وای بر شهری که در آن مزدِ مردانِ درستشهرزاد تو شدم، تا بشوی فرهادم
که به چاووشی و آهنگ کجایی نرسید
با واو
کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشدوای بر شهری که در آن مزدِ مردانِ درست
از حکومت غیرِ حبس و کشتن و تبعید نیست
نفر بعدی لطفا با کاف
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
باحرف «ش»
شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آشرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
حرف شین
قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یارشاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا
حرف «قاف»
صدایی کز کمان آید نذیریستگفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید
کفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
با ص