نظارت همراه رمان تنافر | ناظر: Helen.m

خب پارت بعدی:
بند اول: · می‌لرزید، می‌نشاند، می‌کرد: افعال با نیم‌فاصله نوشته شوند.
رنگ‌پریدگی: «رنگ‌پریدگی» (با نیم‌فاصله) صحیح است.
· دختر سبکبال: «سبکبال» یعنی شاد و بی‌خیال. تشبیه زیبایی است.
· سال‌های بودنِ مادر: یعنی سال‌هایی که مادر زنده بود. درست است.

بند سوم:

نگاهش را از نریمان گرفت و در همان لحظه چشمش به نغمه افتاد. نغمه، گوشی را روی گوشش می‌فشرد و آرام و بی‌صدا از سالن خارج می‌شد. نگاه نیاز باریک و پرسشگر به دنبال او دوید. چیزی در دلش فرو ریخت؛ انگار نغمه چیزی را پنهان می‌کرد، چیزی که قرار نبود او بداند. حسش هیچ‌وقت به او خیانت نکرده بود.

· باریک و پرسشگر: یعنی با چشم‌های ریز شده و کنجکاو. درست است.
· چیزی در دلش فرو ریخت: یعنی احساس ناگواری کرد. استعاره‌ی زیبایی است.
· حسش هیچ‌وقت به او خیانت نکرده بود: یعنی غریزه‌اش همیشه درست بوده. درست است.
بند چهارم:


فضای مملو از رقص، نور و موسیقی با حضوری ناگهانی سنگین شد. نادرخان با آن ابهت ذاتی، گام‌های بلند و کت‌وشلوار اتوکشیده‌اش مثل کوهی از غرور وارد شد. هنوز همان بود؛ همان غرور، همان طمأنینه در قدم‌ها، همان نگاه نافذ. چیزهایی که نریمان هم از او به ارث برده بود به‌جز غرور.

· با حضوری ناگهانی سنگین شد: یعنی فضا با ورود او سنگین شد. درست است.
· کت‌وشلوار: «کت‌وشلوار» (با نیم‌فاصله) درست است.
· طمانینه: «طمأنینه» نداریم. «طمأنینه» صحیح است (با همزه) به معنای آرامش و وقار. اما اینجا شاید «وقار» یا «آرامش» روان‌تر باشد.

· چیزهایی که نریمان هم از او به ارث برده بود به‌جز غرور: یعنی نریمان همه این صفات را به جز غرور از او به ارث برده. این جمله کمی پیچیده است. شاید بهتر باشد: «صفاتی که نریمان هم از او به ارث برده بود، به جز غرور.»
بند پنجم:

در اعماق دل نیاز دلتنگی برای پدر مثل توده‌ای از مه بود؛ چیزی که نمی‌توانست انکارش کند. اما در چهره‌اش هیچ اثری از این دلتنگی نبود. آن‌قدر درگیر فرو خوردن آن حس بود که دیر متوجه دست حلقه‌شده‌ی روناک بر بازوی نادرخان شد. دستی که مانند زنجیر دور بازوی پدر پیچیده بود؛ زنجیری که بیش از هر زمان دیگری معنای جایگزینی و خیانت را در ذهن نیاز پررنگ‌تر کرد.

· توده‌ای از مه: استعاره‌ی زیبایی برای دلتنگی مبهم و سنگین.

· فرو خوردن: «فرو‌خوردن» (با نیم‌فاصله) یعنی بلعیدن و پنهان کردن.
· دست حلقه‌شده‌ی: «حلقه‌شده» (با نیم‌فاصله) یعنی به صورت حلقه درآمده.

· زنجیری که بیش از هر زمان دیگری معنای جایگزینی و خیانت را ... پررنگ‌تر کرد: این جمله کمی شلوغ است. می‌توان ساده‌تر نوشت: «زنجیری که معنای جایگزینی و خیانت را در ذهن نیاز پررنگ‌تر از همیشه کرد.»
بند هشتم:
نیاز بی‌آن‌که پاسخی بدهد، قدمی جلو گذاشت. صدای ضربان قلبش در گوش‌هایش می‌کوبید؛ سنگین، سرد، دلتنگ. پارادوکس عجیبی بود؛ هم دل‌تنگ باشی و هم گریزان از مردی که مقابلت ایستاده است.

