نظارت همراه رمان یک مشت گیلاس | ناظر: .Nazi

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نظارت پارت شش رمان یک مشت گیلاس
سلام عزیز دلم
نصف زمین‌ها رو هم نکاشتی، کلا اون سال، سال خوبی نبود.
توی این قسمت بهتره، ویرگول اول رو با نقطه جای گذاری کرد. چون موارد رو نمیشماریم و پشت سر هم ویرگول میاد وجهه خوبی نداره. به این شکل میتونی ویرایش کنی: نصف زمین ها رو هم نکاشتی. کلا اون سال، سال خوبی نبود.
پس از آن حرف مادر خانه در سکوتی غم‌ دار فرو می‌رود.
اینجا هم بهتره بعد کلمه "مادر" یه ویرگول اضافه کنی که جمله اشتباه خونده نشه.
و اینکه باید"غم‌دار" به این شکل و با نیم فاصله نوشته بشه.
: پس از آن حرف مادر، خانه در سکوتی غم‌دار فرو می رود.

این همه سال فاصله و دوری برای چه بوده؟
مادرش می‌گفت چشمان خانم بزرگ به رنگ دریا بوده.
فکر کنم یه "است" اضافه کنی، جمله ها کامل می شه.
: این همه سال فاصله و دوری برای چه بوده است؟
: مادرش می‌گفت چشمان خانم بزرگ به رنگ دریا بوده است.

پس چرا پس از آن اتفاق پشت هم را نگرفتند؟
جمله ات درسته ها. ولی برای اینکه کلمه "پس" تکرار نشه، میتونی یکی از "پس" ها رو با یه کلمه دیگه جای گذاری کنی.
مثلا: پس چرا بعد از آن اتفاق پشت هم را نگرفتند؟

دوستش از روزهایی که به خانه مادر بزرگش می‌رود و با هم بافتنی می‌بافند برایش زیاد تعریف کرده بود.
میتونی برای اینکه جمله ات زیباتر بشه و فعل ها باهم همخونی داشته باشن "می رود" و "می بافند" رو با فعل های ماضی شون جای گذاری کنی. همچنین بین " می بافتند و برایش یه ویرگول بزاری که مکث بین جملات رعایت بشه.
و مادربزرگش رو پشت سرهم باید بنویسی.
: دوستش از روزهایی که به خانه مادربزرگش می‌رفت و با هم بافتنی می‌بافتند، برایش زیاد تعریف کرده بود.

پس از مدتی که در سکوت هر کسی با بشقاب خود مشغول بود مادر سکوت را می‌شکند.
گلاب که تا آن لحظه خود را با غذا مشغول کرده بود اعتراض می‌کند:
دوباره یه ویرگول باعث رعایت مکث بین جملات می شه.
: پس از مدتی که در سکوت هر کسی با بشقاب خود مشغول بود، مادر سکوت را می‌شکند.
: گلاب که تا آن لحظه خود را با غذا مشغول کرده بود، اعتراض می کند:

محمدعلی، صادق مرد خوبیه، شما خیلی ساله که با هم دوست هستید.
این ساختار جمله اشتباهه و باید مورد اول داخلش رعایت بشه.
: محمد علی. صادق مرد خوبیه، شما خیلی ساله که با هم دوست هستید.

محمدعلی با غذایش بازی می‌کند و می‌گوید
- بله من می‌دونم چی میگی اما الان اونها بزرگ شدن.
بعد می گوید دو نقطه فراموشت شده.
محمدعلی با غذایش بازی می‌کند و می‌گوید:
- بله من می‌دونم چی میگی اما الان اونها بزرگ شدن.

گلاب رو این طوری نگاه نکن که کارهای بچگونه داره، اون برای ما که پدر و مادرش هستیم این طوره وگرنه که جلو مردم یه دختر متین
بعد "این‌طوری" که جمله تموم می شه یه نقطه بزاری بهتره.
و اینکه "این‌طوری" با نیم فاصله نوشته میشه.
گلاب رو این‌طوری نگاه نکن که کارهای بچگونه داره، اون برای ما که پدر و مادرش هستیم این طوره. وگرنه که جلو مردم یه دختر متین و...

نفس عمیقی می‌کشد و سر تکان می‌دهد و می‌گوید:
اینجا هم دوباره برای اینکه واو تکرار نشه، یه ویرگول اضافه کن.
: نفس عمیقی می کشد، سر تکان می دهد و می گوید:


عزیز دلم، لطفا از این به بعد توی علائم نگارشی، ویرگول، نیم فاصله ها و مواردی مثل شمارش موارد که ویرگول باید چه جوری توشون استفاده بشه یا استفاده از "واو" بیشتر دقت کن.
موفق باشی گل.
 
