ها هم‌داستانید و در کدام موارد، نظری دیگر دارید؟ اگر پاسخی یا دفاعیه‌ای نسبت به دیدگاه منتقد دارید، بی‌تردید بیانش کنید.
بازخورد شما نه‌تنها به غنای فرآیند نقد کمک می‌کند، بلکه در انتخاب «منتقد برتر ماه» نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. پس به واکنشی ساده بسنده نکنید و نظر خود را با ما در میان بگذارید.

با توجه به این‌که نقد شورا تاثیر مستقیمی بر تگ‌دهی و سطح‌بندی اثر شما دارد، درصورتی که هرگونه شکایت، انتقاد یا پیشنهادی در ارتباط با تالار نقد و نقد اثر خود دارید؛ به تاپیک زیر مراجعه کنید.

تاپیک جامع پیشنهادات، اعتراضات و انتقادات تالار نقد


به امید موفقیت روز افزون شما
|مدیریت تالار نقد|
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: DOLLSIN
درود نویسنده گرامی-118-"{}

ارکان‌های اولیه
۱. عنوان
عنوان رمان «برج میزان» است که هم به ماه تولد مهر اشاره دارد و هم به اعتدال پاییزی (برابری شب و روز) که در شناسامۀ اثر نیز به آن اشاره شده‌است. انتخاب چنین عنوانی دور از کلیشه و ماهرانه‌ست. چرا که ممکن است به نوعی تعادل ذهنی شخصیت اصلی نیز اشاره داشته باشد. تعادلی که در او در روزمرۀ خود از دست می‌دهد و با این حال، در کنار منبع انرژی خود، آن را بازمی‌یابد. همچنین در مقدمه به اعتدال سرنوشت و عدالت، اشاره شده‌است. به وضوح مشخص شده که قرار است عدالتی در طول داستان اجرا شود که هنوز از ماجرای آن کاملا باخبر نیستیم. با این حال تا اینجای کار، اشارۀ مستقیم‌تری از عنوان در متن داستان نیامده‌است.


۲
. ژانر و زیرژانرها

ژانرها: معمایی، تراژدی

ژانر معمایی ژانری است که با طرح سوالات و ابهامات، مخاطب را با خود به جلو می‌کشاند؛ با این حال، ساختن سوالات مناسب و طرح معمایی که مخاطب را جذب کند، مهارت بالایی نیاز دارد که نویسندۀ گرامی به خوبی از پس آن برآمده‌اند. به خصوص که سوالات و معماها تا زمان جواب دادن، فاصلۀ خیلی کم یا خیلی زیادی طی نمی‌کنند و همچنین پس از جواب به یک سوال، مثلا معمای توت فرنگی‌ها، بلافاصله سوال دیگری مطرح می‌شود، مانند این‌که «چرا مهراد انرژی بخش تیام است». این چرخۀ طرح معما و جوابدهی و سپس طرح سوال بعدی، به خوبی ژانر معمایی را ادا می‌کند.
ژانر تراژدی جز در چند پست آخر، تا اینجای کار رد و نشان زیادی از خود نشان نداده است؛ به نظر می‌رسد تازه شروع آن را شاهد بوده‌ایم و باید در ادامۀ داستان منتظر آن باشیم.
با توجه به این‌که انرژی ذهنی تیام موردی غیرمنطقی است و با علم فیزیولوژیکال قابل اثبات نیست، نویسنده در صورت صلاحدید می‌توانست از ژانر فانتزی یا روان‌شناختی نیز بهره می‌گرفت. با این حال چنین توصیه‌ای به طور قطعی توسط منتقد انجام نمی‌گیرد، چرا که هنوز برای تصمیم‌گیری در باب چنین چیزی زود است.


۳
. خلاصۀ رمان

او از حق خود برای مجازات دیگری گذشت. شکافی در منطق جهان ایجاد کرد و از میان آن شکاف، باریکه‌ای از نور بر گذشته تابید. وقتی نبوغ و توانایی یک کودک به حضور مرد همسایه گره می‌خورد، چرخ عدالتی که سال‌ها ساکن مانده بود، به حرکت درمی‌آید. حالا هر کسی که در تاریکی گذشته بوده، باید سهم خود را با بهایی گزاف از این نور و معجزه بردارد… .

خلاصه با وجود داشتن جمله‌ای کلیدی، در بعضی از بخش‌ها کمی مبهم و کلی به نظر می‌رسد؛ کلماتی کلیدی چون نبوغ یک کودک، حضور مرد همسایه، چرخ عدالت و گذشته، به خوبی مفهوم کلی داستان را می‌رسانند. با این حال از نظر منتقد جای تعریف بیشتری در خط‌های اولیه داستان وجود دارد که اصلاح آن بر اساس صلاحدید نویسنده است.


۴
. مقدمۀ نویسنده
خالقِ رنجی جدید برای دیگری بودن، تو را از رنج‌ خودت رها نمی‌کند. بخشش، شجاعتِ ایستادن مقابل تقدیری‌ست که بر تکرار درد اصرار دارد. حتی آنکه کائنات در مشت اوست و ترازوی زرین عدالت را در اختیار دارد، بارها کفهٔ بخشش را سنگین‌تر می‌کند. اما تو چنان به ترازوی سنگی عدالت چنگ می‌زنی که انگار فراموش کرده‌ای، دست‌هایت برای حمل این وزن و سرمای فرساینده، بیش از اندازه کوچک‌اند. شاید زمانش فرا رسیده که آن را بر زمین بگذاری؛ پیش از آنکه وزنش، روحی را که می‌خواهد سبک و رها باشد از پا درآورد.

مقدمه در اندازه‌ای استاندارد (بین 3 تا 8 خط) نوشته شده است؛ همانطور که از یک مقدمۀ خوب و مناسب انتظار می‌رود، شاعرانه و ادبی با اشاره به مفاهیم رمان است. از این نظر، مقدمه بی‌نقص به شمار می‌رود. همچنین در این بخش تاکید بیشتری روی مفهوم برج میزان و عدالتی که بدان اشاره شد، مشاهده می‌کنیم.


ساختار کلی رمان

۱
. شروع رمان

مادرم می‌گوید تا چهار‌سالگی، جهان برای من یک سینمای صامت بود. من فقط تماشا می‌کردم، بدون اینکه کلمه‌ای برای توصیف دنیای کودکانه‌ام و رنگ‌هایش داشته باشم. پاهایم نیز مشکل داشتند. روی زمین کشیده می‌شدند، انگار که وزنشان بیشتر از توانم برای قدم برداشتن بود. پزشک‌ها می‌گفتند مشکل مادرزادی ندارم و مغزم سالم است، اما انگار یک نفر دکمهٔ «روشن» وجودم را فشار نداده بود.

یکی از بهترین شروع‌های ممکن در آثاری که خوانده‌ام، در برج میزان بود. این سطرها بدون تعارف و مقدمه‌چینی اضافی به سراغ اصلی‌ترین ماجرای داستان رفته است. چنین شروعی دقیقا همانی‌است که در نقد و آموزش‌های مربوط به داستان نویسی به آن توصیه می‌شود، چرا که مخاطب به محض شروع رمان، درگیر کشمکش ماجرای داستان می‌شود. همچنین در شروع داستان اشاره و پیش درآمد ظریف و ماهرانه‌ای به «روشن» شدن قدرت و نبوغ تیام شده است که در ادامه با آن مواجه می‌شویم. این‌که نویسنده بدون اسپویل (لو رفتن ماجرای داستان) این کار را کرده‌اند نیز، به نوبۀ خود جای تحسین دارد.


۲. میانۀ رمان

در میانۀ رمان بیشترین چیزی که ما شاهدیم، آشنایی و الفت تیام و مهراد است. در کنار این موضوع، تیام در کشمکشی همیشگی با والدین، به خصوص مادر خود است. در این قسمت نیز بومی‌سازی و استفاده از فرهنگ عامه به خوبی و زیبایی در قالب روایت جا گرفته است. چرا که خانوادۀ تیام مطابق رفتار بیشتر والدین ایرانی از او انتظار درس خواندن و ممتاز بودن دارند و حتی با وجود استعداد او در هنر و موسیقی، به آن موارد اهمیت چندانی نمی‌دهند. بخشی از تعامل تیام و مهراد، به دلیل انتظار والدین او نیز هست و این انگیزه، برای شروع سفر قهرمانیِ این شخصیت کاملا مناسب است.
در ادامه تیام خود به لذت یادگیری می‌رسد و نمی‌خواهد با دور شدن از مهراد نبوغش را از دست بدهد و به روزهای تلخ گذشته برگردد. با این حال همدلی و نگرانی نسبت به یکدیگر در وجود هر دو شکل می‌گیرد که تا این بخش، درونمایۀ اصلی داستان محسوب می‌شود.