· بی‌آن‌که: «بی‌آن‌که» (با نیم‌فاصله) درست است.

· می‌کوبید: با نیم‌فاصله.
· سنگین، سرد، دلتنگ: سه صفت پشت سر هم برای ضربان قلب، بسیار تأثیرگذار است.
· پارادوکس عجیبی بود: اشاره به تضاد درونی نیاز. در
ست است.
جنبه وضعیت پیشنهاد
توصیف احساسات عالی و درخشان – عمیق‌ترین لایه‌های روان شخصیت‌ها به تصویر کشیده شده همین مسیر را ادامه دهید
شخصیت‌پردازی بسیار قوی – رابطه‌ها و واکنش‌ها باورپذیر و پیچیده هستند به ویژه لایه‌های پنهان رابطه سامیار و کامیار
دیالوگ‌ها کم‌حرف و مؤثر – دیالوگ نریمان و سکوت نیاز، دراماتیک است عالی است
غلط‌های املایی یک مورد «طمأنینه» اصلاح شود
نیم‌فاصله در افعال و ترکیب‌ها جا افتاده به کاربرد نیم‌فاصله در افعال (می‌لرزید، می‌کرد) و ترکیب‌ها (رنگ‌پریدگی، حلقه‌شده) توجه کنید
نقطه‌گذاری خوب است – سه‌نقطه‌ها به‌جا استفاده شده‌اند
 
آخرین ویرایش:
ممنون ازشما. در اولین فرصت ایرادات رو برطرف می‌کنم.
در درمورد سوزن‌سوزن شدن، باید بگم که نیاز بیماره و یکی از علائم بیماریش سوزن‌سوزن شدن دست‌هاست که شما گفتید مور مور شدن بشه بهتره، اما مدنظرم بود که علائم بیماریش رو نشون بدم که در آینده بیشتر بهش پرداخته میشه.
 
ممنون ازشما. در اولین فرصت ایرادات رو برطرف می‌کنم.
در درمورد سوزن‌سوزن شدن، باید بگم که نیاز بیماره و یکی از علائم بیماریش سوزن‌سوزن شدن دست‌هاست که شما گفتید مور مور شدن بشه بهتره، اما مدنظرم بود که علائم بیماریش رو نشون بدم که در آینده بیشتر بهش پرداخته میشه.
مشکلی نداره جانم همون سوزن‌سوزن شدن بنویسید شما گل
 
خب پارت بعدی:
بند اول: · می‌لرزید، می‌نشاند، می‌کرد: افعال با نیم‌فاصله نوشته شوند.
رنگ‌پریدگی: «رنگ‌پریدگی» (با نیم‌فاصله) صحیح است.
· دختر سبکبال: «سبکبال» یعنی شاد و بی‌خیال. تشبیه زیبایی است.
· سال‌های بودنِ مادر: یعنی سال‌هایی که مادر زنده بود. درست است.

بند سوم:

نگاهش را از نریمان گرفت و در همان لحظه چشمش به نغمه افتاد. نغمه، گوشی را روی گوشش می‌فشرد و آرام و بی‌صدا از سالن خارج می‌شد. نگاه نیاز باریک و پرسشگر به دنبال او دوید. چیزی در دلش فرو ریخت؛ انگار نغمه چیزی را پنهان می‌کرد، چیزی که قرار نبود او بداند. حسش هیچ‌وقت به او خیانت نکرده بود.

