مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

به بستنِ بندِ بیان،به بُرشِ بغضِ باز.

بودی بس،به باد رفت.

ت
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن

گ
 
تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است
ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن

گ
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماهِ رخِ دوست تمام است

حرف ث
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
ثانیه ثانیه با توثبات یافت جهانم

ثناگوی مهر تو هستم ثواب این عشق با تو

و
 
وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت

حرف ص
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
صبا بوی خوش آورد از دوردست،صدای خوشی در دل شب نشست.

صداقت در نگاهت شد آشکار،صبوری‌ات کندم از هر فشار.

ر
 
روزگاریست که ما را نگران می‌داری
مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

حرف ژ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
ژرفاژی‌ست که این‌گونه نگران می‌داری،مخلصان را زَخمی، به وضع دگران می‌داری!

این ژیانِ نهان را کی ز دل بیرون کنی؟کینه از این انتظار دیر ژرف برون کنی؟

ی
 
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ای
مگر ای شاهد گمراه به راه آمده‌ای

حرف خ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Evil girl
ببین، این خودنمایی‌های تو پایان ندارد، خدا را!چرا این‌گونه رفتی، تا شوم آشفته و خسته، و خوارا؟

مگر آن روی ماه ات، به خود غره شد؟ ای شاهدِ خائن!بگو خاموشی ات پایان گرفت، یا هست در این دل، خاکن!

ن
 
عقب
بالا پایین