آخرین محتوا توسط (SINA)

  1. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    یک چشم من اشک است آن چشم دگر افسوس بی‌تابم و بی‌خواب در حسرت یک بوس UTPjB
  2. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    با تکان مختصر سر از اتاق بیرون رفت. در اتاق که بسته شد، سکوت دوباره میان قفسه‌های بایگانی نشست. چند لحظه همان‌جا ایستادم و به صدای قدم‌های کریمی که در راهرو دور می‌شد گوش دادم و بعد نگاهم بی‌اختیار روی قفسه‌ها چرخید؛ بوی کاغذهای کهنه و پوشه‌های قدیمی تمام فضا را پر کرده بود. نور کم‌رنگ لامپ سقفی...
  3. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    جوابش منطقی بود؛ اما نمی‌دانستم چرا نتوانستم خودم را قانع کنم. چند پیچ دیگر را پشت سر گذاشتیم تا مقابل اتاق کوچکی رسیدیم که روی در آن نوشته شده بود: «بایگانی خدمات» کریمی در را باز کرد و کنار رفت: «چند دقیقه صبر کن. یه فرم باید از این‌جا بردارم.» داخل اتاق بوی کاغذهای کهنه و پوشه‌های قدیمی...
  4. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    از انباری بیرون آمدیم و در قدیمی با همان صدای خفه پشت سرمان بسته شد و دوباره وارد راهروی باریک شدیم. چند متر جلوتر، کریمی مقابل یک در فلزی بزرگ ایستاد. کارت ورودش را روی دستگاه کشید و قفل الکترونیکی با صدای کوتاهی باز شد. هوای سردی از داخل اتاق به صورتم خورد و با ورود به داخل، اولین چیزی که جلب...
  5. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    آرام وارد راهرو شدم و هرچه جلوتر می‌رفتم، نور کمتر می‌شد. دیوارها قدیمی‌تر بودند و رنگ سفیدشان سال‌ها پیش زیر لایه‌ای از رطوبت و ترک‌های باریک گم شده بود. لامپ انتهای راهرو مدام چشمک میزد و هر بار چند لحظه همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رفت. در انتهای راهرو دری چوبی نیمه‌باز دیده می‌شد که هیچ تابلویی...
  6. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    کریمی بدون اینکه قدم‌هایش را آهسته کند، گفت: «دیروز بیشتر درباره‌ی روند جمع‌آوری پسماندها صحبت کردیم؛ اما یه قسمت دیگه هم هست که بد نیست ببینیش. معمولا کمتر کسی سراغش میاد.» چشم از راهرو برنداشتم: «چه بخشی؟» با صدایی خش‌دار زمزمه کرد: «محل نگهداری موقت پسماندها. قبل از اینکه تحویل ماشین حمل...
  7. (SINA)

    اطلاعیه فراخوان سوژه شو |بهار تا تابستان۱۴۰۵

    منم بیام c54c27_25ndke-hanghead ✅
  8. (SINA)

    عکس آشپزی‌های من و تو 👩‍🍳🧑‍🍳

    ساندویچ v818879_ فقط نون تستای اینجا کله‌شون دوتا دایره نداشت neutral{"_
  9. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    نفسی بیرون دادم: «ممنون، حتما.» لبخند کوتاهی زد و از من خداحافظی کرد و چند لحظه بعد میان جمعیت خیابان گم شد؛ اما من هنوز همان‌جا ایستاده بودم و نمی‌دانستم چرا از میان تمام حرف‌هایی که زده بود، فقط یک جمله در ذهنم مانده بود: «علوی معمولا آخرین انتخاب بچه‌هاست.» نمی‌دانستم منظورش فقط سخت بودن...
  10. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    خوش اومدی. در همیشه برای تو بازه :bouquet: همیشه بیا تاپیک رو آپ کن 15cb28_25512 فعلا هر چی تو یخچال پیدا بشه Popcorn ته چین داریم جنگل. جای خوبیه تنها بین اون همه درخت و دور از آدما چون هیشکی نمیاد همه داستانش رو تعریف کنه...
  11. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    خب فک کنم دوست اون دختره هستین.. اسمش evil girl بود آره؟ یا همون seti قدیم Dandoon خب احتمالا میرم یه جای آروم و یه هدفون می‌ذارم و یه قهوه درست می‌کنم و شروع می‌کنم به نوشتن. این سه‌ تا همیشه حالم رو بهتر می‌کنن Tea
  12. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    سلام به شما داشتن مواد اولیه باکیفیت. توی خیلی از کلیپ‌های آشپزی که نگاه میکنم (مثلا کره‌ای ها) اصن این مواد انگار از سیاره دیگه میان. گوجه‌شون ۱۰ برابر بزرگ‌تر و قرمز. گوشت‌شون صورتی‌تر و بزرگ‌تر از گوشتای تریاکی قهوه‌ای ما Lagh کیک و شیرینی رو بیشتر دوس دارم کباب این -2-35- قرار بود رو*ن...
  13. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    سلام پاگنده Tea آنا د آرماس اون دوران که فکر می‌کردم عکس گرفتن از هر چیزی و گذاشتنش تو استوری خیلی باحاله. الان که نگاه می‌کنم میگم چرا؟p31022_ به ننه یکی از دوستای دوران مدرسم Lagh2 «پسرت دستش خراب شده، یکم بیشتر مراقبش باش.» اگه بگم که دیگه رار نیست Dandoon شاید بزرگ‌ترین ناامیدی‌ هام این...
  14. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    به‌به سلام به منتقد انجمن Smoke چون به من گفتن مدت زیادیه که پروفایلت همینجوری مونده و فسیل شده یه چیز جدید بزار عوض کن و منم این عکس رو گذاشتم -2-37-=}
  15. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    عه سلام روباه -2-37-=} خوش اومدی آروم، کنجکاو، مسئولیت‌پذیر شوخی‌های ناگهانی و موقعیت‌هایی که هیشکی انتظارش رو نداره خب اولش چند ساعت شهر رو بدون شلوغی و تو آرامش می‌گردم و بعد میرم کتابخونه، موزه‌ها و جاهایی که همیشه شلوغ بودن رو با خیال راحت ببینم. آخر شب هم غروب خورشید رو از یه جای خیلی...
  16. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    سلیطه‌ی انجمن بیشتر بهت میاد 252927_25228 اینقد اصرار کردی واسه گرفتن مدال آقای نمونه که قاطی شد مشخص نیس چی به چیه Dandoon نه، نهایتش میگن از اون دخترای همه‌فن‌ حریفه ولی قانون مدال هنوزم تغییر نکرده 15cb28_25512 اوکی من منتظرم هر وقت تونستی مدرک و شواهد و مستندات رو ارائه بده smilies
  17. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    به‌به ببین کی اومده. سلام آقا کوچولوی نمونه Watermelon اگه یه روز معامله‌ی خوبی پیشنهاد بدی شاید بشه مذاکره کرد pesar_{" پشت هر مدالی یه خاطره هست جوجو، نمیشه به این سادگی عوضش کرد چون هنوز ارزش واقعی مدال‌هامون رو کشف نکردی 15cb28_25512 ما اینا رو با خون دل بدست آوردیم راحت به هر کسی واگذار...
  18. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    راستش بیشتر با دیدن دستورهای توی اینستا و البته خراب کردن چند تا غذا یاد گرفتم Dandoon هر بار یه چیز جدید امتحان کردم تا کم‌کم دستم راه افتاد دفتر مخصوص واسه آشپزی یا دفتر نقاشی رو میگین؟ -65-{} نه اتفاقا برعکس. دستورهام رو یا توی گوشی ذخیره میکنم یا توی ذهنم. هر بار هم یه کم تغییرشون میدم برای...
  19. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    لبخند کوتاهی زد: «هر وقت خواستی بیا. تا وقتی پروژه‌ت تموم نشده، این‌جا غریبه نیستی.» تشکر کردم و دستم را برای خداحافظی جلو بردم. دستم را فشرد؛ اما درست پیش از آنکه برگردد، انگار چیزی یادش آمده باشد، مکث کوتاهی کرد: «راستی...» نگاهش برای لحظه‌ای از روی صورتم گذشت و به انتهای راهرو افتاد: «اگه یه...
  20. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۹ | (SINA)

