شعر اشعار کنستانتین کاوافی | شاعر یونانی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع (SINA)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,539
پسندها
پسندها
8,575
امتیازها
امتیازها
503
سکه
2,254
روشن و تابناک
در برابرت ایستاده اند
روزهایی که پیش ِرو داری
روشن و تابناک
چون ردیفی از شمع های زریّن ِسوزان
و روزهایی که پساپشت نهاده ای
شمع های تاریکی هستند، تا به آخر سوخته
از آنها که نزدیکترند
هنوز دود برمی خیزد
شمع های سرد، ذوب شده، خمیده
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
بی‌تعقل، بی‌ترحم، بی‌شرم
گرداگرد من دیوارهای بلند و غو‌ل‌آسا بنا کردند.

و اکنون اینجا نشسته‌ام و با امید بیگانگی می ورزم.
به چیز دیگری نمی‌اندیشم: تقدیری از این دست مغزم را می‌خورد؛

زیرا که کارهای بسیاری در بیرون داشتم که انجام دهم.
آه، در آن هنگام که دیوارها را می‌ساختند چرا نگاه نکردم.

اما من هرگز صدای سازندگان و هیاهوی ابزارهایشان را نشنیدم.
نامحسوس و محبوس در این‌جا مرا به ناگهان از جهان بیرون جدا کردند.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 0)
هیچ کاربر ثبت نام شده ای این تاپیک را مشاهده نمی کند.
عقب
بالا پایین