آخرین محتوا توسط Eveliną

  1. Eveliną

    تبریک انجمن رو چراغونی کنید عروس داریم 😁❤️

    آخیی تبریک میگم بِیبی‌صدا خوشبخت بشییw-dxs2s
  2. Eveliną

    همگانی داری به چه آهنگی گوش میدی ؟

    https://dl.rozmusic.com/Music/1405/07/05/Arad%20-%20Loley.mp3
  3. Eveliną

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سلام 1 پارت طولانی لازمه تقسیم بشه؟ اگه لازمه فردا یکم هم اضافه میکنم و بعد تقسیم میکنم
  4. Eveliną

    عالی رمان برج میزان | اثر دُرسا.سین

    مادرم از آشپزخانه و پشت سرش برایم چشم و ابرو آمده بود، اما من مصمم به پدرم زل زده بودم. واکنش تندی نشان نداد و با آرامش گفت: «بدهیِ من. نه بدهیِ شما. چرا می‌پرسی بابا جان؟ چیزی بهت گفته؟» سرم را به نفی تکان دادم و زمزمه کردم: «نه. هیچ‌وقت نمیگه.» اشتباه می‌کرد. من هم به مهراد بدهی داشتم. اگر از...
  5. Eveliną

    تولد تولد همزاد قشنگم 🫂💙 | جانان

    تولدت مبارک گل‌دختری که تعریفت رو خیلی شنیدمw-dxs2s
  6. Eveliną

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    تا یکم پیش خوب بودم اما یهو چنان دلشوره‌ای گرفتم که خوابم هم به کل پرید
  7. Eveliną

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    نگاه کردن اضافی بود حین تایپ حواسم پرت شده اینم بله حد و اشک هر دو جا افتاده درستش کردم بقیه موارد هم ویراش شد ممنون ازتون
  8. Eveliną

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    چه قدر زیاد سوتی دادم الان چک می‌کنم و میگم
  9. Eveliną

    نظارت همراه رمان برج میزان | ناظر: Alirix

    سلام خسته نباشید ۲ پارت
  10. Eveliną

    عالی رمان برج میزان | اثر دُرسا.سین

    پوزخندِ صدادارِ مهراد را شنیدم. «رفتارت هیچ‌وقت شبیهِ یه آدمِ قدردان نبوده. از وقتی یادمه مثلِ یه شکارچی نگاهم کردی. انگار که یه حیوونِ آمادهٔ تهاجم باشم.» «همیشه امیدوار بودم که نباشی… . نیستی. مگه نه؟» سکوت… . کاش می‌توانستم چهره‌هایشان را ببینم. مخصوصاً چهرهٔ مهراد را، وقتی که گفت: «از یه...
  11. Eveliną

    عالی رمان برج میزان | اثر دُرسا.سین

    «تیام!» شانه‌هایم از شنیدن اسمم به بالا پریدند. مادرم و پدرم داشتند از پشت سر مهراد به ما نزدیک می‌شدند. پدرم لحظه‌ای از حرکت ایستاده بود و مطمئن بودم که مهراد را حتی از آن فاصله و از پشت سرش شناخته بود. مهراد تکیه‌اش را از دیوار گرفت و سریع صاف ایستاد. مادرم به ما که رسید دست روی شانه‌هایم...
  12. Eveliną

    فتوگرافی داغ سری ۲۵ | شکوفـہ بـھـاری

    سلام گل خوشبوی منUTP2f مودت وقتی: ۱. پول به حسابت میاد ۲. یکی غذای مورد علاقه‌ت یا پیتزای ته یخچال رو میخوره ۳. یکی که ازش خوشت نمیاد هی سعی داره سر صحبتو باهات باز کنه اینارم چون خودت سوال برج میزانی خواستی smilies حست به ۴.گندم؟ ۵.مهراد؟ ۶. تیام؟ ۷.نویسنده‌شون؟
عقب
بالا پایین