    سلام به شاعر زحمت‌کش انجمن Popcorn ۱- آره ۱۰۰٪ Dandoon انیمیشن کورالین رو دیدی؟ باباش با ذوق و شوق می‌گفت: «دختر عزیزززز بابا، پختم براش صد مدل غذا، میخوره همشو اون با اشتها..» منم تقریبا همون مدلی‌ام. وقتی حال و حوصله داشته باشم دلم می‌خواد هی چیزای جدید امتحان کنم و از آشپزی لذت ببرم، نه...
  21. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    کریمی نگاهی به محتویات آن انداخت و خیلی آرام سری تکان داد. در همان لحظه که انگار حضورم را حس کرده باشند، هر دو تقریبا هم‌زمان سرشان را بالا آوردند و نگاه استاد مختاری مستقیم روی من نشست. چند ثانیه سکوت برقرار شد و بعد گوشه‌ی لبش آرام بالا رفت. نه از روی تعجب... بلکه انگار از قبل می‌دانست دیر یا...
  22. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    نگاهش برای لحظه‌ای روی جای خالی تابلو ثابت ماند؛ نه تعجب کرد و نه اخم. فقط سکوت کرد و چند ثانیه بعد، نگاهش را از تابلو گرفت و آرام روی صورتم نشاند: «شما دانشجویین؟» نفس آرامی بیرون دادم: «بله... بهداشت محیط.» لبخند خیلی محوی زد؛ از آن لبخندهایی که بیشتر شبیه پنهان کردن یک فکر بود تا نشانه‌ی...
  23. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    سری به نشانه‌ی تایید تکان داد: «خوش به حال‌تون. من هنوز بیشتر اطلاعاتم مونده و احتمالا چندین بار باید برم.» لبخند کم‌رنگی روی لبم نشست: «فکر کنم آخر ترم همه‌مون چند بار مسیر بیمارستان‌ها رو حفظ بشیم.» چند لحظه سکوت بین‌مان افتاد. بعد اینکه انگار چیزی یادش آمده باشد، نگاهم کرد: «یه چیزی... علوی...
  24. (SINA)

    عکس آشپزی‌های من و تو 👩‍🍳🧑‍🍳

    اینو یادتونه؟ v818879_ غذاشون رو پختم
  25. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    نگاهش آرام روی صورتم ثابت ماند: «بیشترتون فقط همون چیزایی رو می‌نویسین که بهتون گفته میشه.» چند ثانیه طول کشید تا منظورش را بفهمم. ادامه داد: «بهداشت محیط فقط حفظ کردن دستورالعمل‌ها و نوشتن گزارش نیست. باید ببینی، دقت کنی و سوال بپرسی. بعضی وقت‌ها مهم‌ترین نکته همون چیزیه که هیچ‌کس درباره‌ش حرفی...
  26. (SINA)

    بازی کاربری در موقعیت

    مدالم گفت من اهل رابطه‌ی لانگ‌ دیستنس نیستم. عشقش به صاحبش بیشتره‌ خیالت راحت 252927_25228
  27. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    طلا گرونه، ما با اعتماد به نفس مینویسیم smilies مدال‌دزد بعضیا با محدودیت‌ها ستاره میسازنا.. بعضیام کاری میکنن ستاره‌ها ازشون الگو بگیرن Popcorn
  28. (SINA)

    بازی کاربری در موقعیت

    مدال من قرارداد داره و بر اساس اون فرار از محل خدمت براش ممنوعه smiliesپا در بیاره هم اول ازم اجازه میگیره
  29. (SINA)

    نقد کاربر رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    نام اثر: سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) نویسنده: سینا صیقلی ژانر: ترسناک، علمی–تخیلی، تریلر، تراژدی خلاصه: ماه‌ها از نابودی نسل اول هیولاهای مهندسی‌شده گذشته، اما جهان هنوز در سایه‌ی آن فاجعه زندگی می‌کند. وقتی در آمریکای جنوبی گزارش‌هایی از موجوداتی ناشناس پدیدار می‌شود، دولت حفاظت تنها یک...
  30. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    صبح روز بعد هوا مثل همیشه ابری بود. ابرهای خاکستری روی آسمان اردبیل کشیده شده بودند و نسیم خنکی شهر را پر کرده بود. از همان خیابان باریک همیشگی گذشتم و خودم را به دانشگاه رساندم. همه چیز مثل همیشه عادی بود؛ صدای خنده‌ی چند دانشجو از کنار آلاچیق‌ها می‌آمد. چند نفر روی نیمکت‌ها نشسته بودند و...
  31. (SINA)

    بازی کاربری در موقعیت

    با این حجم اعتماد به نفست، مدال خودش میاد در خونتون smilies
  32. (SINA)

    صندلی داغ سری ۱۷۷ |hary

    عه توام اینجایی که Watermelon سلام رفیق مخ‌زن‌شناس بریم یکم سوالای داغ بپرسم ۱- بگو بینم دوست داری همسر آیندت چه شکلی باشه و چه خصلت‌هایی رو دارا باشه؟ ۲- یکی از باحال‌ترین خاطره‌هات؟ ۳- یکی از بدترین سوتی‌هایی که دادی؟ ۴- رد دد یا جی‌تی‌ای؟ 15cb28_25512 ۵- آخرین آهنگی که گوش دادی؟ ۶- فیلم یا...
  33. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    آقای نمونه ما سنگین‌تر از اینا میتونیم مخ‌زنی کنیما.. ولی خب اینجا جلو بزرگ‌ترا دست و بالمون یکم بستس نمیشه اونا رو نوشت Watermelon
  34. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    خانم میدونستی فلسفه‌ی فاصله‌ی بین انگشتای دستت چیه؟ که اونا رو با انگشتای من پر بکنی smilies
  35. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین قالب مثنوی؛ از روایت تا حماسه •

    •○°●‌| به نام خدای داستان‌های منظوم |●°○• درود به همراهان تالار شعر 🌿 به کارگاه تمرین قالب مثنوی خوش آمدید. در این کارگاه تلاش می‌کنیم قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چگونه با استفاده از قافیه‌های مستقل، داستانی روان و روایتی تاثیرگذار یا اندیشه‌ای عمیق را در قالب مثنوی به شعر تبدیل کنیم. در این تاپیک،...
  36. (SINA)

    آموزش میراث هزارساله‌ی واژه‌ها؛ آموزش قالب‌های شعر فارسی | • اختصاصی کافه نویسندگان •

    🌿 آشنایی با قالب مثنوی 🌿 مثنوی یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین قالب‌های شعر فارسی است. این قالب به دلیل آزادی در قافیه بهترین انتخاب برای سرودن شعرهای بلند، داستانی، حماسی، عرفانی و آموزشی به شمار می‌رود. بزرگ‌ترین آثار ادبی ایران مانند شاهنامه‌ی فردوسی، مثنوی معنوی مولوی، خمسه‌ی نظامی و...
  37. (SINA)

    همگانی [ نبودنت حس شد ]

    @تاجِرِ غَم کجایی شوتی سوار @یاسمن بهادری
  38. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    در تمام مسیر، شهر مثل همیشه در جریان بود. ماشین‌ها از کنار هم عبور می‌کردند، مغازه‌ها کرکره‌هایشان را بالا کشیده بودند و مردم بی‌آنکه بدانند در ذهن من چه می‌گذرد، سرگرم زندگی خودشان بودند. وقتی به خانه رسیدم، اولین کاری که کردم این بود که دفترچه‌ی یادداشتم را روی میز گذاشتم. کتری را روشن کردم و...
  39. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    مشغول یادداشت کردن توضیحاتش شدم. همه چیز دقیق، منظم و مطابق چیزهایی بود که سر کلاس خوانده بودیم؛ تا اینکه صدای باز شدن در از پشت سرمان آمد. مردی با لباس خدماتی وارد شد؛ چرخ حمل پسماند را هل می‌داد و زیر لب چیزی را با خودش زمزمه می‌کرد. تا چشمش به کریمی افتاد، قدم‌هایش را آهسته‌تر کرد: «مهندس...»...
  40. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    نگاهی به من انداخت و لبخند دوستانه‌ای زد: «سلام.» لبخندی کوتاه زدم: «سلام.» دستش را به سمتم دراز کرد: «من کریمی هستم. مسئول جمع‌آوری و انتقال پسماندهای بیمارستان.» دست دادیم؛ برخلاف بیشتر کارکنانی که تا آن لحظه دیده بودم، چهره‌اش خسته به نظر نمی‌رسید. مسئول بخش خدمات نگاهی به ساعتش انداخت: «خب...
  41. (SINA)

