پارت گذاشتم
توی این قسمت بهتره، ویرگول اول رو با نقطه جای گذاری کرد. چون موارد رو نمیشماریم و پشت سر هم ویرگول میاد وجهه خوبی نداره. به این شکل میتونی ویرایش کنی: نصف زمین ها رو هم نکاشتی. کلا اون سال، سال خوبی نبود.نصف زمینها رو هم نکاشتی، کلا اون سال، سال خوبی نبود.
اینجا هم بهتره بعد کلمه "مادر" یه ویرگول اضافه کنی که جمله اشتباه خونده نشه.پس از آن حرف مادر خانه در سکوتی غم دار فرو میرود.
این همه سال فاصله و دوری برای چه بوده؟
فکر کنم یه "است" اضافه کنی، جمله ها کامل می شه.مادرش میگفت چشمان خانم بزرگ به رنگ دریا بوده.
جمله ات درسته ها. ولی برای اینکه کلمه "پس" تکرار نشه، میتونی یکی از "پس" ها رو با یه کلمه دیگه جای گذاری کنی.پس چرا پس از آن اتفاق پشت هم را نگرفتند؟
میتونی برای اینکه جمله ات زیباتر بشه و فعل ها باهم همخونی داشته باشن "می رود" و "می بافند" رو با فعل های ماضی شون جای گذاری کنی. همچنین بین " می بافتند و برایش یه ویرگول بزاری که مکث بین جملات رعایت بشه.دوستش از روزهایی که به خانه مادر بزرگش میرود و با هم بافتنی میبافند برایش زیاد تعریف کرده بود.
پس از مدتی که در سکوت هر کسی با بشقاب خود مشغول بود مادر سکوت را میشکند.
دوباره یه ویرگول باعث رعایت مکث بین جملات می شه.گلاب که تا آن لحظه خود را با غذا مشغول کرده بود اعتراض میکند:
این ساختار جمله اشتباهه و باید مورد اول داخلش رعایت بشه.محمدعلی، صادق مرد خوبیه، شما خیلی ساله که با هم دوست هستید.
بعد می گوید دو نقطه فراموشت شده.محمدعلی با غذایش بازی میکند و میگوید
- بله من میدونم چی میگی اما الان اونها بزرگ شدن.
بعد "اینطوری" که جمله تموم می شه یه نقطه بزاری بهتره.گلاب رو این طوری نگاه نکن که کارهای بچگونه داره، اون برای ما که پدر و مادرش هستیم این طوره وگرنه که جلو مردم یه دختر متین
اینجا هم دوباره برای اینکه واو تکرار نشه، یه ویرگول اضافه کن.نفس عمیقی میکشد و سر تکان میدهد و میگوید:
چک میکنم عزیز. ✅پارت گذاشتم
اینجا تکرار کلمه "در" مشکل ساز میشه.گلاب نیز در اتاق در فکر فرو رفته بود.
تو این قسمت اگر بعد کلمه"خان" ویرگول قرار بگیره، جمله به شکل صحیح خونده میشه.خان خدای رعیتها بود و هیچ چیز جلودارش نبود.
دوباره اینجا ویرگول داره تکرار میشه، با اینکه چیزی رو شمارش نمی کنیم.یک خان، مالیات زیادی میگیرد، دیگری خون رعیت را میمکد اما این یکی نوبر بود.
: خان ابتدا بسیار خشمگین بود و می خواست دودمانش را آتش بزند. اما وقتی می فهمد که گیل زاد پشیمان شده و قصد زندگی داشته از جان آنها می گذرد.خان ابتدا بسیار خشمگین بود، میخواست دودمانش را آتش بزند اما وقتی میفهمد که گیلزاد پشیمان شده و قصد زندگی داشته از جان آنها میگذرد.
تو این قسمت"در" و "صدد" رو بدون فاصله نوشتی که نادرسته.به جای آن، درصدد انتقام از آن مرد شهری برمیآید.
بازم تو این قسمت ویرگول اضافیه و با "واو" بهم متصل میشن.مشکل تمام اهالی روستا بود، کاری از دست کسی برنمیآمد.
عزیزم نباید از کلمات خارجی استفاده کنی. مخصوصا اینکه فضای داشتانت روستاییه.من این ساعت تایم آب باغمه، شیرزاد دست تنهاست. بهش گفتم زود برمیگردم. این هم میبرم پز رفیقم رو بهش بدم.
این قسمت می تونی برای بهتر شدن بین کلمات "سفره" و "پدر" یه ویگرگول اضافه کنی.آن شب سر سفره پدر بیمیل تنها با غذا بازی میکرد.
اینجا هم یه ویرگول برای مکث بین دو جمله اضافه کنی بهتره.آن روز که همراه صادق آمده بود به قدری سرش پایین بود که اصلا او را ندیده بود.
این قسمت آخر جمله "است" بزاری جمله کامل تر میشه.از تمام رفتار و سکناتش معلوم بود برای موفقیت زاده شده!
یه غلط املایی کوچیک اینجا وجود داره عزیزم. املای خورشید رو تصحیح کن.خکرشید به سمت میانهی آسمان در حرکت بود.
دوباره برای اتصال جملات به هم و بی ربط نبودنشون میتونی از ویرگول استفاده کنی.گوهر همانطور که نگاهش پیش شوهرش بود به کلبه اشاره میکند و میگوید:
: از فکر مشغول محمد علی معلوم بود آن مرد جوان جلوی درب باغ...از فکر مشغول محمدعلی معلوم بود که آن مرد جوان جبوی درب باغ، همان شیرزاد پسر صادق بوده است.