نظارت همراه رمان ققنوس خونین| ناظر:MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وقت کنم ویرایش می‌کنم همشو
تگ دهی اول بیشتر رو علائم نگارشی فوکوسه فکر کنم Mood
فعلا بع این موارد دست نزن نقره خودم حلش میکنم خب از نظر علائم نگارشی و.. هم نگران نباش تمیزترین رمانیه ک داری بنظرم تو بقیه موارد ویرایش کن این موارد خودم درست میکنم ک تو تگ‌دهیت هیچ مشکلی پیش نیاد
 
  • tears
واکنش‌ها[ی پسندها]: NOGHRE
باشه قشنگم، دستت درد نکنه
میرم سراغ بقیه‌شUTetz
پیشاپیش خسته نباشی
فعلا بع این موارد دست نزن نقره خودم حلش میکنم خب از نظر علائم نگارشی و.. هم نگران نباش تمیزترین رمانیه ک داری بنظرم تو بقیه موارد ویرایش کن این موارد خودم درست میکنم ک تو تگ‌دهیت هیچ مشکلی پیش نیاد
 
  • tears
واکنش‌ها[ی پسندها]: serena
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: NOGHRE
آن‌قدر سنگین بودند که باز کردنشان، برایش شبیه بلند کردن جسمی تنومند از روی سینه‌اش به‌نظر می‌رسید.
✘ …سینه‌اش به نظر می‌رسید.
✔ …سینه‌اش به‌نظر می‌رسید.

«به‌نظر» باید با نیم‌فاصله باشد.
چندتا به‌نظر داریم اصلاحش باید کنی.
اتفاق چند ساعت پیش از جلوی چشم‌هایش مثل یک فیلم رد می‌شدند.
✘ رد می‌شدند
✔ رد می‌شد
«اتفاق» مفرد است → فعل باید مفرد باشد.
مروارید ناخودآگاه مکث کرد؛ جمله شبیه گلایه‌ای ساده بود که می‌توانست به کار ربطش دهد.
✘ ربطش دهد
✔ ربطش بدهد
باتوجه به نوع جمله بندی...
مکثی کرد بعد با صدایی آرام‌تر گفت:
✘ مکثی کرد بعد
✔ مکثی کرد، بعد
نیاز به ویرگول بعد از «کرد» دارد.
چنگ زدنِ کلافه‌اش به موهایش را دید و دو قدم دیگر برداشت، خواست صدایش بزند که امیر با تلخی گفت:
✘ چنگ زدن
✔ چنگ‌زدن
مروارید دیگر نمی‌فهمید امیر راجع به چه چیزی صحبت می‌کند؛ نمی‌دانست پرونده چیست، فقط می‌دانست هر لحظه امکان دارد بغضش فرو بریزد.
✘ راجع چه چیزی
✔ راجع‌به چه چیزی
«راجع‌به» باید با نیم‌فاصله باشد.
تلاش می‌کرد صدایش عادی باشد، اما چیزی از جا خوردن و اضطراب در آن بود.
✘ جا خوردن
✔ جاخوردن
این ترکیب معمولاً چسبیده نوشته می‌شود
مروارید چیزی در ذهنش می‌گفت آن حرف‌ها عادی نبودند.
✘ چیزی در ذهنش می‌گفت
✔ چیزی در ذهنش می‌گفت که
برای کامل شدن ساختار جمله «که» لازم است
در تُن صدایش شک و ناراحتی مشخص بود، آهسته پرسید:
✘ مشخص بود، آهسته پرسید
✔ مشخص بود. آهسته پرسید
بهتر است دو جمله جدا شوند.
دلخور بود. حسی در درونش شکل گرفته بود که نه معنایش را می‌دانست و نه می‌دانست دلیلش چیست؛ اما دیگر بحثی نکرد لیوان آب را سر کشید و با اشارهٔ امیر در آغوشش فرو رفت.
✘ نکرد لیوان آب را سر کشید
✔ نکرد، لیوان آب را سر کشید
 