    عکس آشپزی‌های من و تو 👩‍🍳🧑‍🍳

    کیک چند لایه رنگارنگChador
  42. (SINA)

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    گاهی وقتا می‌خوایم بنویسیم واقعا داریم به چی فکر می‌کنیما اما تایپ نمی‌کنیم یا تایپ می‌کنیم و حذفش می‌کنیم چون نمی‌خوایم نمیخوای‌م اون چهره خوب و امیدوار و پر نشاط و مثبت، خراب بشه
  43. (SINA)

    اطلاعیه [تاپیک جامع درخواست و دریافت مدال]

    درود درخواست مدال نفر اول مسابقات برای @asal~ نفر دوم مسابقات برای @.YEGANEH. و نفر سوم مسابقات برای @مسافر بینام
  44. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده هفتم مسابقه @اقیــانــــــوس عزیز «چله‌ی ابدیت» شب است و تیره، جهان در سکوت سنگینی‌ست فغان باد در این دشت، روضه‌ی چینی‌ست میان خیمه، من و بغض کهنه‌ی پولاد که بازتاب تنم در خم آن می‌بینی‌ست فردا منم و وسعت این تیر بلاکش که تقدیر زمین در تپش دست...
  45. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده ششم و نفر سوم مسابقه @مسافر بینام عزیز شبِ واپسین (از زبان آریوبرزن) امشب به گوشِ کوهستان، نجوایِ راز آورد باد از نفسِ فردا، بویِ تلخِ آغاز آورد خفته‌اند یاران و من از خوابِ خود گریزانم شب در میانِ چشمانم، هراسِ پرواز آورد من نه از تلاطمِ تیغ...
  46. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده پنجم مسابقه @حیات۰ عزیز لحظه مرگ سهراب در واپسین «اسم خونابه مرگ» خون می‌تپد بر پیکرم، رقصی چنین در خون به پا میراثِ نبردِ من و توست، این لعلِ غلطان در فضا پدر چرا دستانِ تو، در لرزه افتاده‌ست؟ از سوزِ خاک است این لرزه، یا گرمیِ رنجِ ولا؟ من...
  47. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده چهارم و نفر دوم مسابقه @.YEGANEH. عزیز «آخرین شب آذرمیدخت» به بامِ خسروان روزی مرا خورشید می‌خواندند فلک بر آستان تختِ زر، تعظیم می‌آورد به نامِ داد، فرمان در سراسر مُلک می‌راندم که عدل از سایهٔ تاجم به هر اقلیم می‌گسترد نه بیم باد حادث بود...
  48. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده سوم @بی صدا عزیز «فرهاد به شیرین برسان» جان بیا امشبی از فکر، تو آزادم کن و در این حجره‌ی غمناک ملاقاتم کن از همان لحظه‌ی ننگین خبر آمدنت داغ دارم تو بیا لحظه‌ای خاموشم کن ز تمنای تو، من تیشه به این کوه زدم حال جانا تو بیا یک دفعه آوارم کن...
  49. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• شرکت کننده دوم و نفر اول مسابقه @asal~ عزیز ( محراب دُر رویین تن) ( شعر از زبان اسفندیار گفته شده است.) امشب، شب وداعِ من و آسمان من است امشب، سکوت، هم‌نفس استخوانِ من است فانوسِ ماه، لرزه به دامانِ شب فکند گویی که بیم، میهمان آستانِ من است بر زره گران،...
  50. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| آثار شرکت‌کنندگان مسابقه |●°○• در ادامه، آثار ارسالی شرکت‌کنندگان این مسابقه به ترتیب منتشر خواهد شد. از تمامی عزیزانی که با ذوق، خلاقیت و قلم ارزشمند خود در این رویداد همراه ما بودند، تشکر می‌کنیم t-icon12 امیدواریم مطالعه‌ی این آثار برای شما نیز لذت‌بخش باشد. شرکت کننده اول مسابقه...
  51. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    •○°●‌| به نام خالق واژه‌ها |●°○• 🌿 درود به همراهان گرامی کافه نویسندگان 🌿 بدین‌وسیله به اطلاع می‌رساند مسابقه‌ی شعر «آخرین شب» پس از پایان مهلت ارسال آثار و بررسی اشعار با داوری @(SINA) و مدیریت @Tiam.R به پایان رسید. از تمامی عزیزانی که با ذوق، خلاقیت و قلم ارزشمند خود در این مسابقه شرکت...
  52. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین قالب قطعه؛ از اندیشه تا پیام •