· باریک و پرسشگر: یعنی با چشم‌های ریز شده و کنجکاو. درست است.
· چیزی در دلش فرو ریخت: یعنی احساس ناگواری کرد. استعاره‌ی زیبایی است.
· حسش هیچ‌وقت به او خیانت نکرده بود: یعنی غریزه‌اش همیشه درست بوده. درست است.
بند چهارم:


فضای مملو از رقص، نور و موسیقی با حضوری ناگهانی سنگین شد. نادرخان با آن ابهت ذاتی، گام‌های بلند و کت‌وشلوار اتوکشیده‌اش مثل کوهی از غرور وارد شد. هنوز همان بود؛ همان غرور، همان طمأنینه در قدم‌ها، همان نگاه نافذ. چیزهایی که نریمان هم از او به ارث برده بود به‌جز غرور.

· با حضوری ناگهانی سنگین شد: یعنی فضا با ورود او سنگین شد. درست است.
· کت‌وشلوار: «کت‌وشلوار» (با نیم‌فاصله) درست است.
· طمانینه: «طمأنینه» نداریم. «طمأنینه» صحیح است (با همزه) به معنای آرامش و وقار. اما اینجا شاید «وقار» یا «آرامش» روان‌تر باشد.

· چیزهایی که نریمان هم از او به ارث برده بود به‌جز غرور: یعنی نریمان همه این صفات را به جز غرور از او به ارث برده. این جمله کمی پیچیده است. شاید بهتر باشد: «صفاتی که نریمان هم از او به ارث برده بود، به جز غرور.»
بند پنجم:

در اعماق دل نیاز دلتنگی برای پدر مثل توده‌ای از مه بود؛ چیزی که نمی‌توانست انکارش کند. اما در چهره‌اش هیچ اثری از این دلتنگی نبود. آن‌قدر درگیر فرو خوردن آن حس بود که دیر متوجه دست حلقه‌شده‌ی روناک بر بازوی نادرخان شد. دستی که مانند زنجیر دور بازوی پدر پیچیده بود؛ زنجیری که بیش از هر زمان دیگری معنای جایگزینی و خیانت را در ذهن نیاز پررنگ‌تر کرد.

· توده‌ای از مه: استعاره‌ی زیبایی برای دلتنگی مبهم و سنگین.

· فرو خوردن: «فرو‌خوردن» (با نیم‌فاصله) یعنی بلعیدن و پنهان کردن.
· دست حلقه‌شده‌ی: «حلقه‌شده» (با نیم‌فاصله) یعنی به صورت حلقه درآمده.

· زنجیری که بیش از هر زمان دیگری معنای جایگزینی و خیانت را ... پررنگ‌تر کرد: این جمله کمی شلوغ است. می‌توان ساده‌تر نوشت: «زنجیری که معنای جایگزینی و خیانت را در ذهن نیاز پررنگ‌تر از همیشه کرد.»
بند هشتم:
نیاز بی‌آن‌که پاسخی بدهد، قدمی جلو گذاشت. صدای ضربان قلبش در گوش‌هایش می‌کوبید؛ سنگین، سرد، دلتنگ. پارادوکس عجیبی بود؛ هم دل‌تنگ باشی و هم گریزان از مردی که مقابلت ایستاده است.

· بی‌آن‌که: «بی‌آن‌که» (با نیم‌فاصله) درست است.

· می‌کوبید: با نیم‌فاصله.
· سنگین، سرد، دلتنگ: سه صفت پشت سر هم برای ضربان قلب، بسیار تأثیرگذار است.
· پارادوکس عجیبی بود: اشاره به تضاد درونی نیاز. در
ست است.
جنبه وضعیت پیشنهاد
توصیف احساسات عالی و درخشان – عمیق‌ترین لایه‌های روان شخصیت‌ها به تصویر کشیده شده همین مسیر را ادامه دهید
شخصیت‌پردازی بسیار قوی – رابطه‌ها و واکنش‌ها باورپذیر و پیچیده هستند به ویژه لایه‌های پنهان رابطه سامیار و کامیار
دیالوگ‌ها کم‌حرف و مؤثر – دیالوگ نریمان و سکوت نیاز، دراماتیک است عالی است
غلط‌های املایی یک مورد «طمأنینه» اصلاح شود
نیم‌فاصله در افعال و ترکیب‌ها جا افتاده به کاربرد نیم‌فاصله در افعال (می‌لرزید، می‌کرد) و ترکیب‌ها (رنگ‌پریدگی، حلقه‌شده) توجه کنید
نقطه‌گذاری خوب است – سه‌نقطه‌ها به‌جا استفاده شده‌اند
ایرادات برطرف شد.
 
  • fire
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
از این پارت مونده بودیم عزیزم:
نوشته در موضوع 'رمان تنافُر | مینا مرادی' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39755/post-419739
بند اول:
به خونه خوش اومدی.
صدای بم و خش‌دار پدر، مثل غرشی در گوشش پیچید. هر قدر هم که می‌خواست انکار کند، دلش برای همین صدا، همین آغوش سنگین و پُرصلابت تنگ شده‌بود. یک قدم عقب رفت و بی‌اختیار به عادت مادر، دست به سوی کت پدر برد تا چروک‌های فرضی لباسش را صاف کند. نادرخان که نیّت دخترش را خوب می‌شناخت، ناگهان مچ دست او را گرفت. نگاه هشدارآمیزش چون میخی در جان نیاز فرو رفت. نیاز، بی‌پناه چشم به زمین دوخت.

· به خونه خوش اومدی: محاوره. در دیالوگ قابل قبول است. اما اگر نادرخان شخصیتی مقتدر و رسمی دارد، شاید «به خانه خوش آمدی» مناسب‌تر باشد.

· خش‌دار: «خش‌دار» (با نیم‌فاصله) یعنی گرفته و خشن. درست است.
· تنگ شده‌بود: «تنگ شده بود» (دو کلمه) صحیح است. «شده‌بود» غلط است.
· به عادت مادر: یعنی همان طور که مادرش انجام می‌داد. درست است.

· نیّت: «نیت» (بدون تشدید) صحیح است. «نیّت» با تشدید غلط املایی است.
بند دوم:

صداها! امان از صداها! هرکدام‌شان همچون موجی خشن بر جمجمه‌اش می‌کوبیدند و هر ضربه، پالس‌های خش‌دار را در اعماق مغزش می‌فرستاد و دردهای قدیمی را بیدار می‌کرد.

· می‌کوبیدند، می‌فرستاد، می‌کرد: افعال با نیم‌فاصله.
درسته جانم.
· پالس‌های خش‌دار: استعاره‌ای عصبی و تکان‌دهنده. درست است.

بند هشتم:

صدای نادرخان، مسلط و مطمئن مثل فرمانی غیرقابل‌انکار در فضا طنین انداخت:

· پیشاپیش برگشتت به عمارت رو تبریک گفتم.

· طنین انداخت: «طنین انداخت» (دو کلمه) یعنی صدا پیچید. بهتر است «طنین‌انداخت» (با نیم‌فاصله) نوشته شود.
· برگشتت رو: محاوره. در دیالوگ قابل قبول است. اما با لحن رسمی نادرخان، شاید «برگشتت را» مناسب‌تر باشد.

بقیه بندها درست و کامل هستند عزیزم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
پارت بعدی:
بند دوم:
سامیار با چمدانی در دست از میان درب بزرگ آهنی عبور کرد. قدم‌هایش محکم بودند، اما درونش لبریز از تردید. پشت سرش نیاز قدم برمی‌داشت. سرش بالا، چهره‌اش سنگی، لب‌هایش بسته؛ امان از آن چشم‌ها، چشم‌هایی که فاش می‌کردند که این استواری، نقابی بیش نیست و با هر پلک زدن، شکست درونی‌اش فریاد می‌کشید.


· درب: بهتر است «در» نوشته شود. «درب» بیشتر برای درب بطری یا درب ورودی به کار می‌رود، اما در فارسی امروز «در» رایج‌تر است.
بند چهارم:

درب ورودی گشوده شد. نگین با اضطرابی آشکار خود را به حیاط رساند. پشت سرش روناک با لبخندی تصنعی و پر‌از‌دلهره و نریمان که رنگ به رخسار نداشت. هیچ‌کدام‌شان دل خوشی از این اجبار نداشتند، حتی روناک که حالا بانوی این عمارت بود از ته دل آرزو می‌کرد ای کاش نیاز با پای خود و به میل قلبی، نه با فرمانی سختگیرانه به عمارت، خانه پدری، و مأمن امن و آرامش مادری برمی‌گشت.


