پاکت نامه [ پاکت‌نامه اختصاصی HIIIS ]

ما دو دوست بودیم، صمیمی و گرم
سر یک کلمه، بهم ریختیم از فرط شرم
همان‌طور که او، منم زیر بار رفتم
در غم جدایی، دل ما هم شکست.​
 

شب آمد، دلم تنگ تو شد،
در این تاریکی، تو را می‌جویم.
هر ستاره، نام تو می‌خواند،
یاد تو، روشنی شبم.​
 
در این خیالِ خوش، غرقم هر دم،
همه عاشقِ من، این باور من است.
هر حرفی بگویند، جانم شود خم،
شاید این تردید، ریشه در من است.
 
چشمی به کار من، دلی پر زر
گفتی که این راه نیست، این است در
هر کس به سان خود، می‌بیند نظر
دوستی چند ماهه، شد حکم شر.​
 
دوستی وفا، گوهری به قیمتش
در سختی‌ها، همدم و یاورش
با او شاد باشی، با او غمگینی
وفای او چون کوه است، استوارش

 
وقت می‌گذرد چون آب از کف دست،
غم‌ها انباشته در این سینه ز دست.
باید رها کرد، این بارِ سنگین را،
تا روح خسته، یابد آسایش را.


 
در این شب تاریک و سرد تنهایی،
دلم گرفته از غصه و غم‌هایی.
چو ماهی در آب، بی‌کسی دارم،
به امید روزی که رهایی یابم.
 
دلم گرفته، همچو نبودنت
غمگینم، همچو نبود اعلان پیامت
خسته‌ام، همچو سرو خمیده‌
بی‌انگیزه‌ام، همچو گل پژمرده‌​
 
عقب
بالا پایین