فصل دوم:
چندبار چشم‌هایم را روی هم می‌گذارم، اما ناخودآگاه پلک‌هایم باز می‌شوند.
✘ چندبار
✔ چند بار
توضیح: «چند» جدا نوشته می‌شود.
در جایم جا‌به‌جا می‌شوم و به پشت دراز میکشم، دست‌هایم را روی شکمم قرار می‌دهم و لای پلک‌هایم را باز می‌کنم.
✘ دراز میکشم
✔ دراز می‌کشم
انگشت اشاره و شستم را روی هر دوتا چشمم می‌گذارم و کمی فشار می‌دهم، سپس با همان وزن سنگینی که انگار روی تنم افتاده بود؛ به سختی از جایم بلند می‌شوم.
✓تنم افتاده بود،به سختی از جایم بلند می‌شوم.
ویرگول بهتره.
زیر‌لب غرغری می‌کنم و نگاهم را به اطراف می‌‌چرخانم.
✘ زیر‌لب
✔ زیر لب
این‌ بار، نگاهم را از در و دیوار سفید‌رنگی که هر قسمتش با مدادرنگی و مدادشمعی طراحی‌های خط‌خطی شده بود می‌گیرم و به ماه‌گل می‌دهم.
✘ این‌ بار
✔ این‌بار
✘ سفید‌رنگی
✔ سفیدرنگ
لبخندی می‌زنم، دختر کوچک که در دنیای کودکانه‌اش غرق شده بود.
✘ ویرگول تغییر بده
✔ لبخندی می‌زنم؛ دختر کوچکی که در دنیای کودکانه‌اش غرق شده بود.
گاهی اوقات احساس می‌کنم مادر خوبی نیستم، زیرا ماه‌گل بیشتر از آنچه که با من وقت بگذارند یا با امیر بازی می‌کند یا با اسباب‌بازی‌هایش؛
✘ ساختار نادرست
✔ گاهی احساس می‌کنم مادر خوبی نیستم؛ چون ماه‌گل بیشتر از آن‌که با من وقت بگذراند، یا با امیر بازی می‌کند یا با اسباب‌بازی‌هایش.
اینکه روانی شدم یا جن زده را نمی‌دانم، فقط می‌دانم نسبت به همه‌چیز بی‌احساس شدم
✘ جن زده
✔ جن‌زده
نقطه آخر جمله بذار.
از کیِ اینطور شدم را هم نمی‌دانم
✘ اینطور
✔ این‌طور
ماه‌گل که در جایش تکان می‌خورد حواسم به او جمع می‌شود.
✘ ویرگول ندارد
✔ ماه‌گل که در جایش تکان می‌خورد، حواسم به او جمع می‌شود.
من هیچوقت در زندگی‌ام در جاهایی که در خواب می‌بینم نبوده‌ام،
✘ هیچوقت
✔ هیچ‌وقت
انگشت شستم را روی لب‌هایم می‌کشم، همان لحظه متوجه می‌شوم که ترک برداشته‌ان و پوسته پوسته شده‌اند.
✘ برداشته‌ان
✔ برداشته‌اند
خدایا حتی دلم نمی‌خواست خودم را در آینه ببینم، معلوم نیست امیر چه زجری می‌کشد وقتی مرا اینگونه می‌بیند.
✘ اینگونه
✔ این‌گونه
تغییر از سوم‌شخص به اول‌شخص در رمان تو، منطقی‌ست و حتی می‌تواند اثرگذار باشد چون حس رؤیا، توهم و درگیری روانی راوی را منتقل می‌کند.
فقط لحن اول‌شخص را ثابت نگه دار؛
اجازه نده دانای‌کل به وسط روایت اول‌شخص برگرده.
 
پارت بعدی:
«بدبختانه دخترمم این هذیان گفتن‌ها در خواب را از من به ارث برده بود.»
✘ «هذیان گفتن‌ها»
✔ «هذیان‌گفتن‌ها»
مصدر مرکب → نیازمند نیم‌فاصله.
✘ «او خاطرات روزهایش را در خواب مرور می‌کند و خواب‌هایش فقط مربوط به اسباب بازی‌هایش می‌شوند؛ اما من چه؟»
«اسباب‌بازی» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود.
✘ «چند قدم بر‌می‌دارم و قبل از اینکه تلفن قطع شود، آن را برداشته و وصل می‌کنم.»
✔ «چند قدم برمی‌دارم و قبل از اینکه تلفن قطع شود، آن را برمی‌دارم و وصل می‌کنم.»
توضیح: «برمی‌دارم» سرهم نوشته می‌شود و تکرار فعل ساختار را درست‌تر می‌کند.
✘ «باور کن یادم نمیاد.»
✔ «باور کن یادم نمی‌آد.»
✘ «تیره رنگش»
✔ «تیره‌رنگش»
✘ «به حالت گوش‌زد بالا می‌آورد»
✔ «به حالت گوشزد بالا می‌آورد»
✘ «قدم بر می‌دارم.»
✔ «قدم برمی‌دارم.»
✘ «از اتاق ماه‌گل خارج میشوم»
✔ «از اتاق ماه‌گل خارج می‌شوم»
✘ «اینطوری»
✔ «این‌طوری»
✘ «باور پذیر»
✔ «باورپذیر»
✘ «تمامی نداشتند»
✔ «تمامی نداشت»
✘ «اعضای خانواده‌ش»
✔ «اعضای خانواده‌اش»
✘ «پله‌‌ی»
✔ «پلهٔ»
 
اشتباه نیستن اینا ک فقط نیم‌فاصله عزیزن اشتباه نداری تو ک گل
یک پارتتم مونده جونم ک حتما چک میکنم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NOGHRE
عقب
بالا پایین