نظارت همراه رمان تنافر | ناظر: Helen.m

روز بخیر.
۴ پارت بارگذاری شد.
بررسی شد مشکل خاصی نداشت.
فقط دقت کنید برای تبدیل نشدن خط دیالوگ‌ها به نقطه‌. از این روش استفاده کنید:
(خط دیالوگ)+(نیم‌فاصله)+(فاصله)+(دیالوگ)
-‌ به خودت سخت نگیر، تو قراره زندگی کنی نه دیگران که نگران حرف مردمی.
بنظرم این جمله یکم روون‌تر بشه بهتره.
پیشنهاد:
-‌ به خودت سخت نگیر، مگه قرار دیگران به جای تو زندگی کنن که نگران حرف مردم هستی.
یا
-‌ به خودت سخت نگیر. این زندگی مال توئه نه برای دیگران؛ چرا نگران حرف مردم هستی؟

نکته بعدی: سعی کنید در انتهای جملات از افعال استفاده کنید. هکسره رو رعایت کنید. خسته نباشید.
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
بررسی شد مشکل خاصی نداشت.
فقط دقت کنید برای تبدیل نشدن خط دیالوگ‌ها به نقطه‌. از این روش استفاده کنید:
(خط دیالوگ)+(نیم‌فاصله)+(فاصله)+(دیالوگ)

بنظرم این جمله یکم روون‌تر بشه بهتره.
پیشنهاد:
-‌ به خودت سخت نگیر، مگه قرار دیگران به جای تو زندگی کنن که نگران حرف مردم هستی.
یا
-‌ به خودت سخت نگیر. این زندگی مال توئه نه برای دیگران؛ چرا نگران حرف مردم هستی؟

نکته بعدی: سعی کنید در انتهای جملات از افعال استفاده کنید. هکسره رو رعایت کنید. خسته نباشید.
باشه عزیزم ممنون ازتون حتما رعایت می‌کنم.
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
باسلام نویسنده محترم @پناه. تاپیک نظارت اثر شما دوباره باز شد.
ناظر شما @.Mahsa هستند
لطفاً بعد از پارت گذاری اینجا اعلام کنید
موفق باشید 🌹
 
وقت بخیر.
یک پارت بارگذاری شد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
درود. یک پارت بارگذاری شد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
درود. یک پارت.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
وقت بخیر.
یک پارت.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
کوبش آهنگ و چرخش رقص جوانان، مانند پتکی بر سرش کوبیده میشد و بر جمجمه‌اش فرود می‌آمد. بوی عطرهای در هم تنیده و مخلوط شدنش با بوی سیگار به حالت تهوعش می‌افزود و در معده‌اش طغیان به راه می‌انداخت. سوزن‌سوزن شدن نوک انگشتانش مانند زنگ خطری بود برای آغاز تحمل دردهای هر روزه و نیاز خود را غرق کرده بود در دنیای رنگارنگ بیرونی که به طور عجیبی با دنیای سرد و سیاه و توأم با درد درونش در تضاد بود.

· می‌شد، می‌افزود، می‌انداخت: افعال باید با نیم‌فاصله نوشته شوند: «می‌شد»، «می‌افزود»، «می‌انداخت».

· در هم تنیده: «درهم‌تنیده» (یک کلمه) صحیح است.
· مخلوط شدنش: «مخلوط شدن آن» یا «آمیختنش» روان‌تر است.
· سوزن‌سوزن شدن: این تعبیر برای مور مور شدن یا خواب رفتن عضو به کار می‌رود و درست است.
· و نیاز خود را غرق کرده بود در دنیای رنگارنگ بیرونی: ترتیب کلمات معکوس و کمی شاعرانه است. اگر عمدی است، زیباست. برای روانی بیشتر: «و نیاز خود را در دنیای رنگارنگ بیرونی غرق کرده بود».

· توأم: «توأم» (با همزه) صحیح است.
لبخند میزد، گاهی قهقهه‌ای رها می‌کرد، اما رنگ پریدگی زیر آن آرایش ظریف از چشم تیزبین دو برادر پنهان نماند؛ سامیار نگران و مضطرب و کامیار تحلیل‌گر و آرام، هر دو او را زیر نظر داشتند.
· می‌زد، می‌کرد: با نیم‌فاصله.
· رنگ پریدگی: «رنگ‌پریدگی» (با نیم‌فاصله) صحیح است.

