YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #1 تو دبیرستان یه معلم داشتیم چشماش چپ بود، به بغل دستیم نگاه میکرد باهاش جر و بحث میکرد یهو میزد زیر گوش من آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
تو دبیرستان یه معلم داشتیم چشماش چپ بود، به بغل دستیم نگاه میکرد باهاش جر و بحث میکرد یهو میزد زیر گوش من
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #2 سر کلاس ریاضی عمومی استاد گفت باور کنید سوالات امتحانِ من همیشه آسونه اگه باور نمیکنید از بچههای ترم قبل بپرسید و همهی حضار بچههای ترم قبل بودیم آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
سر کلاس ریاضی عمومی استاد گفت باور کنید سوالات امتحانِ من همیشه آسونه اگه باور نمیکنید از بچههای ترم قبل بپرسید و همهی حضار بچههای ترم قبل بودیم
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #3 کلاس مجازی اینطوریه که : استاد در کلاس مجازی سوال میپرسد : -: سکوت محض استاد : یه بله بزنید ببینم اصلا هستید؟ -: ۴۵ بله در کمتر از ۲ ثانیه تایپ میشود استاد : خب حالا این چی میشه؟ -: سکوت محض?? آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
کلاس مجازی اینطوریه که : استاد در کلاس مجازی سوال میپرسد : -: سکوت محض استاد : یه بله بزنید ببینم اصلا هستید؟ -: ۴۵ بله در کمتر از ۲ ثانیه تایپ میشود استاد : خب حالا این چی میشه؟ -: سکوت محض??
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #4 رفتم کتابفروشی خواستم وانمود کنم خیلی حالیمه گفتم کتاب ماورای انتگرال رادیکالیسم رو دارید؟ گفت : بله دهنم کف کرد گفتم پس یک جلد خرس مهربون بدید ? آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
رفتم کتابفروشی خواستم وانمود کنم خیلی حالیمه گفتم کتاب ماورای انتگرال رادیکالیسم رو دارید؟ گفت : بله دهنم کف کرد گفتم پس یک جلد خرس مهربون بدید ?
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #5 یکی از فانتزیام اینه که استاد دانشگاه شم صبح ساعت 8 بیام سر کلاس کیف سامسونتمو باز کنم یه بالش و پتو در بیارم به دانشجوعا شب بخیر بگم و رو میز استاد بخوابم آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
یکی از فانتزیام اینه که استاد دانشگاه شم صبح ساعت 8 بیام سر کلاس کیف سامسونتمو باز کنم یه بالش و پتو در بیارم به دانشجوعا شب بخیر بگم و رو میز استاد بخوابم
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #6 شما هم تو مدرسه خودتونو میزدین به دل درد که زنگ بزنن به خونتون بیان ببرنتون یا فقط من اینقدر تباه بودم؟ آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
شما هم تو مدرسه خودتونو میزدین به دل درد که زنگ بزنن به خونتون بیان ببرنتون یا فقط من اینقدر تباه بودم؟
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #7 عاشق شدن خیلی قشنگه ولی تاحالا سوال امتحانتو گوگل کردی و یهو کل جوابا و سوالای امتحانو پیدا کنی؟ آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #8 حالم یه جوریه که انگار ورزش داشتیم هوا بد بوده ، موندیم تو کلاس ، زنگ بعدم ریاضی داریم! آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #9 همه ی دوران مدرسه یه طرف اون زنگ ورزشِ ساعت اخر پنجشنبه ها هم یه طرف لامصب حکم کارت پایان خدمت رو برامون داشت آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
همه ی دوران مدرسه یه طرف اون زنگ ورزشِ ساعت اخر پنجشنبه ها هم یه طرف لامصب حکم کارت پایان خدمت رو برامون داشت
YellowYellow عضو تأیید شده است. مدیر بازنشسته مدیر بازنشسته نوشتهها نوشتهها 2,129 پسندها پسندها 2,440 امتیازها امتیازها 273 سکه 515 1/16/24 #10 وقتی بابام باهام رياضی كار ميكرد: سه لنگه كفش داریم دوتاشو بكنم دهنت چندتاش ميمونه؟? آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24