نام اثر: دنیایش در این زندگی
نویسنده:راز ماه
ژانر:تراژدی، درام، اجتماعی
خلاصه: به هنگام سرمای زمستان و تاریکی شب های بلند،تنها چراغ دلش که گرما بخش و روشن کننده وجودش بود،فرزندانش بودند.
داخل خاک در کنار آن همه جانور، منتظر میماند تا بذر ها ریشه بدوانند و بزرگ شوند.
امیدش رشد و پر بار شدنشان بود. به هنگام سرمای زمستان و تاریکی شب های بلند، تنها چراغ دلش که گرما بخش و روشن کننده وجودش بود... فرزندانش بود. چشم به بزرگ شدنشان داشت...
انتظار برایش ارزان نبود. سخت بود. عمرش میگذشت. پیر تر و خشک تر میشد. شیره جانش را به پای جوانه های نازک و لطیفش میریخت... یاد نگرفته بود لذت ببرد از لحظه هایش! فقط درد کشیده بود...
زیبایی های زندگی برای او، فقط مراقبت کردن از کسانی بود که او انهارا بسیار دوست میداشت. زندگی برایش معنایی جز وقف کردن لحظه لحظه عمرش برای فرزندانش، ندلشت.
نویسنده:راز ماه
ژانر:تراژدی، درام، اجتماعی
خلاصه: به هنگام سرمای زمستان و تاریکی شب های بلند،تنها چراغ دلش که گرما بخش و روشن کننده وجودش بود،فرزندانش بودند.
داخل خاک در کنار آن همه جانور، منتظر میماند تا بذر ها ریشه بدوانند و بزرگ شوند.
امیدش رشد و پر بار شدنشان بود. به هنگام سرمای زمستان و تاریکی شب های بلند، تنها چراغ دلش که گرما بخش و روشن کننده وجودش بود... فرزندانش بود. چشم به بزرگ شدنشان داشت...
انتظار برایش ارزان نبود. سخت بود. عمرش میگذشت. پیر تر و خشک تر میشد. شیره جانش را به پای جوانه های نازک و لطیفش میریخت... یاد نگرفته بود لذت ببرد از لحظه هایش! فقط درد کشیده بود...
زیبایی های زندگی برای او، فقط مراقبت کردن از کسانی بود که او انهارا بسیار دوست میداشت. زندگی برایش معنایی جز وقف کردن لحظه لحظه عمرش برای فرزندانش، ندلشت.
آخرین ویرایش توسط مدیر: