شب بود و ما هرکدوم خاموش کردن برق رو به عهده دیگری می گذاشتیم بعد چند دقیقه که برق هنوز روشن بود ثمین(خواهرم) برقو خاموش کرد از کارش تعجب کردم
5 دقیقه بعد
ثمین :کی برقا خاموش کرد؟
من:خوب خودت دیگه
ثمین:نه به خدا من نبودم(چه قسمیم میخوره)
دیروز، در حال خـوردن کیک خرمایی، مامانم خیلی جدی تشر رفت به من و داداشم که ... :
- این چنگول رو واسه چی اختراع کردن؟
+ چنگـــول :laughting: :laughting:
+ادوبی رو وصل کردم و صفحه رو کج کردم?
من- هان؟ :/
+میگم صفحه رو کج کردم??
من- خو مثل آدم نمیتونی حرف بزنی؟?
+مگه من آدمم که مثل آدم حرف بزنم؟
من-قانع شدم
من و بابام
-دختر توهم یک کمکی بکن تو خونه به ما این همه وسایل برات می خریم ی کار نمیکنی
-منت نذار
-نذاشتم میگم یک کمکی کن
-وسایلی ک میخری وظیفته ولی کار خونه وظییفه من نیست. برای انجام این کار یک گوشی برای من باید خریداری کنی
-خودم کار میکنم
-آافرین اینو از اول بگو