مصاحبه سری ۱۲ | sina

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
نوشته‌ها
نوشته‌ها
4,708
پسندها
پسندها
17,840
امتیازها
امتیازها
728
سکه
11,083
6f0205_25297901-2557e030-256b4727-25e08124-25692c20-25Negar-1760980451625-1-.jpg

❀درود و سلام خدمت دوستان عزیز❀
هم کافه‌ای‌‌های باحال و دوست‌داشتنی

سری نهم زنگ مصاحبه رو شروع می‌کنیم با حضور
@(SINA)

افسون قلم گفت:
اول هر کار به نام خدا، شما چی میگی؟
. به‌نام خداوند جان و خرد

افسون قلم گفت:
دوم به آشنایی بده به خواننده‌ها، اسم واقعی، سن واقعی، رشته واقعی، قد، وزن، رنگ مو، رنگ چشم، رنگ پوست، استایل، عکس با هوش مصنوعی😏 بچه چندمی ؟تهل کجایی؟
. من سینا صیقلی هستم، ۲۰ سالمه و در حال حاضر رشته‌ی مهندسی بهداشت محیط می‌خونم توی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل. قدم ۱۸۰ هست، وزنم ۷۶، رنگ موم مشکیه، چشمم قهوه‌ایه تیره و پوستمم سفید. استایلم خب اسپرت دوست دارم. بچه سوم خونواده هستم اهل اردبیل

افسون قلم گفت:
از شوخی بگذریم و کمی جدی بشیم، ایده داستان‌هات از کجاست؟ هیچکدوم شبیه هم نبود!
. خب اولین داستانم رمان داج بود که توی یه انجمن رمان دیگه منتشر کردم؛ چندین ماه بود که دنبال نوشتن یه رمان بودم تا به خونوادم نشون بدم که حداقل تو نویسندگی استعدادی دارم و نگن من هیچکاری بلد نیستم. ایده فرار کردن از زندان هم از چند سریال تلویزیونی برداشته بودم و میدونستم قراره محبوب بشه برای همین نوشتم، چون اکثر رمانا عاشقانه و اجتماعی بودن من دنبال یه چیز متفاوت‌تر بودم تا به خواننده‌ها هیجان منتقل بشه. دومین رمانم هم سایه‌های مرده بود که برنامه چیده بودم براش میخواستم همه رو بترسونم 😏 با الهام از جنگ جهانی زد نوشتمش. یه دستانم خواستم راجع‌به تاریخ کشور خودمون بنویسم و منتشر کردم. خواستم یکمی هم درباره قهرمانای تاریخی خودمون رمانی نوشته باشم و اینطوری شد این ایده‌ها خلق شدن.

افسون قلم گفت:
.فکر می‌کنی کی تو انجمن بیشتر درکت میکنه؟
راستشو بگم، هیچکس. کسی مدنظرم نیست چون هیشکی ما رو درک نمیکنه c54c27_25ndke-hanghead

افسون قلم گفت:
یه مدت عکس اواتارت خودت بودی یا من اینجوری متوجه شدم؟ و الان انیمه؟ چرا؟
. نه عکسم رو نذاشته بودم، یه عکس دیگه بود و از اونجایی که از لیوای خوشم می‌اومد آواتارم رو این شکلی کردم.

افسون قلم گفت:
به نظر فرد جدی و احساسی میای؟ (اینایی که شعر میگن کوه احساسن )
. آره درست حدس زدین

افسون قلم گفت:
رنک مشاور و مدرس رو داری، چی مشاوره میدی؟ و چی درست میدی؟
. مشاوره شخصیت‌پردازی میدم بیشتر و قبلا هم یه کارگاه آموزش شعرنویسی زده بودم و اونجا آموزش میدادم.

افسون قلم گفت:
تا حالا به این فکر کردی که کتابت رو چاپ کنی؟
کی این کارو میکنی؟
. واقعیتش نمیدونم اصلا چاپ میکنن همچین آثاری رو یا نه، چون کم همچین رمانی دیدم که اینجا نوشته باشن. خودمم موندم که واقعا به جایی میرسم یا نه

افسون قلم گفت:
. اون ساختمان پس‌زمینه پروفایلت کجاست؟
کلیسای سکره‌کُر توی پاریس فرانسه

افسون قلم گفت:
. طی این مدت متوجه شدم که بر این عقیده هستی حق مردان پایمال شده
والا همچین عقیده‌ای ندارم 😅 فقط دلم میخواد دخترا و پسرا پشت هم باشن و هیچوقت باهم اختلاف نداشته باشن، واقعا حیفه که توی همچین شرایطی به جای اینکه پشت هم باشیم علیه هم باشیم.
 
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین