گربه نقره ای=))
مدیر آزمایشی سینما+ مترجم آزمایشی
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
سوشالمدیا
رمانخـور
ناظر آزمایشی
مقامدار آزمایشی
اول مهر مگه چهار شنبه نبود؟
چجوری روتون میشه بگید فردا بیاید؟
چجوری روتون میشه بگید فردا بیاید؟
بچهها جدی پویا بچگیاش خیلی ناناسی بود، الان آناناسم نیس متاسفانهخا باشعع...من شرکت نکردم اول شدی
من کلا ثابت بودم از بچگی تا الانبچهها جدی پویا بچگیاش خیلی ناناسی بود، الان آناناسم نیس متاسفانه

تو خیابون دیدیش بهش سلام کن و بر دستانش بوسه بزنکلاس پنجم بودم وسط سال معلممون عوض شد(قبلی حامله شد رفت)(هرچند همه و خودش به ما میگفتن شوهرش انتقالی گرفته ی شهره دیگه واسه همین میره) (این جدیده ام سال قبلش خودش مرخصی زایمان گرفته بود)
معلم قبلیمو خیلی دوسش داشتم ، درس ریاضیم ضعیف بود ، داشتم پیشرفت میکردم رفت..این جدیده شهرتش"کاووسی"بود من بهش میگفتم "کابوس"
روز اولی که پاشو گذاشت تو مدرسه اومد تو کلاس نشست قانون و حد و مرز تعیین کردن(کثافت فقط خط و نشون میکشید) نزدیک شب یلدا بود و داشت
حین گفتن قانوناش میگفت که خودتون اگه دوست داشتید میتونین فلان کارو بکنید و..که بحث کیک شد و همه از ذوق داشتیم با بغل دستیمون حرف
میزدیم! این یارو کابوس هم با من لج کرد و اول بسم الله منو از کلاس انداخت بیرون!(قیافه ام نداشت)
هیچی دیگه از اون روز تا سال بعدشم که توی اون مدرسه بودم منو کابوسی جونم از هم متنفر بودیم و این نفرت بعد چندسال هنوز هم ادامه داره..![]()
![]()
واقعا حق اصلا الان میفهمم چی میگی 😅🤣بچهها جدی پویا بچگیاش خیلی ناناسی بود، الان آناناسم نیس متاسفانه
تو بیشتر شهریور میرفتی مدرسه برای قبولی تجدید هامن روز اول رو یادم نمیاد
از کل مدرسه رفتن فقط لوازم تحریر خریدنو دوست داشتم
مامان بابام کم نمیذاشتن هرسال یه ماه قبل شروع مدارس من و آبجیمو میبردن همه چی می خریدیم
هرسال قمقمه و این صابون شکلکیا لیوانای تاشو بود چی بود :) از اونا میخریدیم هیچوقتم استفاده نمیکردیم
ازش متنفرمتو خیابون دیدیش بهش سلام کن و بر دستانش بوسه بزن
خدایی راستش رو بگو چند سالته آقا خیلی نصحیت میکنی 🤣تو خیابون دیدیش بهش سلام کن و بر دستانش بوسه بزن
اتفاقاً درسم خوب بود، برعکس توتو بیشتر شهریور میرفتی مدرسه برای قبولی تجدید ها
