آخرین محتوا توسط marym

  1. marym

    تولد پسرِ تابستان،نویسنده‌ خوش‌قلم✨| گربه خاکستری=))

    تولدت کلیییی مباراک ایشالله آروزهات خاطره بشن Birthday Birthday Birthday
  2. marym

    دورهمی • محفل سایه‌های هراس‌انگیز شب •

    چنددد روز پیش ی جنی دیدیم 25fwiy-
  3. marym

    دورهمی • محفل سایه‌های هراس‌انگیز شب •

    چنددد روز پیش ی جنی دیدیم 25fwiy-
  4. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    قتل شبح هامرسمیت امروزه، شکارچیان اشباح معمولاً زمانی که می‌خواهند یک شبح را شکار کنند، تنها به دستگاه‌های ضبط ویدئویی مسلح می‌شوند. همیشه اینطور نبود. در سال ۱۸۰۴، گزارش‌های زیادی مبنی بر حمله یک روح به مردم در منطقه همرسمیت لندن منتشر شد. گفته می‌شد که آن، مرد قد بلندی است که تماماً لباس سفید...
  5. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    ادوارد استریبلینگ شو تنها یک مورد در ایالات متحده وجود دارد که شهادت یک روح منجر به محکومیت موفقیت آمیز شده است. وقتی زونا، همسر ادوارد شو، مرده در پایین پله‌های خانه‌اش پیدا شد، او، او را روی تخت برد و قبل از رسیدن دکتر، به او گلوبند گردن بلند پوشاند. وقتی دکتر آمد، جسد را معاینه کرد، به جز...
  6. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    مک کلاری علیه استال در سال ۱۸۹۵، دادگاه عالی نبراسکا به پرونده‌ای مربوط به یک وصیت‌نامه و نفوذ اشباح رسیدگی کرد. الیزابت هندلی بیوه‌ای بود که اعتقادات معنوی قوی داشت. معروف بود که او با ارواح، از جمله شوهر مرده‌اش، با استفاده از پلانشت (کمی شبیه استفاده از تخته Ouija) مشورت می‌کرد. هنگامی که او...
  7. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    برچیل علیه هرمایر در سال ۱۹۱۹، خانم برچیل به آقای هرمایر اطلاع داد که در دارایی او ثروت نفتی وجود دارد. تنها کاری که او برای به دست آوردن سهمی از این نفت با خیر و برکت باید انجام می‌داد، سرمایه‌گذاری در شرکت نفت او بود. او این کار را کرد و ۱۰۰۰۰ دلار از پول خود را گذاشت (و ماجرای یک پرونده عجیب...
  8. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    پرونده عجیب دادگاه استامبوفسکی علیه آکلی هلن آکلی ادعا می‌کرد که سال‌ها فعالیت شبح را در خانه‌اش در نیویورک تجربه کرده است. او در مورد تجربیاتش، در چندین مقاله مطبوعاتی صحبت کرد و طولی نکشید که خانه‌اش به‌خاطر شبح‌زده شدن شهرت پیدا کرد. زمانی که او خانه را به جفری استامبوفسکی فروخت، گفته می‌شود...
  9. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    وقتی شخصی غسل تعمید داده می‌شود، یک قرارداد قانونی الزام‌آور، با خدا منعقد می‌کند؟ این سوالی بود که در قلب دعوی یک زندانی رومانیایی وجود داشت. پاول میرچا درحال گذراندن حکم ۲۰ سال زندان برای قتل بود که به این باور رسید که جنایاتش در واقع مربوط به شیطان بودند. چرا خدا او را از نفوذ شیطان محافظت...
  10. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    هنگامی که شما مسئولیت کل جهان را بر عهده دارید، منطقی است که جفتک‌پرانی در نهایت به شما ختم شود. بارها از خداوند شکایت شده است. در سال ۲۰۰۷، ارنی چمبرز، سناتور ایالتی نبراسکا، آخرین نفری بود که تلاش کرد. چمبرز به دنبال یک حکم قضایی بود تا یک پرونده عجیب دادگاه تشکیل داده و به خدا دستور دهد که...
  11. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    وقتی بدشانسی رخ می‌دهد، این یک واکنش طبیعی است که مشت‌هایمان را به طرف سرنوشت، بخت یا خدایان تکان دهیم. بسیاری از ما، به سادگی به زندگی ادامه می‌دهیم، اما برخی از مردم فکر می‌کنند که کسی باید تاوان بدشانسی آن‌ها را بپردازد. آمریکایی‌ها به‌عنوان افرادی دعوایی شناخته می‌شوند، بنابراین واقعاً جای...
  12. marym

    ترسناک پرونده عجیب با حضور ماوراطبیعت

    25fwiy- فرانسیسکو کاندیدو خاویر، معروف به چیکو خاویر، یکی از محبوب‌ترین نویسندگان برزیلی قرن بیستم بود. این نویسنده ۴۵۰ کتاب، چیز خاصی در روش کارش وجود داشت. خاویر ادعا می‌کرد که تمام متن‌هایش توسط ارواح در فرآیندی به نام روان‌نگاری به سمت او هدایت می‌شدند. خاویر یک روح‌گرا بود و معتقد بود که...
  13. marym

    دورهمی • محفل سایه‌های هراس‌انگیز شب •

    بیایید براتون داستان تعریف کنمUTP2fg25fwiy-Ugfdg
  14. marym

    داستان ترسناک داستان‌های ترسناک و مرموز

    من یک پرستار روان‌پزشکی هستم و اوایل دوران کاری‌ام در یک مرکز سلامت روان مقیم کار می‌کردم. یکی از بیماران ما یک "موقوف صدا" بود، به این معنی که او صحبت نمی‌کرد، اما هیچ دلیل پزشکی برای این وضعیت وجود نداشت. او قبلاً در زندگی‌اش صحبت می‌کرد و به نظر می‌رسید که او کاملاً نرمال بوده است، با این...
  15. marym

    داستان ترسناک داستان‌های ترسناک و مرموز

    من و شوهرم همراه خانواده‌اش در نزدیکی یک دریاچه کوچک و دورافتاده در نیومکزیکو کمپ کرده بودیم. حدود ده نفر در گروه ما بودند و گروه دیگری شامل شش نفر در کمپ مجاور قرار داشت. شب بود و هر دو گروه مشغول فعالیت‌های معمولی مانند درست کردن اسمورز (شیرینی کمپینگ)، نوشیدن چای و گفتن داستان بودند که ناگهان...
عقب
بالا پایین