مشاعره | مشاعره با اشعار شهریار |

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دیگر گذشته، از سروسامان من مپرس
من بی تو دست از این سروسامان کشیده‌ام!
 
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
 
تیره‌گون شد کوکب بخت همایون فال من
واژگون گشت از سپهر واژگون، اقبال من
 
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
 
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا

آرام و روان و نرم و سنجیده رود
ما ناله‌کنان و یار، نشنیده رود
 
دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی
باری پیری شکند پشت شکیبائی را
 
تیشه کوهکن افسانه شیرین می‌خواند
هم در آن دامنه خسرو به شکار آمده بود
 
عقب
بالا پایین