نتایح جستجو

  1. Nargess86

    گپ و گفت گپ با خانواده کافه نویسندگان

    منظورتون نفهمیدوم به زبان مشهدی خخخ
  2. Nargess86

    گپ و گفت گپ با خانواده کافه نویسندگان

    قشنگ توضیح بده بابا
  3. Nargess86

    گپ و گفت گپ با خانواده کافه نویسندگان

    بچه ها یه سوال یه نفر براش خواستگار اومده و خواستگارشم پیتزا درست می‌کنه حالا یه راهنمایی بکنید تا به بنده خدا بگم
  4. Nargess86

    گپ و گفت گپ با خانواده کافه نویسندگان

    آره راست میگی من که داداشم خوب تربیت نشده با اینکه شش سالشه ولی هنوز خوب تربیت نشده هرکاری هم بکنیم نمیشه که نمیشه
  5. Nargess86

    شعر °اشعار تک بیتی°

    امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم تو خوب تر ز ماهی من اشتباه کردم فروغ بسطامی
  6. Nargess86

    شعر °اشعار تک بیتی°

    سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود تیر کج چون از کمان بیرون دود رسوا شود صائب تبریزی
  7. Nargess86

    شعر °اشعار تک بیتی°

    هرکس خود داند و خدای دلش که چیست در کجای دلش
  8. Nargess86

    اطلاعیه درخواست تگ انحصاری برای رمان | تالار رمان

    موضوع 'رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/ سلام درخواست تگ رمان رو داشتم
  9. Nargess86

    پایه رمان تَلازُم | سیده نرگس مرادی خانقاه

    کمی مکث نمود و تجزیه و تحلیل کرد که چه کسی پشت خط است؟! اما به جایی نرسید. - شما؟ سانیا پوزخندی زد و نیز گفت: - رو هوایی سهند! منم سانیا، رفیق سپیده! با به یاد آوردن سانیا آن هم در سرای سپیده، «آهانی» گفت. - خب که چی؟ چی می‌خوای؟ نوچی می‌کند و می‌گوید: - ببین سهند، حوصله‌ی وراجی کردن‌هاتو ندارم؛...
  10. Nargess86

    نظارت همراه رمان گادیم | ناظر:ماهک

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/42264/post-384813 سلام پارت جدید
  11. Nargess86

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی

    پدرش از این حرف طهورا کلافه شد و چشم‌هایش را بست. - طهورا‌، به من گوش بده! طهورا چیزی نگفت و به ادامه‌ی حرف‌های پدرش گوش سپرد. - خودت نظرت رو بگو! نظر تو برای من خیلی مهمه طهورا! طهورا نفسش را بیرون فرستاد و در حینی‌که به تخته نرد خیره میشد‌، گفت: - اصلاً مثبت نیست بابا! لبخندی در کنج لبان آقا...
  12. Nargess86

    نظارت همراه رمان در ریسمان اقیانوس | ناظر: زهرا سلطانزاده

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/post-379338 سلام پارت جدید
  13. Nargess86

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی خانقاه

    طهورا چشم‌هایش را محکم می‌بندد. فاجعه‌ی عظیمی برای او رخ داده بود. از آن طرف، خواستگار سمجش را باید رد می‌کرد و از آن طرف هم این پرونده‌ی منفور را باید به اتمام می‌رساند. خود را روی صندلی به چرم‌مانندش، اتکا داد و نیز گفت: - باشه! می‌تونی به جناب سرهنگ بگی؟ - از قبل گفته شده و سرهنگ به دلیل...
  14. Nargess86

    در حال تایپ رمان گادیم (جلد دوم ساکت نمی‌نشیند) | سیده نرگس مرادی خانقاه

    دست آوینا را گرفت و نیز به او گفت: - آوینا، امشب که عروسی ما دوتا هست؛ پس بیا باهم فرار کنیم! آوینا دستش را محکم‌تر گرفت و در گوش‌اش عاشقانه گفت: - برای سربه‌سر گذاشتن بقیه و به‌خاطر تو، باشه! آرش بیشتر خود را به آوینا نزدیک کرد و باری‌دیگر خود را به آوینا نزدیک کرد؛ آوینا در کنار آرش، حس خوبی...
عقب
بالا پایین