آخرین پارت ۱۴۰۴ هم گذاشتم t-icon12
 
نظارت پارت هفت، هشت و نه رمان یک مشت گیلاس
سلام وقت بخیر
سال نو مبارک عزیز
امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشی.
گلاب نیز در اتاق در فکر فرو رفته بود.
اینجا تکرار کلمه "در" مشکل ساز میشه.
جمله باید این شکلی ویرایش بشه: گلاب نیز در اتاق به فکر فرو رفته بود.

خان خدای رعیت‌ها بود و هیچ چیز جلودارش نبود.
تو این قسمت اگر بعد کلمه"خان" ویرگول قرار بگیره، جمله به شکل صحیح خونده میشه.
: خان، خدای رعیت ها بود و هیچ چیز جلودارش نبود.

یک خان، مالیات زیادی می‌گیرد، دیگری خون رعیت را می‌مکد اما این یکی نوبر بود.
دوباره اینجا ویرگول داره تکرار میشه، با اینکه چیزی رو شمارش نمی کنیم.
پس میتونی این شکلی ویرایش کنی: یک خان، مالیات زیادی می گیرد و دیگری خون رعیت را می مکد اما این یکی نوبر بود.

خان ابتدا بسیار خشمگین بود، می‌خواست دودمانش را آتش بزند اما وقتی می‌فهمد که گیل‌زاد پشیمان شده و قصد زندگی داشته از جان آنها می‌گذرد.
: خان ابتدا بسیار خشمگین بود و می خواست دودمانش را آتش بزند. اما وقتی می فهمد که گیل زاد پشیمان شده و قصد زندگی داشته از جان آنها می گذرد.
اینجا ویرگول اضافه است چون با "واو" به هم متصل میشن و جمله روون تر خونده میشه.

به جای آن، درصدد انتقام از آن مرد شهری برمی‌آید.
تو این قسمت"در" و "صدد" رو بدون فاصله نوشتی که نادرسته.
: به جای آن در صدد انتقام از آن مرد شهری بر می آید.

مشکل تمام اهالی روستا بود، کاری از دست کسی برنمی‌آمد.
بازم تو این قسمت ویرگول اضافیه و با "واو" بهم متصل میشن.
مشکل تمام اهالی روستا بود و کاری از دست کسی برنمی آمد.

من این ساعت تایم آب باغمه، شیرزاد دست تنهاست. بهش گفتم زود برمی‌گردم. این هم می‌برم پز رفیقم رو بهش بدم.
عزیزم نباید از کلمات خارجی استفاده کنی. مخصوصا اینکه فضای داشتانت روستاییه.
پس به جای "تایم" سعی کن از کلمه دیگه ای استفاده کنی.
مثل: من این ساعت وقت آب باغمه...
و بازم اون ویرگول اضافه هست و با واو بهم متصلشون کن.
: من این ساعت وقت آب باغمه و شیرزاد دست تنهاست.


قلمتون مانا.
 
دو پارت گذاشتم
شروع سال جدید:)
ویرگول و واو رو هم سعی کردم رعایت کنم امیدوارم بهتر شده باشه
 
نظارت پارت 10، 11، 12 و 13 رمان یک مشت گیلاس
آن شب سر سفره پدر بی‌میل تنها با غذا بازی می‌کرد.
این قسمت می تونی برای بهتر شدن بین کلمات "سفره" و "پدر" یه ویگرگول اضافه کنی.
: آن شب سر سفره، پدر بی میل تنها با غذا بازی می کرد.

آن روز که همراه صادق آمده بود به قدری سرش پایین بود که اصلا او را ندیده بود.
اینجا هم یه ویرگول برای مکث بین دو جمله اضافه کنی بهتره.
: آن روز که همراه صادق آمده بود، به قدری سرش پایین بود که اصلا او را ندیده بود.

از تمام رفتار و سکناتش معلوم بود برای موفقیت زاده شده!
این قسمت آخر جمله "است" بزاری جمله کامل تر میشه.
: از تمام رفتار و سکناتش معلوم بود برای موفقیت زاده شده است!

خکرشید به سمت میانه‌ی آسمان در حرکت بود.
یه غلط املایی کوچیک اینجا وجود داره عزیزم. املای خورشید رو تصحیح کن.
: خورشید به سمت میانه آسمان در حرکت بود.

گوهر همان‌طور که نگاهش پیش شوهرش بود به کلبه اشاره می‌کند و می‌گوید:
دوباره برای اتصال جملات به هم و بی ربط نبودنشون میتونی از ویرگول استفاده کنی.
: گوهر همان‌طور که نگاهش پیش شوهرش بود، به کلبه اشاره می‌کند و می‌گوید:

از فکر مشغول محمدعلی معلوم بود که آن مرد جوان جبوی درب باغ، همان شیرزاد پسر صادق بوده است.
: از فکر مشغول محمد علی معلوم بود آن مرد جوان جلوی درب باغ...

خسته نباشی عزیز.t-icon12
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
عقب
بالا پایین