(SINA)
مدیر رسمی تالار شعرکده
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
کاربر VIP
منتقد ادبی
مشاور
تیمتعیینسطح
نویسنده رسمی رمان
یک مرغِ گرفتار در این گلشنِ ویران
تنها به قفس ماند و هَزاران همه رفتند
س
تنها به قفس ماند و هَزاران همه رفتند
س
شب شد که شکوهها ز دل تنگ بر کنيمدل از سیاست اهل ریا بکن، خود باش
هوای مملکت عاشقان سیاسی نیست
ش لطفا
لب به خنده باز کن ای ماه رویشب شد که شکوهها ز دل تنگ بر کنيم
ناليم آنقدر که دلی را خبر کنيم
لام
قطره ی اشکیم اما در درون دل نهانلب به خنده باز کن ای ماه روی
خنده ای از آن لبانم آرزوست
ق لطفا
شمشاد، خرامان کن وآهنگِ گلستان کنقطره ی اشکیم اما در درون دل نهان
گر به سوی دیده ره یابیم دریا می شویم
شین