شعر [ یه شعر به نفر قبلیت هدیه بده ]

در آرزوی توام، دلت بی‌گزند باد،

گر رنجشی زِ کس رسد، دیگر نبینی‌اش.

در سایه‌ی مراد، دلت شادمان بماند،

هر کس که آزرد تو را، دور از تو باد، ای جان.
 
هر روز می روم به مسیری که دیدمت
جایی که عاشقانه به جانم خریدمت

جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای
اما برای اینکه بمانی نچیدمت

یادم نرفته است که چشمان خسته ام
افتاده در نگاه تو بود و ندیدمت

یعنی ندیدم آمده باشی برای من
اما به چشم آمده ها می کشیدمت

گر من خدات میشدم ای نازنین من
این گونه با وقار نمی آفریدمت

حتی به جای این که بچینم تو را ز خاک
یک عمر عاشقانه فقط پروریدمت

آری برای اینکه بدانی چه میکشم
هر روز می روم به مسیری که دیدمت !!

فرامرزعربعامری
 
در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست
عشاق تو را به دیده در خواب کجاست
خورشید ز غیرتت چنین می‌گوید
کز آتش تو بسوختم آب کجاست

خاقانی
 
برایت قهوه دم کردم بیا بنشین دمی اینجا
فقط لبخند بزن جانا‌ و من گردم به قربانت...

سعید_پولادی
 
عقب
بالا پایین