تمامی افراد در طول زندگی خود بارها با شکست مواجه شده اند. با این حال در صورتی که تسلیم نشوید و به خود و مسیری را که انتخاب کردهاید باور داشته باشید، در آخر موفقیت برای شما خواهد بود. در واقع بسیاری از شکستهای انسان تنها به علت تصور غلط و اشتباه سایرین است. به همین خاطر در صورتی که با دری بسته مواجه شدید، توصیه میشود تا به جای ماندن در وضعیت ساکن، به دنبال راههای جدید و مناسبتری باشید.
کاوش کنید. داستانها، یادگاریها و بخشیهایی از دنیایی هستند که همچنان کشف نشدهاست؛ نویسنده باید با ابزاری که در اختیار دارد، تا جایی که میتواند کاوش کرده و این داستانها را در نهایت بکر بودن پیدا کند.
مقاومت مغز، یعنی حاضر باشیم هر کاری را انجام دهیم، جز کاری که باید انجام بدهیم و آن را مدام به بعد موکول کنیم و یا از انجام آن سر باز بزنیم. نویسندهای را در نظر بگیرید که هر هفته باید پنج مقاله بنویسد و در پایان هفته حتی سه مورد را هم کامل نکرده. فروشندهای که قرار بوده سی ویزیت در طول هفته برای محصولش داشته باشد؛ ولی در پایان هفته به این عدد نرسید. طراحی که قرار بوده تا پایان همین هفته طرحی را کامل کند و روز چهارشنبه همچنان در نقطه شروع ماجرا قرار دارد. هر کاری که قدرت آن را دارید شروع کنید و بدانید که این شروع نبوغ، اعجاز و قدرت را به همراه دارد. پس هماکنون دست به کار شوید.
چشم به راه نمانید که کِی مشکل یا مشکلتتان به اتمام میرسد، سپس نوشتن را آغاز کنید. اگر میخواهید نویسندهای قلم قوی و ماهر شوید در اوج مشکلات نوشتن را شروع کنید. مشکلات مشخص نیست کِی تمام میشوند. این مشکل میرود، مشکل دیگر آغاز میشود. خودتان را با فردا هدفم را آغاز میکنم فریب ندهید. فردا یا نمیآید یا چند ماه و چند سال بعد و یا دست و پا شکسته میآید. فراموش نکنید دیروز فردای پریروز بود و امروز فردای دیروز است.
هماکنون با جسارت بنویسید و انگیزه داشته باشید.
نکتههای نویسندگی
نویسندگی مثل آمپول زدن نیست که تا آن را تزریق میکنید، انتظار داشته باشید که یکباره تأثیر مثبتی بگذارد. نویسندگی همانند کوزه درست کردن است. همانطورکه حتی یک کوزهگر ماهر نمیتواند یکباره از خاکِ خشک، کوزه بسازد و در آغاز باید آن را تبدیل به گل کند، سپس از آن با کمک دستان توانمند خودش رفته رفته کوزه بسازد، یک هنرجوی نویسندگی هم نمیتواند یکباره و یکروزه نویسندهی چیرهقلمی شود. هیچکس نمیتواند یک روزه داستاننویس ماهری شود. یک هنرجوی نویسندگی باید زیاد تمرین کند، مطالعه داشته باشد، فیلم تماشا کند، به خودش زمان بدهد تا قلمش رفته رفته قوی شود، انگیزه داشته باشد و... .
یک روز بدون آنکه بدانم چه میکنم، برداشتم یک جمله نوشتم. همین جمله یک کتاب شد. جمله جمله میزاید. نخستین جملات خیلی مهمند، خیلی خیلی مهمند. آنها بذرهای کتاب هستنند.