شعر « شنبه‌های شعر »

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سُرمه.
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
«برای صبح‌های شنبه که دلِ آدم می‌گیرد.»
🌱
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
« من از اولِ همان بارانِ بی‌خبر،
که ناگهان
کوچه تا انتهای گفت‌وگوی گریه
خلوت شد
جوری غریب دلم روشن بود
که سرانجام یکی از همین روزهای رهگذر
دوباره به خوابِ خانه برخواهی گشت.»

-سیدعلی صالحی.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
«آمد به مزار من و خشنودترین بود
پس وعده‌ی دیدار که می‌گفت، همین بود...‌
از دشت گذر کرد خرامان و خرامان
صیاد، فراوان و فراوان به کمین بود.»

-سجاد سامانی.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,039
پسندها
پسندها
3,043
امتیازها
امتیازها
288
سکه
681
«‌‌‌‌ دست های تو
انگار پرچم های صلح اند
بر خرابه روزهای من..»

-شمس لنگرودی.

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دوباره شنبه شد
شروع هفت روز ترس و دلهره
شروع هفت روز اضطراب
شروع درس های منجمد که
” v نماد حرکت است و a نمادی از شتاب “
 
عینک بینایی ما دوربین افتاده است
فیض شنبه از شب آدینه می یابیم ما
 
عقب
بالا پایین