ترانه قربانی نیا
کاربر انجمن
هرگزدل
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
هرگزدل
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
دلبرهرگز
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
همسردلبر
این دلبر اگر رام نشد، دلبر دیگر
دلدار دگر، یار دگر، همسر دیگر
مادرهمسر
ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ
ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ ﭘﺴﺮﻡ
ﺗﻮ ﺟﮕﺮ ﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ
ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ
باغیمادر
تو را آنگونه میخواهم که باغی باغبانش را
شبیه مادر پیری که میبوسد جوانش را