پشت میزی که خالی بود نشست و سعی کرد شب زیبا و پر از احساس برادر را خراب نکند. شاید این آخرین تولد نریمان بود که در آن حضور داشت و فکر به این موضوع قلبش را به درد آورد. یعنی مرگ تا چه اندازه به او نزدیک است؟ بابد منتظر می‌ماند کسی بمیرد تا او زنده بماند؟ زنده‌ماندن به بهای مرگ دیگری! در ذهنش به مضحک‌ترین و در عین حال وحشتناک‌ترین معاملهٔ هستی تبدل شده بود.

· به درد آورد: «به‌درد آورد» (با نیم‌فاصله) یا «دردآور شد».

· بابد: غلط املایی. صحیح: «باید».
· تبدل شده بود: غلط املایی. صحیح: «تبدیل شده بود». «تبدل» یعنی تغییر مکان، «تبدیل» یعنی دگرگون
شدن.
بند چهارم:


کامیار در صندلی روبرویش جای گرفت و آرامش ذاتی‌اش را به او تزریق کرد و نیاز آغازگر صحبت شد:
-‌ خب... چه خبر؟!
-‌ از کی و از چی؟

· روبرویش: «روبه‌رویش» (با نیم‌فاصله) صحیح است.
· آغازگر صحبت شد: کمی رسمی است. شاید «شروع به صحبت کرد» یا «دهان باز کرد».
· دیالوگ‌ها محاوره‌ای و طبیعی هستند.

بند پنجم (دیالوگ):

-‌ از کار، زن و بچه... همکار.
-‌ حالا چرا همکار؟
-‌ می‌دونم از زن خبری نیست از همکارات خبر بگیرم حداقل.

· همکارات: محاوره «همکارانت». در دیالوگ درست است.
· خبر بگیرم: «خبر بگیرم» (با نیم‌فاصله).

بند هفتم:

کامیار جدی شد:

· حالا من بپرسم. چه خبر از زندگی؟
نیاز هم جدیت را به چهره‌اش دعوت کرد:
-‌ تو که خوب می‌دونی.
-‌ به خودت سخت نگیر، تو قراره زندگی کنی نه دیگران که نگران حرف مردمی.
-‌ من با حرف مردم کاری ندارم دلم به دیدن پدرم رضا نیست.

· تو که خوب می‌دونی، قراره، مردمی: محاوره، در دیالوگ درست است.
· حرف مردمی: یعنی حرف مردم. در محاوره «مردم» را به صورت «مردمی» تلفظ می‌کنند. درست است.
· دلم به دیدن پدرم رضا نیست: یعنی دلم نمی‌خواهد پدرم را ببینم. این جمله کمی ناقص است.
شاید: «دلم نمی‌خواهد پدرم را ببینم» یا «از دیدن پدرم بیزارم».

بند هشتم:
و باز کامیاری که سعی داشت بار روانی این مدت را با حرف زدن از دوش نیاز بردارد.
· تو فرار کردی!
·
کامیاری که سعی داشت: این جمله ناقص است و فعل اصلی ندارد. بهتر است: «و باز کامیار بود که سعی داشت...» یا «کامیار دوباره سعی کرد...»
· از دوش نیاز بردارد: «از دوش نیاز بردارد» (با نیم‌فاصله) درست است.


بند دهم:
و باز کامیار مهربان، لبخند آرامش بخشش را تجدید کرد آرام و پدرانه.

آرامش بخشش: «آرامش‌بخش» (با نیم‌فاصله) یعنی آن‌چه آرامش می‌دهد. «لبخند آرامش‌بخشش» یعنی لبخند آرامش‌بخش او.


جنبه وضعیت پیشنهادی ناظر:
فضاسازی عالی – تضاد بیرون و درون به‌خوبی نشان داده شده همین مسیر را ادامه دهید
شخصیت‌پردازی قوی – تفاوت سامیار و کامیار، و درونیات نیاز عالی است.
دیالوگ‌ها طبیعی و باورپذیر یکدستی لحن محاوره‌ای در دیالوگ‌ها حفظ شده
غلط‌های املایی دو غلط مهم: «بابد» و «تبدل» اصلاح شوند
نیم‌فاصله در افعال و ترکیب‌ها رعایت نشده به کاربرد نیم‌فاصله در افعال (می‌کرد، می‌شد) و ترکیب‌ها (آرامش‌بخش، رنگ‌پریدگی) توجه کنید
نقطه‌گذاری خوب است – استفاده از سه‌نقطه برای مکث‌های عاطفی مؤثر است در جمله آخر، بعد از «می‌زد» ویرگول لازم بود.
 
عقب
بالا پایین