همگانی روزمرگی

دلم می‌خواست نادان باشم. در این صورت متوجه نمی‌شدم تا چه حد نادانم.
 
خواب ترسناکیه یعنی خواب وحشتناکیه که خیلیا خوابیدن و نمی‌دونن جریان چیه!
وقتی میگی قرآن، وقتی میگی خدا
میگه مگه خدا تو قرآن نگفته لا اکراهه فی الدین هر کسی خودش می‌دونه...!
یعنی چی آخه؟
یعنی تو میون اون همه آیات و
حرفای خدا فقط این آیه رو برداشتی؟؟؟؟
دمت گرم واقعا ...
 
من عادت کرده‌ام که قضاوت‌هایم را توی دلم نگه دارم، و همین خصوصیت باعث شده که باطن عجیب و غریب خیلی از آدم‌ها برایم رو بشود و در عین حال گرفتار آدم‌های پرچانه کارکشته‌ای هم بشوم.»
 
مهم نیست چند نفر میخونن این مطالب رو
یا اصلا نمیخونن یا کلا میخان نفهمن
به خودشون مربوطه ...
یکم ک فکر کنی و مطالعه و تحقیق کنی
میفهمی ک هیچ چیز این جهااان دیگه
قرار نیست مثل قبل بشه ...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
شب ها صدای موسیقی ویلون تمام خانه را فرا می گرفت دلم در سینه می کوبید اما همسایه ها پسرک نوازنده را به جرم هنر از خانه بیرون انداختن.
 
این حرفا چی چیه تو کتابت نوشتی
حاج آقا همه رو سرش قسم می خورن
ابجی هات از دستت شکارن
بابای تو کی تو عمرش نجسی خورده
بابات فقط ویسکی می‌خورده

کتاب شازده و حمام
 
او گفت: اما آدمیزاد برای شکست آفریده نشده‌است؛ می‌توان او را نابود کرد اما نمی‌توان شکستش داد.
 
هیولاها واقعی هستند؛ ارواح هم همینطور. آن‌ها درون ما زندگی می‌کنند و گاهی اوقات پیروز می‌شوند.
 
اگر قرار است بمیرم، دوست دارم اول زندگی کنم.
 
و ترسناک‌ترین سوال ممکن است این باشد که ذهن انسان تاچه‌حدی می‌تواند دوام بیاورد و همچنان هوشیار و بیش از حد عاقل باقی بماند.
 
عقب
بالا پایین