    درود خسته نباشید تمرین خیلی خوبی بود. موضوع امانت‌داری رو از ابتدا تا پایان حفظ کردین و شعر هم پیام مشخصی داره. این یکی از ویژگی‌های مهم قطعه حساب میشه. فقط یه نکته برای بهتر شدن تمرین بگم؛ واژه‌های عار، یادگار و شرمسار هم‌قافیه هستن ولی واژه‌ی اعتبار از نظر قافیه باهاشون هماهنگ نیست؛ با این حال...
  53. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    این بار هر دو خندیدیم و فضای رسمی اول ملاقات کمی شکسته شد. مرد از پشت میز بلند شد، پوشه‌ای برداشت و با اشاره به در خروجی لبخند زد: «خیلی خب. بیا بریم یه دور بخش‌ها رو ببینیم.» از اتاق خارج شدیم و وارد راهروی بیمارستان شدیم. در طول مسیر درباره‌ی تفکیک پسماندهای عفونی، مخازن زردرنگ، نحوه‌ی...
  54. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین قالب قطعه؛ از اندیشه تا پیام •

    •○°●‌| به نام خدای واژه‌های اندیشمند |●°○• درود به همراهان تالار شعر 🌿 به کارگاه تمرین قالب قطعه خوش آمدید. در این کارگاه یاد می‌گیریم چگونه یک موضوع مشخص را با زبانی روان و هدفمند در چند بیت بیان کنیم و با حفظ قافیه و انسجام، شعری تاثیرگذار و ماندگار بنویسیم. در این تاپیک، پاسخ تمرین مربوط به...
  55. (SINA)

    آموزش میراث هزارساله‌ی واژه‌ها؛ آموزش قالب‌های شعر فارسی | • اختصاصی کافه نویسندگان •

    🌿 آشنایی با قالب قطعه 🌿 قطعه یکی از قالب‌های قدیمی و پرکاربرد شعر فارسی است. برخلاف غزل که بیشتر برای بیان عشق و احساسات به کار می‌رود، قطعه معمولا برای بیان یک نکته، اندرز، انتقاد، طنز، مسائل اجتماعی یا توصیف یک اتفاق سروده می‌شود. بسیاری از شاعران بزرگ مانند سعدی، پروین اعتصامی، ایرج میرزا،...
  56. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین قالب قصیده؛ از اندیشه تا شکوه کلام •

    درود 🌿 برای شروع کار خوبیه، مشخصه مفهوم قصیده رو تا حدی متوجه شدین. موضوع اصلی رو از ابتدا تا پایان حفظ کردین و از فضای طبیعت خارج نشدین. باید بدونین این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های قصیده هست. در کنارش قافیه رو هم تا پایان شعر به خوبی نگه داشتین. ولی خب درباره سوالی که پرسیدین. حق با خودتونه؛ این...
  57. (SINA)

    دنباله‌دار کاربر بعدی ...

    نه موهاش بلنده
  58. (SINA)

    همگانی همین الان داری به چی فکر می‌کنی؟

    به اینکه چقدر با تنهایی زندگی کردن حال میکنم حالم خوبه و تو فرکانس درستی ام Bag
  59. (SINA)

    همگانی داری به چه آهنگی گوش میدی ؟

    http://dl.face1music.net/rasane/1400/Bahman/29/Hamid%20Askari%20-%20Baroon.mp3
  60. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    مهلت ارسال آثار به پایان رسید. از همه‌ی شرکت‌کنندگان عزیز بابت حضور و همراهی در این مسابقه سپاسگزاریم. نتیجه‌ی نهایی مسابقه پس از بررسی و داوری آثار تا دو روز آینده اعلام خواهد شد.
  61. (SINA)

    عکس آشپزی‌های من و تو 👩‍🍳🧑‍🍳

    کیک لایه لایه با کلی چیپس شکلات داخلش
  62. (SINA)

    همگانی [ الآن چه احساسی داری؟ ]

