همگانی یک پسر معقول -از نظر رمانها- باید چگونه باشد؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Negar .S.H
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
انجمن کافه نویسندگان

بسمه تعالی


من همینا به ذهنم رسید?

باز چیزی داشتید بگید ?

اسپم آزاد ?✔


1. سگ باشد. اخمو باشد. لبش هم به اثر سکته یک وری شده باشد و دائما درحال پوزخند زدن باشد!

2. کلی خاطرخواه داشته باشد. به هیچکدامشان هم محل سگ ندهد.

3. سرگرد پلیس مخفی باشد. استاد دانشگاه باشد. مدیر عامل شرکتی که "خودش" ساخته باشد. ماشین اسپورتیج داشته باشد.

4. بنشیند و مثل یک خل و چل با دختری خل و چل تر کل بیاندازد.

5. طوری بزند تو گوش معشوقه اش که معشوقه اش قهرمان گردش بشود.

6. اعصابش که خراب بشود مشت بکوبد به فرمان و زیر لب زمزمه کند "لعنتی"...!

7. برای دختر مورد علاقه اش یقه پاره کند.

8. پس از ازدواج از این رو به اون رو شده و تبدیل به یک پسر شاد و خنده رو و بازیگوش بشود :/
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
واقعا نمی‌دونم همشون پسر معقولن از نظر رمان ها?
اون قاتلی که دلش یخه و همش معشوقه اش رو اذیت می‌کنه و بعد عاشق میشه و یهو میشه همون پسر شیطون و مهربون بیست سال پیش
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه چیزی رو یادت رفت...
اونقدری عاشق پیشه دختره میشه که دست از سرش برنمیداره
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: marym
به نام خدا
آدم باشه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

Negar .S.H

مدیر بازنشسته
کاربر انجمن
نوشته‌ها
نوشته‌ها
340
پسندها
پسندها
751
امتیازها
امتیازها
133
سکه
3
آدمی باشه که هدف هاش و عشقش براش مهم باشه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: marym
دختر یا پسر، آنتاگونیست یا پروتاگونیست کلا فرق نداره هر شخصیت داستان باید انسانی و واقعی باشن. یعنی هم ضعف و اشتباه داشته باشن و هم نقاط قوت. هر کدوم باید انگیزه‌های منطقی و قابل فهم داشته باشن که رفتارهاشون رو قابل توجیه کنه. توی طول داستان تغییر کنن، رشد کنن یا حتی گاهی سقوط کنن( شخصیت ایستا نداشته باشن). شخصیتها باید طوری توصیف بشن که خواننده بتونه باهاشون همذات پنداری کنه. یعنی احساساتشون قابل درک باشه. تعادل باشه بین قوتها و ضعفاشون. مثلا کاراکتری که بسیار باهوش و مهربونه، بهتره گاهی هم لجباز یا کم‌صبر باشه. برای زوج داستانی بهتره ویژگی‌هایی داشته باشن که همدیگه رو کامل کنن نه اینکه کاملا مشابه باشن. شخصیتها باید زبانی متفاوت و سبک گفتاری متمایز داشته باشن که به شخصیتشون میخوره و خواننده حس کنه واقعا یه فرد جداست.
 
استاکر بودن تو بیشتر رمان‌ها معقوله -2-35-
این‌که پسره حواسش به تمام رفت و آمد دختر مورد علاقه‌ش باشه، تا با یه پسر دیگه حرف زد سریع بیاد وسطشون و کتک‌کاری کنه یا دختره رو بزنه و دعوا کنه که چرا داری با یکی دیگه حرف می‌زنی.
 
معقول یا باور پذیر؟

شخصیت‌پردازی پسر باید دختر پسند باشه!
خصوصاً در رمان‌های عاشقانه.
دخترا هم شیفته توجه هستن، حتی پسری که بدون هیچ حرفی فقط در طول داستان نگاه می‌کنه رو هم دوست دارن به نقش اصلی دختر برسه!
بقول خودمون شیپشون می‌کنن.
 
به نظرم تو شخصیت‌پردازی مهم‌تر از دختر یا پسر بودن یا حتی جذاب بودن برای مخاطب، اینه که کاراکتر انسانی و واقعی نوشته بشه. یعنی شخصیت باید هم نقطه قوت داشته باشه هم ضعف، انگیزه‌هاش قابل فهم باشه و رفتارهاش از یه منطق درونی بیاد نه صرفاً برای جذاب شدن. اینکه تو طول داستان تغییر کنه، رشد کنه یا حتی اشتباهات سنگین کنه باعث میشه باورپذیر بشه.
در کل شخصیت خوب اونیه که خواننده حس کنه یه آدم واقعی داره می‌بینه، نه یه کاراکتر کامل و بی‌نقص
.
دختر یا پسر، آنتاگونیست یا پروتاگونیست کلا فرق نداره هر شخصیت داستان باید انسانی و واقعی باشن. یعنی هم ضعف و اشتباه داشته باشن و هم نقاط قوت. هر کدوم باید انگیزه‌های منطقی و قابل فهم داشته باشن که رفتارهاشون رو قابل توجیه کنه. توی طول داستان تغییر کنن، رشد کنن یا حتی گاهی سقوط کنن( شخصیت ایستا نداشته باشن). شخصیتها باید طوری توصیف بشن که خواننده بتونه باهاشون همذات پنداری کنه. یعنی احساساتشون قابل درک باشه. تعادل باشه بین قوتها و ضعفاشون. مثلا کاراکتری که بسیار باهوش و مهربونه، بهتره گاهی هم لجباز یا کم‌صبر باشه. برای زوج داستانی بهتره ویژگی‌هایی داشته باشن که همدیگه رو کامل کنن نه اینکه کاملا مشابه باشن. شخصیتها باید زبانی متفاوت و سبک گفتاری متمایز داشته باشن که به شخصیتشون میخوره و خواننده حس کنه واقعا یه فرد جداست.
کاملاً موافقم اینکه شخصیت فقط خوب یا فقط بد نباشه و ترکیب ضعف و قوت داشته باشه دقیقاً همون چیزیه که باعث باورپذیری میشه مخصوصا انگیزه‌های منطقی خیلی مهمه چون اگر رفتار شخصیت دلیل نداشته باشه، حتی قوی‌ترین داستان هم مصنوعی به نظر میاد. رشد یا سقوط شخصیت هم باعث میشه داستان زنده‌تر باشه.
استاکر بودن تو بیشتر رمان‌ها معقوله -2-35-
این‌که پسره حواسش به تمام رفت و آمد دختر مورد علاقه‌ش باشه، تا با یه پسر دیگه حرف زد سریع بیاد وسطشون و کتک‌کاری کنه یا دختره رو بزنه و دعوا کنه که چرا داری با یکی دیگه حرف می‌زنی.
ممکنه تو بعضی رمان‌ها این مدل رفتارها برای هیجان داستان استفاده بشه ولی از نظر شخصیت‌پردازی حرفه‌ای، رفتار کنترل‌گر یا استاکری اگر نقد نشه یا اصلاح نشه بیشتر غیرواقعی و حتی مشکل‌دار به نظر میاد. جذاب بودن شخصیت نباید جای باورپذیری و سلامت رفتاری رو بگیره
معقول یا باور پذیر؟

شخصیت‌پردازی پسر باید دختر پسند باشه!
خصوصاً در رمان‌های عاشقانه.
دخترا هم شیفته توجه هستن، حتی پسری که بدون هیچ حرفی فقط در طول داستان نگاه می‌کنه رو هم دوست دارن به نقش اصلی دختر برسه!
بقول خودمون شیپشون می‌کنن.
به نظرم این بیشتر نگاه سلیقه‌ای و بازاریه تا اصول داستان‌نویسی
ممکنه بعضی ویژگی‌ها برای مخاطب جذاب‌تر باشه ولی اگر فقط بر اساس پسند مخاطب شخصیت ساخته بشه نتیجش یه کاراکتر سطحی میشه.
جذابیت خوبه ولی وقتی ارزش پیدا می‌کنه که کنار واقعیت و عمق شخصیت باشه
 
به نظرم این بیشتر نگاه سلیقه‌ای و بازاریه تا اصول داستان‌نویسی
ممکنه بعضی ویژگی‌ها برای مخاطب جذاب‌تر باشه ولی اگر فقط بر اساس پسند مخاطب شخصیت ساخته بشه نتیجش یه کاراکتر سطحی میشه.
جذابیت خوبه ولی وقتی ارزش پیدا می‌کنه که کنار واقعیت و عمق شخصیت باشه
smiliesآدم نباید حرفای شعارزده بنویسه، این تاپیک همگانی دقیقاً برای بیان سلایق ایجاد شده عزیزم. به نظر منم توی داستان نویسی اول اجرا مهمه نه اصول نویسندگی!
 
عقب
بالا پایین