پاکت نامه [ پاکت‌نامه اختصاصی نمو ]

«همیشگی »
'برایِ تو چه بگویَم؟
بگویَم زخمم آن‌قدر عمیق شده که می‌توان در آن درختی کاشت؟ ،
یا بگویَم غمگینم و مرگ کاری نمی‌کند؟!..'
 
«برای او»
می‌دانی احساس غریبی ست.
اگر روزی دیگر در این جهان نباشم، هیچکس جای خالی مرا احساس نخواهد کرد.
اما من در لحظه به لحظه زندگیم نبودنت را احساس کردم.
انصاف نبود دستان مرا رها کنی.
کاش به اندازه تو شجاعت داشتم و با زندگی وداع می‌کردم.
 
«برای هم سان»

دیگر مثل آن روزها برایم جالب نیستی.
اعتبار وجودت رنگ باخت.
دیگر به زیبایی سابق در چشمانم نمی‌درخشی.
چقدر تلخ آدم ها به اندازه بتی که ما از آنها می‌سازیم تماشایی نیستند نیستند.
 
  • upset
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tufan
عقب
بالا پایین