خواهش میکنممم
امیدوارم حتما هم تب و هم دگم رو بتونی چاپ کنی قشنگم
خب دختر اگه همهش ۵ ۶ صفحه مونده پایان رو هم میذاشتی و بعد نقدش میکردیمLagh
اتفاقا فصل صفر رو حدس میزدم اینده باشه… دیدی که نوشتم با خودش و کسایی که دیگه وجود ندارن و خونه هم که خالیه…
خوشحالم که دوسش داشتی :))) ایشالا نقد...
سیر روایی
در واقع رمان از نظر سیر روایت به دو بخش تقسیم میشود. تا فصل دوازدهم سیر روایی «تب» خطی و علّی نیست. هر فصل یک عضو خانواده را میآورد و او را معرفی میکند.
روایت کمتر بر اساس توالی رویدادها و بیشتر بر اساس جریان فکر، خاطره و انباشت وضعیتهای روانی پیش میرود. راوی مدام از حال به گذشته...
به نام خالق قلم
نقد رمان تب
پیشسخن منتقد:
ضمن عذرخواهی از نویسندهٔ عزیز به دلیل تأخیر در تحویل نقد
تب رمان معمولی نیست. اثری است که میتوان هزاران برداشت مختلف از آن کرد. این نقد فقط و فقط بر اساس دیدگاهِ منتقد DOLLSIN نگاشته شده و هیچ قطعیتی در آن وجود ندارد.
عنوان
کلمهٔ «تب» در فارسی دو...
*****
سه روزِ بعد از آن اتفاق در حافظهٔ من ثبت نشده بود. میگفتند که با علائم سرماخوردگی در تخت افتادهام و از تب سوختهام. که مدام کابوس دیدهام و با جیغ و گریه از خواب پریدهام. اما وقتی پس از سه روز بیدار شدم و تبم قطع شد، من هیچ کابوسی به خاطر نداشتم. برعکس، باز هم رؤیا دیده بودم. رقص و...
هی میخوام ازش خوشم بیاد، یادم میفته با کیا رفیقه، منصرف میشم
جدی توی انتخاب دوستهاتون دقت کنین
خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنین روی تصویر اجتماعیتون اثر میذاره
انگار که آنجا نبودم… . انگار دوباره همان تماشاچیِ سینمای صامت شده بودم. همان تیامِ چهارسالهٔ عاجز که نه میتوانست حرف بزند و نه حتی میتوانست راه برود. تیامِ چهارساله حداقل میتوانست سر پا بایستد، اما حالا مثل عروسکی بیجان زانوهایم خم میشدند. عروسک بیچارهای که فقط با چشمهایی شیشهای خیره...