· درب: بهتر است «در» نوشته شود.
· پر‌از‌دلهره: «پر از دلهره» (سه کلمه) صحیح است. نیم‌فاصله‌های اضافی دارد.
· مأمن امن و آرامش مادری: «مأمن» به معنای پناهگاه است. «مأمن امن» کمی تأکید اضافی است، اما در متن قابل قبول است.

بند ششم:

· خوشحالم نیاز جان. همه‌چیز هنوز مثل قبله دخترم.
و عجیب دخترم گفتن‌های روناک تیغ می‌شد و در زخم‌های عمیق و قدیمی فرو‌می‌رفت‌. کاش می‌شد روحش را شکافت و زخم‌ها را نمایان کرد تا انصاف به‌خواب‌رفته‌شان بیدار شود. دست از سر خاطره‌های کهنه بردارند و زخمی به کلکسیون زخم‌هایش اضافه نکند.


· قبله: اشتباه تایپی. «قبل» (مانند گذشته) یا «قبلاً» مد نظر بوده است. «قبله» به معنای جهت قبله است، معنا نمی‌دهد. شاید «مثل قبل» یا «مثل گذشته» باشد.
· فرو‌می‌رفت‌: «فرو می‌رفت» (دو کلمه) یا «فرومی‌رفت» (با نیم‌فاصله). فاصله و نیم‌فاصله اضافی دارد.

بند نهم:

نیاز به سختی رو کرد به سامیار:

· اصلاً فکرشو نمی‌کردم که توسط شما برگردم این‌جا... به‌هر‌حال ادب حکم می‌کنه که ازتون تشکر کنم. ممنون جناب کاردان. شب خوش.
با زبان بی‌زبانی می‌خواست سامیار را راهی خانه خود کند تا کلامی به خطا بر زبانش رانده نشده است.

· رو کرد به سامیار: «به سامیار رو کرد» یا «رو به سامیار کرد» روان‌تر است.
· فکرشو نمی‌کردم، برگردم، می‌کنه، ازتون: محاوره، در دیالوگ درست است.

بند دوازدهم:

نادر‌خان پلک بر‌هم نگذاشت، لب‌هایش بی‌حرکت بودند، اما سنگینی هزار حرف نگفته را در خود حمل می‌کردند. شاید غرورش اجازه نمی‌داد بر زبان بیاورد، اما قلبش برای همزاد گلاره می‌تپید و ضرب می‌گرفت. خودش خوب می‌دانست این بازگشت، بازگشت یک فاتح نیست بازگشت دختری است که میان عشق و نفرت، گذشته و آینده، جبر و اختیار، ایستاده و قدم پس نخواهد کشید. طرف صحبتش نیاز است نیازی که نه تنها چهره، بلکه رفتار و روحیات گلاره را به ارث برده است.

· نادر‌خان: نیم‌فاصله اضافی دارد. «نادرخان» یک کلمه است.
· پلک بر‌هم نگذاشت: «پلک بر هم نگذاشت» (سه کلمه) یعنی یک لحظه هم چشم نبست. «بر‌هم» غلط است.
· همزاد گلاره: «همزاد» یعنی دوقلو یا جفت. اینجا احتمالاً منظور مادر نیاز (گلاره) است. یعنی قلبش برای کسی که مانند گلاره است می‌تپد (منظور خود نیاز است).
· فاتح نیست بازگشت دختری است: بعد از «نیست» ویرگول لازم است: «فاتح نیست، بازگشت دختری است
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
خانم مرادی درود لطفا ایرادات این دوتا پارت رفع بفرمایید فردا بقیه پارتا هم چک میشن
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه.
عقب
بالا پایین