    انگار از هر چیزی یه ته مونده‌ای ازم مونده از صبرم، از حوصله‌ام ذوقم، انگیزه‌ام، توانم..
  63. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    آن سوی خیابان چند رستوران و بستنی‌فروشی در حال آماده شدن برای شروع روز بودند. خیابان هنوز شلوغ بود، اما هرچه جلوتر می‌رفتیم ازدحام کمتر می‌شد. بعد از عبور از یک چراغ قرمز طولانی، مسیر کم‌کم خلوت‌تر شد. ساختمان‌ها کوتاه‌تر و رفت‌وآمد مردم کمتر شد؛ و در نهایت پشت شاخه‌های درختان و دیوارهای بلند،...
  64. (SINA)

    طنز یه مخ زنی‌مون نشه؟

    ببخشید خانوم شما خربزه‌این؟ آخه میخوام بخورمتون و.. پای لرزتون بشینم jc_ghey
  65. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    آن شب بعد از شام روی تخت دراز کشیده بودم و بی‌هدف میان پیام‌های تلگرام می‌چرخیدم. بیرون از پنجره، آسمان اردبیل آرام و ابری بود و نور زرد چراغ‌های خیابان روی دیوار اتاق افتاده بود. اعلان جدیدی روی صفحه ظاهر شد؛ گروه کلاس. آیناز پیام داده بود: «بچه‌ها بالاخره بیمارستان‌ها رو انتخاب کردید؟» چند...
  66. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین قالب قصیده؛ از اندیشه تا شکوه کلام •

    •○°●‌| به نام خدای واژه‌ها |●°○•° درود به همراهان تالار شعر 🌿 به کارگاه تمرین قالب قصیده خوش آمدید. هدف این کارگاه تنها سرودن چند بیت نیست؛ بلکه تلاش می‌کنیم قدم‌ به قدم یاد بگیریم چگونه یک موضوع را از آغاز تا پایان منسجم پیش ببریم، قافیه را حفظ کنیم و با زبانی استوار و تصویرهایی تاثیرگذار،...
  67. (SINA)

    نظارت همراه رمان باززایش | ناظر serena

    سلام خوب هستین؟ سه پارت جدید فرستادم :gol narenji:
  68. (SINA)

    عالی رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    پوزخند تلخی روی صورت نیک نشست: «درست از وسط قلمرو اونا؟ اون‌جا سنگر دارن، تک‌تیرانداز دارن، مین‌گذاری کردن و...» برای لحظه‌ای مکث کرد و گفت: «و شب‌ها فقط شورشی‌ها اون اطراف نیستند.» سرمایی از ستون فقراتم بالا رفت. متیو با لحنی جدی پرسید: «اون زن بلوند می‌تونه کمکمون کنه؟» نیک بدون لحظه‌ای تردید...
  69. (SINA)

    عالی رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    مردی لاغر با صورتی استخوانی و چشم‌هایی گودافتاده جلو آمد. دستکش چرمی سیاهش را محکم‌تر کرد و هر دو دستش را روی درِ سنگین گاوصندوق گذاشت. درست پیش از آنکه در کاملا بسته شود، هیولا آخرین تقلا را کرد و خودش را با تمام نیرو به سمت شکاف پرت کرد. صورت متورم و سرخش برای لحظه‌ای میان در دیده شد و آن...
  70. (SINA)

    عالی رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) | سینا صیقلی

    از لثه‌هایش دندان‌هایی بلند، تیز و نامنظم بیرون زده بود؛ دندان‌هایی که بیشتر به آرواره‌ی یک شکارچی تعلق داشتند تا یک انسان. چشم‌هایش کاملا سیاه بودند؛ نه سفیدی داشتند و نه مردمکی که بتوان در آن چیزی تشخیص داد. ناخن‌های خمیده و بلندش از نوک انگشتانش بیرون زده بودند و با هر حرکت روی زنجیرهای...
  71. (SINA)

    مسابقه شعر °•°• آخرین شب | مسابقه شعر •°•°

    عزیزان زمان ارسال آثار مسابقه‌ی «آخرین شب» به مدت ۲ روز تمدید شد. اگه هنوز شعرتون رو ارسال نکردین این فرصت رو از دست ندید.
  72. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • مدرسه‌ی شعر؛ کارگاه قالب‌های شعری •

