انجمن رمان نویسی

  1. Seraphina♡

    نقدانه «سری هشتم نقدانه | SaRAH.B مدیر طبیعت، جانداران، حقوق»

    تا حالا شده از برخورد مدیران نسبت به خودتون ناراحت بشید؟ازسارا نه انتقاد کنید و یا مشکلی رو بهشون گوشزد کنید و برخورد خوبی باهاتون نداشته باشند؟انتقادی نیست دختر خوبیه کاری رو بهشون بسپرید و یادشون برن و مسئولیت کاری که بر عهده دارن رو پذیرا نباشن؟پیش نیومده
  2. Monji

    «سری هشتم سوژه آواتار | Blue berry مدیر ادبیات»

    ممنون از همه رفقا که شرکت کردین❤
  3. ب

    « اگه ... بودی »

    1- اگه نوشیدنی بودی: آب 2- اگه کشور بودی: دوبی 3- اگه بیماری بودی: سرماخوردگی 4- اگه غذا بودی:دلمه 5- اگه خواننده بودی:سیاوش قمیشی 6- اگه بازیگر بودی: 7- اگه تالار ( انجمن کافه وریترز ) بودی:معماری 8- اگه کانال (تلگرام) بودی:موسیقی، پادکست، انگیزشی 9- اگه آهنگ بودی: تو شدی دلیل اینکه....سوگند...
  4. Kallinu

    دومین دوره جایزه کتاب سال آذربایجان شرقی فراخوان داد.

    انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان دومین دوره جایزه کتاب سال آذربایجان‌ شرقی با همکاری موسسه خانه‌کتاب و ادبیات ایران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان‌شرقی با بخش ویژه چهلمین سالگرد دفاع‌مقدس برگزار می‌شود. به گزارش خبرگزاری تسنیم، به نقل از روابط عمومی مؤسسه خانه‌کتاب و ادبیات ایران،...
  5. جانان

    قوانین تالار کمیک | انجمن کافه نویسندگان

    بسمه تعالی انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان ضمن تشکر و قدردانی از حضور و فعالیت شما در این بخش، تقاضا داریم از ارسال بیهوده پرهیز کرده و پیش از آغاز فعالیت، قوانین نامبرده را به انجام برسانید؛ 1. پیش از ایجاد تاپیک، ابتدا از تکراری نبودن آن اطمینان حاصل کرده و بعد ارسال کنید. 2. از ارسال پست...
  6. Sajjad

    قوانین قوانین تالار اخبار | انجمن کافه نویسندگان

    بسمه تعالی انجمن رمان نویسی کافه نویسندگان ضمن تشکر از حضور و فعالیت شما در این تالار، تقاضا داریم به قوانین وضع شده پایبند بوده و فضای منسجمی را برای خود و دیگر کاربران شکل دهید؛ 1. خبری که ارائه می کنید، بایستی منبع آن ذکر شود. مثال: [خبرگزاری ایسنا، تسنیم، و ...] 2. خبر نباید دارای لینک...
  7. نازلـی

    پاورقی | انجمن کافه نویسندگان

    تو گرچه تکیه گاه منی، اما خود، در تنهایی، ساقه ی باریک یک گل مینایی. مگذار حتی نسیم یک اضطراب، این ساقه ی نازک را مختصری خم کند. شکستن تو، درهم شکستن من است. ?نادر ابراهیمی
  8. سادات.۸۲

    قوانین قوانین جامع نگارش وان‌شات | انجمن کافه نویسندگان

    بسمه تعالی ضمن تشکر از فعالیت شما در این عرصه از نگارش خواهشمندیم پیش از ایجاد تاپیک، به موارد نامبرده توجه نمایید؛ ⭕قوانین 1. تاپیک وان‌شات احتیاجی به تایید از سوی مدیریت ندارد. 2. از نگارش محتوای غیراخلاقی و خلاف عرف خودداری کنید. 3. پیش از نگارش وان‌شات، تاپیک مربوطه را (وان‌شات چیست) با...
  9. P

    «سری هفتم سوژه آواتار | Parham کاربر انجمن»

    ممنون از همه ?
  10. B

    دفترکار طراح ملیکا کمال

    به قلم: @آیه داستان کوتاه بکشی دست روی تنهاییت
  11. T

    دفترکار طراح dawshtm

    نام رمان: فرشته بی بال نویسنده: @سیده نرجس کشاورزی
  12. S

    [ طراح دختر آریایی ]

    نام رمان: چند دیوانه غمگین نویسنده: @نازلی
  13. نارنـگـی؛

    نظرسنجی * نظرات و انتقادات شما درباره‌ی تالار سینما*

    سلام متاسفانه با وجود ایده های خوب و جدید کادر مدیریت سینما خود تالارتون خیلی بهم ریخته هست؛ اول ازهمه اینکه دوتا تاپیک جامع اخبار سینما هست: https://forum.cafewriters.xyz/threads/7370/ https://forum.cafewriters.xyz/threads/6011/ شایدبهتر بود مثل باقی بخش ها برای این هم بخش جدا ایجاد میکردید...
  14. pen lady

    دنباله‌دار [ به آواتار نفر قبلی چند میدی؟ ]

    ۱۰
  15. نازلـی

    [ دلنشـین های طولانی ]

    ‌‌ ما آدمها استاد حرف زدنیم؛ دوستش نداشته باش، دلتنگش نباش، اینقدر در برابرش ضعیف نباش، به عکسش آنجور نگاه نکن، جای خالیش را پر کن... به عمل کردنِ خودمان که میرسد؛ با دلتنگی و بغض به عکسش زل میزنیم و تند تند زیر لب حروفی شبیه حروف دوستت دارم میچینیم کنارِ هم... از جای خالی ای که پر نشده و نمیشود...
  16. دختر خوشگل انجمن

    پایان همکاری دفترکار طراح | کیاناز

    خانه‌ی قبرستانی @Gandom.asemani
  17. T

    [طراح ترلان محمدی]

    داستانک گل نرگس به قلم @KaTaYun
  18. T

    دفترکار طراح افتخاری نگار داردان

    رمان هم نفس من به قلم: @F R Z
  19. نهنــگ

    محفل ادبی [ راز کـلمات ]

    واژه اسپانیایی کِرِنسیا (Querencia): به معنی جایی که احساس امنیت میکنی، یه گوشه دنج اتاقت یا آغوش کسی که دوسش داری.
  20. L

    رمان ترجمه رمان ساحره‌ی گور| حنانه کاربر انجمن کافه نویسندگان

    درحالی که از پردۀ کنار تخت فاصله می‌گرفت صدای قدم‌هایش بر کف‌پوش لینولئوم به گوش می‌رسید. - صبر کنید. چه چیزی در مورد لباسا وجود داره؟ آن‌ها به عنوان مدرک توقیف شده بودند؛ خم شدم و پرده را کنار زدم. - من می‌خوام جان رو ببینم. هنسن در دید من نبود اما پرستاری را دیدم که به طرفم می‌آمد؛ چشمانش درشت...
عقب
بالا پایین