مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

زین همرهان همراز من تنها تویی تنها بیا
باشد که در کام صدف گوهر شوی یکتا بیا

ک لطفا
 
کیومرث شد بر جهان کدخدای
نخستین به کوه اندرون ساخت جای

با ف لطفا
 
فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادَم
بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم

خ لطفا
 
خط و خوط نوار مغزی گفت
شاعر این شعر هم تومور شده است

ق لطفا
 
  • قماش عشق به مقیاس علم و عقل مسنج
    که بارگاه دل، از کارگاه عقل جداست
د لطفا.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم

ل لطفا
 
  • لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا
    تا از لب دلدار شود مس*ت و شکرخا
ب لطفا
 
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم

ی لطفا
 
سر می‌زنیم بر در سودای وصل و هیچ
از سر خیال وصل نخواهد شدن بدر...


حرف ی
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا

حرف ا
 
عقب
بالا پایین