تو گریه میکنی و خنده میکند گلزار
از این گریستن و خنده، بدگمان شدهایم
از این گریستن و خنده، بدگمان شدهایم
من سیه روز نبودم ز ازل
هرچه کرد این فلک اخضر کرد
تو را پاسبان است چشم تو و من
همی خفته میبینم این پاسبان را
دل برای مهربانی پروراندن لاجرم
جان به تن تنها برای جانفشانی داشتن
نه هر نسیم که اینجاست بر تو میگذرد
صبا صباست، به هر سبزه و گلش گذریست