یادش بخیر اوایل کرونا ...

بسمه تعالی

از خاطرات اوایل کرونایی‌تون بگید
از سختی‌ها و شرایط‌های فانش
و شست‌وشوی بیش از حد مادرا
...

اسپم ممنوع​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یادش بخیر اوایل کرونا همه نانوا و اشپز و شیرینی پز شده بودن و هر استوری با این محتوا ما رو زخمی میکرد:
#خودم پَز :gayfight:
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
مامانم خمر و تو ماییتابه تف میداد ب جا نون
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اون اوایل که گفتن مدارس بخاطر کرونا تعطیله نمیدونستم قراره اینهمه مدت باشه.
ذوق کرده بودم که یک هفته تعطیلیم بعد این یک هفته کم کم زیاد شد تا حدی که دیگ تموم نشد =)
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: MAHLA
هی یادش بخیر چقد تو صورت همدیگ عطسه میکردیم...
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
رفتم مدرسه دیدم همه ماسک زدند و فاصلشون خیلی زیادِ منم خیلی شیک ومجلسی از بینشون رد میشدم و دست بهشون میزدم تازه بدون ماسکم بودم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یادش بخیر اوایل کرونا بعد از تولد من بود دیه بعد اونروز نه فامیلو دیدیم نه دوستامو
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
برنامه من گوشی خاب بود
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اینستا
اینستا
اینستا
وسطش تله
اینستا
فیلم
شب بیداری
خواب
از وقتی کرونا اومد تا طرفای عید فکر کنم جایی نرفتم دیگه یه بار از خونه زدم بیرون به مامانم میگفتم این چیه میگفت درخت
میگفتم این چیه میگفت گنجیشک
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دورانی که امکان نداشت هفت روز هفته رو امتحان نداشته باشیم
سختیه درسا و حال بد پدر
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین