تا حالا شده است، دلتان بشکند؟
تا به امروز بدون دلیل ، یکباره شروع کرده ای به گریه کردن؟ اصلا غم را حس کرده ای؟
غم احساسی ست که گرد نا امیدی را به قلب و گرد نخواستن و نشدن و نداشتن و نگفتن و.... تمام نه های جهان را به مغزت؛ مینشاند.
وقتی کسی از زندگیت میرود؛ اینکه کجا رفته است مهم نیست...
نام اثر: رد پا
موضوع: وانشات
سبک/ژانر: فلسفی/تراژدی/اجتماعی
دیباچه:
اثر تو بر این دنیا چیست؟ گریه هایت؟ بدشانسی هایت؟ داد زدن ها و هوار کشیدن هایت؟ حرف هایت تلخ هستند یا مثل نقل، شیرین؟
دل شکسته ای شاید... یا شاید هم دل کسی را شکسته ای. کج رفته ای، راست راه نرفته ای شاید... میدانی چیست بچه...
در هیاهوی مبارزه اش برای نیستی، وجودی را حس کرد.
موجودی را که تقلا میکند برای سر برآوردن از خاک... سر بر آورد.
جوانه ای پیدا شد... کوچک!
زیبا! بسیار زیبا.
سبز... به سبزی برگ سرو، ماندگار!
تنه ی سردش، گرم شد. شاخه های نازک و برگ های بی حالش جان گرفتند، خودش هم نمیدانست چه اتفاقی دارد...
در سرزمین خشک و شور، به سختی داشت دوام می آورد. زندگی به کامش تلخ بود، هیچ نقطه ای پیکره اش امیدی برای فردایش نداشت؛ یعنی روشنایی در او پیدا نبود،اگر خورشید پرتویش را از آن دریغ میکرد،در میان تاریکی دل خویش گم میگشت. خودش نهالی جوان بود، که جوانه وجودش بسیار ضعیف و شکننده بود.
درخشندگی...
نام اثر: دنیایش در این زندگی
نویسنده:راز ماه
ژانر:تراژدی، درام، اجتماعی
خلاصه: به هنگام سرمای زمستان و تاریکی شب های بلند،تنها چراغ دلش که گرما بخش و روشن کننده وجودش بود،فرزندانش بودند.
نام اثر: زندگی
موضوع: دلنوشته، خاطره
سبک: درام، تراژدی
دیباچه:
آری پس اینطور گذشت زندگی هایمان. با انتظار از دیگران در میانه راه سختی که خود انتخاب کننده آن بودیم. با حسرت و نا امیدی، گاهی شور و عاشقی، عقل داشتن و تظاهر کردن به جاهلی... ماندیم تا ببینیم پایانش را. تلخ و شیرین یا شور و سوخته...
نام اثر: دنیایش در این زندگی
نویسنده:راز ماه
ژانر:تراژدی، درام، اجتماعی
خلاصه: به هنگام سرمای زمستان و تاریکی شب های بلند،تنها چراغ دلش که گرما بخش و روشن کننده وجودش بود،فرزندانش بودند.
داخل خاک در کنار آن همه جانور، منتظر میماند تا بذر ها ریشه بدوانند و بزرگ شوند.
امیدش رشد و پر بار شدنشان...