قفسه کتاب از من به تو، از تو به من | تبادل کتاب

یگانهـ

مدیر آزمایشی تالار ادبیات + شایعه نویس
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد ادبی
ناظر ارشد آثار
ژورنالیست
تدوینگر
تیم‌تعیین‌سطح
رمان‌خـور
نوشته‌ها
نوشته‌ها
264
پسندها
پسندها
2,500
امتیازها
امتیازها
183
سکه
1,085
p929155_b7ad-Negar-1769754088049.png


کتاب‌ها تنها کاغذ و جوهر نیستند؛
مسافران کوچکی‌اند که از دلِ یک زندگی به زندگی دیگر پا می‌گذارند. گاهی در کوچه‌پس‌کوچه‌های یک رمان گم می‌شویم،
گاه با شعری نفس می‌گیریم و گاه در دنیای یک خاطره یا اندیشه غرق می‌شویم.

اینجا، قفسه‌ای است بی‌مرز؛جایی برای آنکه کتابی را که دوست داشتیم، همچون رازِ دل‌گریزانی به دیگری بسپاریم…
برای آنکه قصه‌ای نخوانده را جستجو کنیم…
برای آنکه درباره‌ی کتابی حرف بزنیم، بی آنکه قضاوتی باشد جز شنیدنِ صدایِ دوستانه‌ی کتابخوانان.

چگونه در این تاپیک شرکت کنیم؟

📚 معرفی کتابی که دوست داشتی
تجربه‌ات را از خواندنش بنویس، آن را با کلام خودت به دیگران هدیه بده.
🔎 درخواست کتابی که نامش را فراموش کرده‌ای
هرچه از داستان یا موضوعش به یاد می‌آوری بنویس؛ با هم پیدا می‌کنیمش.
💬 درخواست نظر دیگران درباره کتابی خاص
قبل از خواندن یا بعد از آن، نظر دیگران را بخوان تا تجربه‌ات عمیق‌تر شود.
🔄 پیشنهاد تبادل کتاب (فکری یا فیزیکی)
اگر کتاب فیزیکی برای مبادله داری یا می‌خواهی درباره‌ی کتابی گپ بزنیم، خوش‌آمدی.

بیا تا قصه‌های قفسه‌هایمان را با هم تقسیم کنیم…
از من به تو، از تو به من. 🌙
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام اسمم ریحاناست
خب خب اولین رمان و تنها رمانی که خیلی دوسش داشتم رمان هر دو در نهایت می‌میرند بود
راجب دو تا دوستی که تا آخر در کنار هم موندن و هیچ هم دیگه رو ترک نکردن
فکر میکنم باید در سخت ترین مشکلات هم آدم باید امیدش رو از دست نده و باید امیدوار باشه.
شخصیت داستان متیو با اینکه یک روز بیشتر تا مرگش باقی نمونده بود ولی بازم در آخرین روز های زندگیش هم دنبال چیز های جالب بود تا خودش رو سرگرم کنه
 
خب به نام نامی یزدان
من اسممم لیدی ستایش هست
و اولین کتابی که تقریبا عاشقش شدم بامداد خمار هستش فکر کنم اشنایی دارین
؛) یکیم همونی که ریحانا گفت
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین