بند ۱:
«سومین روزست که باران بیوقفه میبارد. از پشت پنجرهی بزرگ راهروی کلانتری به ابرهای سیاهی که میزبانی از آنها کمکم دارد طاقتفرسا میشود مینگرم.»
ساختار:
فضاسازی شروع خوبی دارد. باران ممتد، خستگی و فشار را القا میکند. جمله دوم کمی طولانی است و بهتر است شکسته شود تا ریتم بهتری پیدا کند.
نکات زبانی و نگارشی:
«روزست» بهتر است «روز است» یا «روزِ است» نوشته شود. شکل چسبیده کمی غیرمعمول است.
«ابرهای» → «ابرهای» (نیازی به نیمفاصله نیست)
«کمکم» درست است.
«طاقت فرسا» → «طاقتفرسا»
جمله دوم بهتر است کمی روانتر شود:«از پشت پنجرهی بزرگ راهروی کلانتری به ابرهای سیاهی نگاه میکنم که میزبانیشان کمکم دارد طاقتفرسا میشود.»
بند ۲:
«صدای پای محکمی از پلههای ته راهرو میآید؛ قطعا خودش است. هیچکس اندازه سهیل برای ماموریت جدید شوق ندارد.»
ساختار:
ریتم خوب، اطلاعات واضح. شخصیتپردازی سهیل شروع میشود.
نگارشی:
«انداره» → «اندازه»
به جای «شوق ندارد» میتوان گفت «به اندازهی او مشتاق نیست» که طبیعیتر است.
بند ۳:
«برمیگردم و با تکیه بر لبهی پنجره چشمهایم را به انتهای راهرویی که مهتابیهای قدیمی با زحمت روشن نگهش میداشتند، میدوزم.»
ساختار:
جمله درست است اما کمی سنگین.
زبان:
ترکیب «مهتابیهای قدیمی با زحمت روشن نگهش میداشتند» تصویر جالبی دارد.
نگارشی:
«نگهش میداشتند» درست است ولی کمی نامعمول. «روشن نگه میداشتند» طبیعیتر است
بند ۴:
«آمد؛ مثل همیشه مرتب، اتو کشیده و با چکمههای سفت و واکس زده به من نزدیک شد.»
ساختار:
بهطور مؤثر ظاهر سهیل را معرفی میکند.
نگارشی:
«واکس زده» → «واکسزده» بهتر است.
حذف «و» بعد از «واکس زده» را روانتر میکند:«… چکمههای سفت و واکسزده، به من نزدیک شد.»
دیالوگها (بندهای بعدی)
دیالوگها طبیعی، زنده و کاملاً شخصیتمحور هستند. البته چند نکته لازم است:
مشکلات املا و رسمالخط:
«چخبر» → «چه خبر»
«سرباز عمته.» اگر لحن طنز است همین خوب است.
«دندون مصنوعیای ننجوونشو اورده» → نگارش کاملاً گفتاری است و این خوب است چون حس صمیمیت و شوخی را منتقل میکند. فقط اگر قصد دارید گفتاری باشد، بهتر است یکدست نگهش دارید:«دندونمصنوعیهای ننهجونشو آورده»
«واسهی ماموریت» → «برای مأموریت» (اگر میخواهید رسمی شود)
«کیو کیو!» خوب است چون لحن شخصیت را منتقل میکند
بند رسیدن به اتاق سرگرد:
«به در اتاق رسیدیم… درکل این سقفهای بلند بیشتر بدرد کلیسا میخورد تا کلانتری.»
نگارشی:
«درکل» → «در کل»
«به درد» جدا نوشته میشود.
تصویرسازی خوب، طنز ظریف دارد
ورود به اتاق سرگرد و توصیف مجتبی قریشی
توصیف بسیار تصویری و ملموس است. تنها چند ایراد کوچک:
«یکی در میون» → «یکیدرمیان»
«نماد مناسبی برای یک مرد میانسال کاملا معمولی بود.»کمی طولانی است. میتوان کوتاه کرد:«نمادی از یک مرد کاملاً معمولیِ میانسال.»
دیالوگ سرگرد
دیالوگها کاملاً طبیعی و جدیاند و تضاد لحن با شوخیهای سهیل کاملاً به چشم میآید.
ایرادات نگارشی:
«خیلی محرمانست» → «خیلی محرمانه است»
«درز کنه» گفتاری است، اگر لحن رسمی میخواهید → «درز کند»
جمله:
«همین؟! بنظرش توضیحات بیشتری نیاز نبود؟!»
«بنظرش» → «به نظرش»
سکوت و سؤال سهیل
این بخش بسیار خوب و زنده نوشته شده. از بهترین بخشها.
ماشین و احمد
«صدای کوبش باران به سقف حلبی ماشین حاکمیت بر فضا را باز پس گرفت.»
تصویر بسیار خوب و شاعرانه.
فقط: «حاکمیت بر فضا را بازپس گرفت» کمی سنگین است اما غلط نیست.
نقاط قوت:
شخصیتپردازی بسیار طبیعی؛ سهیل و راوی کاملاً از هم قابل تشخیصاند.
دیالوگها زنده، واقعگرایانه و حامل اطلاعات هستند.
فضا و مکان (کلانتری قدیمی با نور مهتابی ضعیف و باران ممتد) فضاسازی قوی ایجاد میکند.
ریتم کلی خوب است.
نقاط قابل اصلاح:
برخی جملات طولانیاند و نیاز به شکستن دارند.
چند مورد املایی/نگارشی که اصلاحشان متن را حرفهایتر میکند.