    درود تیام جان شروع خوبی داشتی و احساس دلتنگی در شعر قابل لمس بود. فقط اینکه تمرین مربوط به غزل بود و من ۷ بیت گفته بودم ولی تو ۳ تا فرستادی، این کلا غزل نبود Dandoon روی حفظ وزن و قافیه در تمام بیت‌های شعرم کار کن. قافیه‌ها نامنظم شدن. (گذرد، می‌گذرد، مرگ گذرد.) اگه شعرت رو به ۵ یا ۷ بیت گسترش...
  73. (SINA)

    آموزش میراث هزارساله‌ی واژه‌ها؛ آموزش قالب‌های شعر فارسی | • اختصاصی کافه نویسندگان •

    🌿 آشنایی با قالب قصیده 🌿 قصیده یکی از کهن‌ترین و باشکوه‌ترین قالب‌های شعر فارسی است. بسیاری از شاعران بزرگ مانند رودکی، فرخی سیستانی، عنصری، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، خاقانی و ملک‌الشعرای بهار شاهکارهای خود را در این قالب سروده‌اند. قصیده چیست؟ قصیده شعری است که از چندین بیت تشکیل می‌شود و از...
  74. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    چند ثانیه سکوت شد. مختاری نگاهش را از روی میز برداشت و گفت: «بعضی محیط‌ها برای یه بازدید ساده، اون‌قدرها هم ساده نیستند.» حرفش باعث شد کمی متعجب شوم. استاد عالیقدر پرسید: «منظورتون چیه؟» مختاری با نگاهی که نمی‌توانستم معنایش را بفهمم جواب داد: «منظورم اینه که بیمارستان علوی شرایط خاص خودش رو...
  75. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    با صدایی که تعجبم را پنهان نمی‌کرد گفتم: «یعنی اجازه‌ی بازدید نمی‌دید؟» نگاهش روی من ثابت ماند؛ به قدری که احساس ناراحتی کردم و بعد گفت: «نه. گفتم بیمارستان رو عوض کن.» برگه را به سمت من هل داد و گفت: «یه مرکز دیگه انتخاب کن و دوباره بیار.» برگه را گرفتم و حس عجیبی داشتم. نه از اینکه مخالفت کرده...
  76. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    برگه را گرفتم؛ چند لحظه سکوت کردم و بعد گفتم: «استاد مختاری؟» استاد ادامه داد: «بله. ایشون مسئول تایید نهایی این بازدیدها هستند.» جوابی نداشتم؛ سرم را تکان دادم و گفتم: «ممنون استاد.» قبل از اینکه از اتاق خارج شوم، گفت: «آقای رستگار؟» آرام به سمتش برگشتم: «وقتی رفتید بیمارستان، فقط دنبال پر کردن...
  77. (SINA)

    در حال تایپ رمان اتاق سیزده | مسابقه رمان‌نویسی

    باید خودم کاری انجام می‌دادم. دکمه‌ی تماس را فشار دادم. صدای بوق تلفن در گوشم پیچید. بعد از چند لحظه، صدایی پاسخ داد: «سلام. بله بفرمایید.» نفس کوتاهی کشیدم و گفتم: «سلام، وقت‌تون بخیر. من دانشجوی رشته‌ی بهداشت محیط از دانشگاه علوم پزشکی اردبیل هستم. برای یک پروژه‌ی درسی مربوط به مدیریت پسماند...
  78. (SINA)

    اطلاعیه درخواست نقد اولیه شورا | رمان

    سلام وقت بخیر درخواست نقد رمان سایه‌های مرده (جلد دوم: باززایش) ۳۱ پارت https://forum.cafewriters.xyz/threads/43153/
  79. (SINA)

    دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین شعر مینیمال؛ از سکوت تا واژه •

    درود فضای احساسی و گفت‌وگوی درونی شعرت خیلی قوی بود و حس خوبی منتقل می‌کرد. فقط این شعر مینیمال نبود و با موضوع خیلی فاصله داشت؛ چون بیشتر روایت و توضیح در شعر دیده می‌شد. بیشتر شعر نو روایی بود. اگه تصویرها کوتاه‌تر و فشرده‌تر می‌شدن شعر به فضای مینیمال نزدیک‌تر می‌شد. فضای شاعرانه و چینش...
  80. (SINA)

    تولد تولد وانیلمون 🥺💕 | وانیـلྉ

    تولدتون مبارک Birthday
عقب
بالا پایین