مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

چه شدن آن طره پیوند دل و جان که دگر
دل بشکسته عاشق ننوازد به نسیم
حرف «ظ»

ظالم از ظلم نبندد بجز آتش طرفی
نیست روشن تر از این جمله برایش حرفی

نفر بعدی، لطفا با واو
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
ظالم از ظلم نبندد بجز آتش طرفی
نیست روشن تر از این جمله برایش حرفی

نفر بعدی، لطفا با واو
ویرانه نه آنست ک جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که بار هر نگه تو
صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

حرف «ج»
 
ویرانه نه آنست ک جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که بار هر نگه تو
صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

حرف «ج»

جان و جانان هر دو نتوان یافتن
گر همی جانانت باید جان‌فشان

نفر بعدی، لطفا با ی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
یوسف گم گشته بازآید به کنعان، غم مخور
کلبهٔ احزان شود روزی گلستان، غم مخو

حرف «ژ»

ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جو
موها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف

نفر بعدی، لطفا با
عین
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
ژولیده زلف فتنه خو، مخمور چشم کینه جو
موها پریشان کرده او، خونها چکان از هر طرف

نفر بعدی، لطفا با
عین
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست؟
حرف «ی»
 
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو؟
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست؟
حرف «ی»

یک زمان تنها بمانی تو ز خلق
در غم و اندیشه مانی تا به حلق

نفر بعدی، لطفا با ف
 
عقب
بالا پایین