تعداد صفحات یک اثر ربطی به میزان جذابیت و ماندگاری آن اثر ندارد. نمیتوان گفت" هر داستان یا رمانی صفحات بیشتری دارد پس حتماً با کیفیتتر و تاثیرگذارتر است." آنچه مهم است کیفیتِ قلم نویسنده است، نه تعداد صفحات اثر. همانطور که تعداد زیادی از داستانهای کوتاه ماندگارتر و قویتر از بسیاری از رمانها هستند و برعکس.
راجع به موضوعی که تحقیق کردهاید بنویسید. با یک ب*غل سؤال شروع کنید و همانطور که پیش میروید، با سؤالات بیشتری روبرو میشوید و هنگامیکه کار به پایان رسید، آنقدر پاسخ در اختیاردارید که میتوانید با آنها کتاب بنویسید.
میتوان شخصیتی را در نظر گرفت که توی رمان یا داستانتان خاطرهای را تعریف میکند، حکایت و جُک میگوید و... . مثلاً: در ابتدا شخصی را در نظر بگیرید که در عالم واقعیت روی یک صندلی مینشیند و خاطره میگوید. در این هنگام چه میبینید؟ آن شخص، چه واکنشی را از خود نشان میدهد و... .
پس در عالم داستاننویسی هم به این توجه کنید و کمگویی را با زیادهگویی اشتباه نگیرید.
فکر میکنم اولین قدم برای کافه نویسندگان نویس مشتاق این است که رمانهای زیادی بخواند. میبخشید که با چنین حرف معمولیای شروع کردم ولی هیچ تمرینی تا این حد ضرورت ندارد. برای رمان نوشتن در ابتدا باید متوجه شوید کافه نویسندگان واقعی چطور نوشته میشود... خیلی مهم است که تا جوان هستید هر چقدر میتوانید رمان بخوانید. هر کتابی که به آن دسترسی دارید – رمانهای عالی، رمانهای نه چندان عالی، رمانهای عجیب، تا زمانی که به خواندن ادامه دهید (اصلاً!) مهم نیست. تا جایی که میتوانید داستانهای بیشتری را بخوانید و درک کنید. خودتان را با بسیاری از نوشتههای عالی آشنا کنید. این مهمترین وظیفهی شما است.
داستان و رمان اصول زیادی دارند. باید توجه کرد که حین نوشتن همهی عناصر داستانی را خوب و اصولی به کار برد. برای اینکه بهتر بتوانید عناصر را به کار ببرید، پیش از نوشتن آنان را بنویسید و حین نوشتن گاهی به آنها نگاهی بیندازید.