نقد و بررسی دلنوشته مرثیه بی‌مزار | منتقد: .Mahsa

دالسین

مدیر رسمی تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد
منتقد ادبی
ناظر ارشد آثار
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
352
پسندها
پسندها
1,813
امتیازها
امتیازها
183
سکه
2,527
4ad722_25aa2b11-25IMG-20250611-130617-554.jpg
با سلام و عرض خسته نباشید.
دل‌نویس عزیز @اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است. اثر شما طبق اصول و چهارچوب اصلی دلنوشته و حس‌انگیزی نقد گردیده است.
منتقد اثر شما: @.Mahsa
لینک اثر:

دلنوشته مرثیه بی‌مزار

● لطفا پیش از قرارگیری نقدنامه توسط منتقد در این تاپیک پستی ارسال نکنید!

● این تاپیک پس از قرارگیری نقد به مدت سه روز باز خواهد بود تا شما نظر شما ثبت شود، سپس قفل خواهد شد.

● اثر شما پس از ارسال نقدنامه تحت نظارت منتقدتان قرار خواهد گرفت؛ درصورتی که نسبت به نکات منتقد بی‌توجه باشید، دیگر هیچ درخواست نقدی از جانب شما پذیرفته نخواهد شد.

نکته‌ی مهم:
از شما نویسنده‌ی گرامی تقاضا می‌شود پس از دریافت نقد، دیدگاه خود را نسبت به آن در همین تاپیک ثبت فرمایید. آیا نقد ارائه‌شده برایتان مفید و راه‌گشا بوده؟ با کدام بخش‌ها هم‌داستانید و در کدام موارد، نظری دیگر دارید؟ اگر پاسخی یا دفاعیه‌ای نسبت به دیدگاه منتقد دارید، بی‌تردید بیانش کنید.
بازخورد شما نه‌تنها به غنای فرآیند نقد کمک می‌کند، بلکه در انتخاب «منتقد برتر ماه» نیز نقشی تعیین‌کننده دارد. پس به واکنشی ساده بسنده نکنید و نظر خود را با ما در میان بگذارید.

با توجه به این‌که نقد شورا تاثیر مستقیمی بر تگ‌دهی و سطح‌بندی اثر شما دارد، درصورتی که هرگونه شکایت، انتقاد یا پیشنهادی در ارتباط با تالار نقد و نقد اثر خود دارید؛ به تاپیک زیر مراجعه کنید.
تاپیک جامع پیشنهادات، اعتراضات و انتقادات تالار نقد


به امید موفقیت روز افزون شما
|مدیریت تالار نقد|
 
درود نویسنده‌ی عزیز
خسته نباشی
دلنوشته‌ت واقعاً قشنگه و من با خوندش کیف کردم، صادقه و معلومه از دل اومده. ساده ولی پر از حس، همین خودش خیلی ارزشمنده.
•عنوان
عنوان «مرثیه بی‌مزار» عنوانی خیلی تأثیرگذار و غم‌انگیزه و کاملاً با ژانر تراژدی همخوانی داره.

•دیباچه
آغاز شاعرانه و عمیق، تصویرسازی عالی و حس غم و تنهایی خوب منتقل شده.
واژه‌های خاص مثل «ژاد» با توضیح خیلی خوب انتخاب شدن، حس اصالت می‌ده.
جمله‌ی «نه از ژاد فروغ بود، نه از ژاد تیرگی؛ شاید از ژاد دم لحظه‌ای که چراغ‌ها خاموش می‌شوند و هیچ‌ک.س نمی‌پرسد چرا.» کمی پیچیده و طولانیه، مخاطب ممکنه گم بشه.
استفاده از نقطه ویرگول و «؛» جاهایی زیاد شده و ریتم جمله‌ها سنگین شده.
●پیشنهاد:
جمله‌های کوتاه‌تر رو بازتر کن. مثلا:

«نه از ژاد فروغ بود، نه از ژاد تیرگی. شاید از دم لحظه‌ای که چراغ‌ها خاموش می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌پرسد چرا.»

«نه برای تسلی‌ست، نه برای امید. شاید برای آن‌هایی‌ست که در دلشان صدایی هست که هرگز شنیده نمی‌شود.»

• خلاصه
و اینکه من یادم نمیاد خلاصه دیده باشم توی دلنوشته😊
جمله «در هر گفته، تکه‌ای از یک زندگیِ نانوشته را خواهی دید؛ نه به ترتیب، نه با منطق، بلکه با احساسی که مثل بوی خاک باران‌خورده، ناگهان به جانت می‌نشیند.»
کمی سنگین و طولانیه، ریتم لحن رو کمی کند می‌کنه.
واژه‌های «خواهی دید»، «به جانت می‌نشیند» کمی محاوره‌ای و مستقیم هستند، که با فضای کاملاً شاعرانه و تراژیک متن کمی تضاد ایجاد می‌کنه.

•ژانر
تراژدی رعایت شده، تمام متن دلنوشته پر از حس فقدان، تنهایی و پوچی است.

•لحن
لحن تراژیک خیلی خوب حفظ شده.
استفاده از «او»، «هیچ‌ک.س» و ضمیرهای گنگ باعث حس تنهایی عمیق شده.

اشکال ریزی که داره:
گاهی تکرار «هیچ‌ک.س» و «بی‌آنکه» زیاد شده و ریتم خواندن کند می‌شه.
بعضی واژه‌ها خیلی سنگینه که ممکنه خواننده‌ی عادی رو از جریان متن جدا کنه.

•ساختمان جملات و انسجام
ساختار متن کاملاً موازی با تراژدی است.
جمله‌ها کوتاه و بلند مخلوط شدن و ریتم شاعرانه ایجاد کردن.
اشکالی که داره:
گاهی جملات طولانی و تو در تو هستند. مثلاً:
«او با خاطراتی زندگی می‌کرد که مال خودش نبودند. هر تصویر، مثل لباسی بود که تنش نمی‌رفت. اما می‌پوشیدشان، چون برهنگی‌اش را کسی نباید می‌دید.»
این سه جمله پشت سر هم، باعث کندی ریتم می‌شه.
پیشنهاد میدم:
می‌شه جمله دوم و سوم رو کوتاه کرد، یا یک جمله جدید اضافه کرد تا نفس بگیره.

•استفاده از آرایه‌ها و واژگان
تشبیهات مثل «خواب‌هایش، هیچ‌ک.س بیدار نمی‌شد» و «هر واژه، مثل قطره‌ای از خونِ خاطره بود» عالیه و تصویری و شاعرانه هست.
واژه‌ها دقیق و سنگین هستند، هماهنگ با لحن تراژدی.
اشکالی که داره:
بعضی تشبیهات خیلی طولانی و پیچیده هستن. مثال: «او در میان این دو زمان، مثل نخِ پاره‌ای آویزان بود. و آویزان بودن، دردناک‌تر از افتادن بود.»
دو جمله خوبه، ولی می‌شه با ریتم بهتر نوشت: «میان این دو زمان، مثل نخ پاره‌ای آویزان بود؛ دردناک‌تر از افتادن.»
پیشنهاد میدم:
تکرارهای مشابه در بخش‌های مختلف رو کم کنی تا حس تازه بودن حفظ بشه.

•اصول نگارشی
بعضی جملات خیلی طولانی و نیازمند جدا شدن با نقطه یا ویرگول هستن.
•سخن آخر منتقد
دوست عزیزم، واقعاً متن تو حس عمیق و تراژدی فوق‌العاده‌ای داره و تصویر ذهنی قوی ایجاد می‌کنه. اما چند پیشنهادی که دادم می‌تونه متن رو حتی روان‌تر و تاثیرگذارتر کنه ولی در کل حس و حال اثر خیلی زیبا و شاعرانه بود.
موفق باشی دوست خوبم🌹✨
 
عقب
بالا پایین