مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟


حرف ل لطفا
 
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟


حرف ل لطفا
لاله در باغ دلم آرام شکفت
لبخند تو آمد و غمم را نهفت
لبریز شد از عطر نگاهت دل من
لحظه‌ای که نام تو بر لبم گفت
 
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟


حرف ل لطفا
لاله در باغ دلم آرام شکفت
لبخند تو آمد و غمم را نهفت
لبریز شد از عطر نگاهت دل من
لحظه‌ای که نام تو بر لبم گفت
 
ظهر و عصر و بلبل و گلزار یکیست
معشوقه و عشق و عاشق و یار یکیست
هرچند درون خانه را می نگرم
خود دایره و نقطه پرگار یکیست..

باحرف ظ لطفا
 
ظاهرا طاقتِ هر حادثه ای را داری
از درونت هم اگر می شکنی می فهمم


با حرف ف لطفا
 
فکرِ تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد

ز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزاد
چه گوش کرد؟ که با دَه زبان خموش آمد

باث لطفا
 
  • تن آدمی شریف است به جان آدمیت
    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
  • با ز لطفا

    سعدی
 
عقب
بالا پایین