چالش [تمرین نویسندگی]8️⃣

تمام جسم و روحم از درد زمین‌خوردن های مداومم زخمی و آزرده بود اما من نمی‌باختم. من برای باختن نیامده بودم!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
این‌بار اگر ذره‌ای مکث کنم قدم‌هایم شک خواهند کرد.
 
ورود برای عموم آزاد است


همراه شما هستیم با سری هشتم تمرین نویسندگی؛

اگر قرار بود داستانی بنویسی که شخصیت اصلی از تلاش کردن و نرسیدن و موفق نشدن خسته‌ست،
داستانت رو با چه جمله‌ای شروع می‌کردی؟
سفری را اغاز کرده ام ... اما دیگر نه به امید رسیدن به مقصد .. شاید فقط بخاطر آنکه بگویم « تلاش خودم را کردم »
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
وقتی موهای پریشانم را جمع کردم و اشک چشمانم را پاک کردم تا ماه را واضح ببینم اهی کشیدم که همه جور معنی داشت هرچه میخواهید فکر کنید زیرا من همه تلاشم را برای اثبات حقایق کردم وقتی نفهمیدید دگر چه امیدی دارم که بخوام یم مسعله کوچک را بهتان اثبات کنم
فقط کاش بفهمید من همه تلاشم را کردم
 
برای رسیدن خیلی خسته‌ام و برای نرسیدن خیلی مظلوم. بقیه‌ی این داستان چی میشه الله اعلم!
 
عقب
بالا پایین