اعتراضات مدنی معمولاً از دل مطالبات واقعی و انباشت نارضایتیهای اجتماعی شکل میگیرند. شهروندان به امید شنیدهشدن صدا و اصلاح مسیرها وارد میدان میشوند، اما تجربه نشان داده است که این فضا همیشه محدود به معترضان مطالبهگر باقی نمیماند.
همزمان با شکلگیری تجمعات، گروههایی در حاشیه یا متن اعتراض حضور پیدا میکنند که هدفشان نه پیگیری مطالبه، بلکه بهرهبرداری از فضای ملتهب جامعه است.
این گروهها طیفی متنوع دارند؛ از افراد فرصتطلب و هیجانجو گرفته تا جریانهای تندرو که اساساً به اعتراض مسالمتآمیز باور ندارند. برای این افراد، هرچه فضا خشنتر و غیرقابلکنترلتر شود، مطلوبتر است، زیرا در چنین شرایطی مرز میان مطالبهگری و آشوب از میان میرود و اصل اعتراض دچار بیاعتباری میشود.
در کنار اینها، نباید نقش بازیگرانی را نادیده گرفت که با نگاه بیرونی یا منافع خاص، بهدنبال تشدید تنش و تضعیف همبستگی اجتماعی هستند و از هر شکافی برای دامنزدن به بحران استفاده میکنند.
همزمان با شکلگیری تجمعات، گروههایی در حاشیه یا متن اعتراض حضور پیدا میکنند که هدفشان نه پیگیری مطالبه، بلکه بهرهبرداری از فضای ملتهب جامعه است.
این گروهها طیفی متنوع دارند؛ از افراد فرصتطلب و هیجانجو گرفته تا جریانهای تندرو که اساساً به اعتراض مسالمتآمیز باور ندارند. برای این افراد، هرچه فضا خشنتر و غیرقابلکنترلتر شود، مطلوبتر است، زیرا در چنین شرایطی مرز میان مطالبهگری و آشوب از میان میرود و اصل اعتراض دچار بیاعتباری میشود.
در کنار اینها، نباید نقش بازیگرانی را نادیده گرفت که با نگاه بیرونی یا منافع خاص، بهدنبال تشدید تنش و تضعیف همبستگی اجتماعی هستند و از هر شکافی برای دامنزدن به بحران استفاده میکنند.