عشق را در لغت افراط در دوست داشتن و محبت تام معنی کرده‌اند. در زبان فارسی به کسی که دارای احساس عشق نسبت به کسی دیگر است، دل‌داده یا عاشق و به کسی که مورد احساس عشق طرف دیگر است؛ دلبر، دلربا یا معشوق/معشوقه می‌گویند.
 
اگه دوستش داری مثل شاملو بهش بگو:

امروز بیشتر از دیروز دوستت میدارم
و فردا بیشتر از امروز و این ضعف من نیست؛
قدرت توست.​
 
- یه تعریف خوب هم آقای نزار قبانی از عشق کرده :
‹ میگه عشق یعنی بین او و دیگران از چند جهت فرق بذاری ؛ حدیثاً و شعوراً و اهتماماً
اول: نوع کلامت با او فرق کنه از دیگران
دوم احساست به او منحصر به فرد باشه
و سوم که به نظرم از همه مهم‌تره
توجه که از دید نزار شالوده و معنای عشقه‌ :)!
💛'🌿 ›​
 
عشق راهی‌ست برای بازگشت به خانه؛
بعد از کار، جنگ، زندان، سفر و...
من فکر می‌کنم، فقط عشق می‌تواند پایان رنج‌ها باشد..
‹' رسول یونانی '›
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Delaram*
تو زیبا نیستی

در تو از لطافت گل ها خبری نیست

چشم هایت

شبیه چشم های آهوست

اما در آن ها درخششی دیده نمی شود

بهار

هیچ کاری برای تو نکرده

با این همه

اگر در چشم هایت

فقط دو قطره اشک بدرخشد

و عکس آن ها به چشم هایم بیافتد

عشق ما شب تاریکی نخواهد داشت
 
آدم بدون عشق واقعی
مثل چایی عصره بدون قنده
یا مثل پاییزه بدون بارون
تعریف عشق واقعی از نگاه من
رنگ و بوی منطقی نداره
من میگم عشق يک جفت چشمه
كه فقط همون يک نفر رو میبينه
البته در قالب تمام خوبى‌ هاى عالم
t-icon12
 
عقب
بالا پایین