۴
. سیر روایی
سیر روایی به خوبی و ماهرانه طی شده است؛ ترتیب اتفاقات با وجود گریز به گذشته کاملا طبیعی است و رویدادها طوری چیده شده ان که در مخاطب سردی و خستگی ایجاد نمی‌کنند. با وجود این‌که داستان برج میزان، داستانی اکشن یا هیجان‌انگیز محسوب نمی‌شود، در پایان هر بخش از روایت، عنصر هیجان‌انگیزی مطرح می شود که مخاطب را با خود به ادامۀ داستان بکشاند. برای مثال:
روشن شدن ناگهانی توانایی فیزیکی و ذهنی تیام، ارتباط عجیب و ذهنی او با مهراد، جستجو برای علت انرژی گرفتنِ ناگهانی او، دریافتن این‌که علت مهراد است و در نهایت در بخش آخر اوج افسردگی مهراد.
همۀ این‌ها مواردی است که در سیر روایی به وسیلۀ ترتیب درست روایت و فلش‌بک‌های به موقع، با حفظ انسجام متن، بافت روایت بسیار خوبی ساخته اند.



۵. شخصیت‌پردازی

مهم ترین شخصیت‌پردازی‌های ما تا اینجای داستان به شخصیت تیام و مهراد مربوط است و این دو شخصیت‌های اصلی داستان محسوب می‌شوند.
تیام با وجود این‌که دختری پردردسر به نظر می‌رسد، از نظر درون‌مایۀ شخصیتی، آرام محسوب می‌شود. او با وجود هوش بالایی که دارد، ناخواسته برخی حرف‌ها را بی‌پرده و رک می‌زند که از نظر دیگران امری عجیب است. اما این مورد یکی از ظرافت‌های شخصیت پردازی تیام است؛ به این دلیل که این نوع رک‌گویی معمولا از نشانه‌های تیزهوشی در کودکان است و با بزرگ‌تر شدن تیام، به شکل دیگری جلوه می‌کند و تغییری طبیعی و هوشمندانه به وسیلۀ نویسندۀ گرامی شکل می‌گیرد.
در طرف دیگر ماجرا مهراد است؛ او مردی مبهم با انگیزه‌های نامعلوم است. بهتر است بگوییم اصلا انگیزه‌ای در طول داستان ندارد و شاید همین مورد است که او را به سمت پارت پایانی فعلی داستان سوق می‌دهد. اگر طبق کلیشۀ موجود در بیشتر داستان‌ها پیش می‌رفتیم، انتظار می‌رفت تیام بلافاصله زندگی مهراد را روشن کند و روی او تاثیر عمیقی بگذارد. یا زمینه چینی اتفاقاتی رمانتیک در آینده را شاهد باشیم. با این حال، نویسنده در این‌جا متفاوت عمل کرده است و با وجود تاثیرات تیام، مهراد باز هم به سمت سرنوشتی محتوم پیش می‌رود.
از مواردی که در این بخش، برای مخاطب جذابیتی ویژه دارد، نوع ارتباط مهراد و تیام است. چه چیزی باعث ایجاد این انرژی خاص شده است؟ آیا پای خط خونی مشترک در میان است یا این انرژی به سرنوشتی در آینده مربوط است؟ اگر روزی مهراد نباشد، تیام بدون هوش و استعادهای خود چطور باید زندگی کند؟ و این وابستگی، ارتباط این دو نفر را به چه سمتی سوق می‌دهد؟
ادامۀ داستان هرطور که پیش برود، شخصیت پردازی تا اینجا، از بهترین ارکان این رمان بوده است و در کنار سایر بخش‌ها، هماهنگی بی‌نظیری ساخته است.
جا دارد که در کنار پرداخت فعلی به شخصیت‌های اصلی، در آینده به شخصیت پدر و مادر یا سوگل به عنوان شخصیت‌های مکمل داستان بیشتر پرداخته شود. نگرانی‌های پدر، طرحواره‌های روانی مادر و سوگل که پتانسیلی کمک‌کننده در رابطه بین تیام و مهراد را دارد.

۶. فضاسازی
فضاسازی رمان بیشتر از آن که مبتنی بر توصیفات باشد، به سبک رمان‌های معاصر و مدرن عرصۀ ادبیات، مبتنی بر شخصیت‌پردازی و تا حد لازم، توصیف مکان‌هاست. با این حال به قدر کافی به توصیف عناصر و مناظری که در داستان مشاهده می‌شود، پرداخته شده است و از نظر منتقد نیازی به اغراق یا زیاده‌روی در این مورد نیست. مگر در مواردی که داستان به سمت احساسی‌ شدن یا درونگرایی پیش می‌رود.


۷. دیالوگ‌نویسی

در دیالوگ‌نویسی برخلاف بخش عمدۀ روایت که با لحنی ادبی روبرو هستیم، از محاوره استفاده شده است. دیالوگ‌ها بیشتر از آن که به ما اطلاعات خالص بدهند، مکمل اصلی روایت محسوب می‌شوند. در کلیت دیالوگ‌نویسی از نظر شخص منتقد هیچ اشکال و ایرادی وارد نیست. با این حال توصیه می‌شود گاهی در مورد مونولوگ‌ها و افکار درونی تیام، از ابزار دیالوگ/مونولوگ یا حدس شخصیت طرف مقابل او استفاده شود تا تیام بیش از حد لازم در درونگرایی خود غرق نشود. البته که این امر ممکن است به صلاحدید خود نویسنده و به دلایل مشخصی انجام شده باشد که بلامانع است.
برای مثال بخش زیر با وجود این‌که کمی طولانی‌تر از دیالوگ‌های قبل و بعد خود شده است، ناگهان به نوعی افکار درونی دامن زده است که نشان دهندۀ مواردی است که تیام در قلب و ذهنش دارد اما از گفتگو در مورد آن خودداری می‌کند.

یک خورشید همیشه بی‌چشمداشت و بدون منفعت‌طلبی می‌تابید. میلیارد‌ها سال به تمام موجودات حیات می‌بخشید، اما نمی‌توانست به خودش کمکی کند. می‌سوخت و می‌سوخت و بالاخره روزی می‌رسید که خاموش می‌شد. من گمان می‌کردم در مورد مهراد هم همین‌طور است. که نمی‌تواند جلوی خاموش شدن خودش را بگیرد، اما او مثل یک خورشیدِ بیچاره در آسمان معلق نبود. آن دست‌های مردانه‌ و ماهری که از پسِ مرمت مجسمه‌ها بر می‌آمد، دست‌های بخشنده‌ای که در اوج مریض‌حالی برای یک گربه ماست می‌آوردند. چشم‌های وحشت‌زدهٔ مشکی و کشیده‌ای که همیشه از حضورم معذب و نگران بودند، اما باز هم اجازهٔ حضورم را می‌داد. او عاجز نبود و می‌توانست به خودش کمک کند. اما انتخاب کرده بود که نکند.


۸. سبک و لحن نویسنده

سبک نویسنده چیزی میان رمان‌های فاخر و عامه‌پسند است و نزدیک به ادبیات معاصر جهانی (با فاصله‌ای قابل‌توجه از کلیشه‌های ایرانی) به نظر می‌رسد. در برخی موارد گفتارها فلسفی و افکار درونی چنان بیان می‌شوند که رد و نشانی از آثار فلسفی در آن دیده می‌شود، با این حال سبک داستان نویسی مدرن در آن به خوبی حفظ شده است.

۹. تم و پیام

تم رمان بی‌شک ما را به سمت آثار روان‌شناختی سوق می‌دهد و در کنار آن تم معمایی نیز به خوبی حفظ شده است. دریافت پیامی واحد و مشخص از رمان هنوز زود به نظر می‌آید اما با توجه به انتخاب عنوان، خلاصه، مقدمه و پیش‌درآمدی که والدین برای تیام شرح داده‌اند مربوط به گذشته و ادا کردن عدالت می‌باشد.




ارکان پایانی نقد

۱. ایرادات نگارشی

در طول رمان علائم نگارشی به صورت درست و اصولی توسط نویسنده گرامی رعایت شده اند و مورد خاصی در خصوص ایراد و اشکال نگارشی مشاهده نشد که حاکی از دقت بالای نویسنده است.


۲
. جمع‌بندی منتقد
رمان برج میزان، به دور از هرگونه پیش‌داوری قبلی، با حفظ روایت منسجم و داستان کِشندۀ خود، می‌تواند به راحتی از بهترین آثار ادبیات معاصر باشد. با این وجود در شخصیت‌پردازی و آیندۀ شخصیت‌ها (ارتباطی که قرار است مهراد و تیام داشته باشند) مرزی وجود دارد که نویسندۀ عزیز باید با ظرافت بر آن قدم بردارد. (این مرز بین بد و خوب بودن داستان نیست، بلکه بین ادامۀ هیجان و جذابیت شیمی بین این دو نفر یا از دست رفتن این ارتباط بین دو شخصیت است) چرا که مهم‌ترین جذابیت داستان را داراست و مطمئنا می‌تواند با ادامه دادن همین مسیر حرفه‌ای و ماهرانه، به نقطۀ قوت رمان تبدیل شود.


۳. توصیه‌های نهایی برای نویسنده

درسا عزیز، قلمت مثل همیشه من رو به ابتدا به عنوان یک خواننده و بعد به عنوان منتقد جذب خودش کرد. کلید یه داستان خوب رو دقیقا در دست داری و اون فکر کردن و کار کردن روی ایده و روایت، قبل از هرگونه دست به قلم شدنه. رمانت در حالت کلی فاقد ایرادات و اشکالاتی بود که به شکل نقص در رمان، به چشم بیان و ذکر توصیه‌ هایی که در متن نقد صورت گرفت، صرفا برای عالی تر شدن رمانت بود:gol narenji:
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: DOLLSIN
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: DOLLSIN
عقب
بالا پایین