البته وقتی میگم باید همدلی کنید، همدردی کنید و درکشون کنید این نیست که قبول کنید و بذارید طرف بمیره و بعد اینکار رو بکنید.خیلی جالبه که انسانها به این آدمها میگن ضعیف هستن. ضعف در چیست به نظر شما؟
اصلا به اصل خودکشی دقت کنید، این انسان دنبال این نیست که ضعیف یا قوی خطاب بشه. کسی که سلامت روان نداره و حتی ضعفِ خاصی در وضعیتش وجود داره داره با یک چیز بزرگتری از “ضعیف و قوی” بودن در زندگی میجنگه. و اگر خودکشی بکنه و موفق هم نشه باید با یک چیز بیشتری بجنگه.
گاها اگر موفق نشن بهشون نه تنها میگن ضعیفی چون نتونستی زندگی کنی، این وسط این حرف هم بهشون زده میشه که تو حتی عرضهی مردن هم نداشتی!
واقعیتش اینه که خودکشی علتش چیزی بیشتر و فراتر از ضعف و قدرت و توان برای زندگی کردنه.
اینها هم میخوان زندگی کنن، مثل بقیه بخندن، شاد باشن، حس زنده بودن داشته باشن ولی واقعا ندارن همچین چیزی رو.
نمیدونم تاحالا شده یا نه ولی واقعا این خیلی عذاب آوره که بیدار بشی و کاری نتونی بکنی، اصلا سرت رو بذاری روی بالشت و از ترس اینکه فردا هم باید بیدار بشی و همین حس رو تجربه کنی، همینقدر ناراحت، خسته، عذاب دیده، بخوابی.
عمدهی کسانی که خودکشی میکنن افسردگیه ماژور دارن، اینها حتی چشم باز کردن براشون سخته؛ چه برسه به زندگی کردن.
و واقعا فکر میکنید انسانی که افسرده شده یا هرگونه مشکل روانیای که باعث شده کارش به اینجا بکشه دست خودش بوده؟ خودش تصمیم گرفته؟ گفته بیا بریم مشکل روانیدار بشیم
خیلی از انسانها خودشون رو بار اضافه در زندگی میدونن، روی زندگیه خودشون، خانوادهشون و اطرافیانشون.
این آدمها دنبال این نیستن که بهشون به چشم ضعیف و قوی نگاه کنید، میخوان احساسشون رو درک کنید، همدل و همدرد باشید و درکشون کنید و کنارشون باشید.
شاید همین و شاید هم بیشتر.
منظورم اینه که احساسشون درک کنید، و همهی اینکارها رو بکنید و به قولی کنارشون باشید و برای بهتر شدن کمکشون کنید.
خیلیها با این احساسات عمیق همچنان اعتقاد دارند که هیچ چیزی و هیچکسی ارزشش رو نداره که خودت رو بکشی.
ولی همینکه بهخاطر افکار خودکشی این حرف رو بهشون بزنید ممکنه خودش بیشتر باعث این اتفاق بشه.
تا زمانی که هستن کنارشون باشید، خیلیها موفق نمیشن و بعد از اینکه برمیگردن متوجه ارزش زندگی کردن میشن و قدر و ارزشش رو میدونن.
