شعر •پــَناه‌گاهِـ اَمنـِ مَنـ آغـوشـ ِتـُوستــ•

◝می‌شود مثل دوتا کوه به هم تکیه کنند؟
موج ِ موهای من و، شانه‌‌ی ِ مردانه تو :)"
 
گیسوانم موج موج و شانه‌هایت سنگِ سنگ
موج را آغوشِ سنگ آرام می‌سازد، بمان! :)"
 
بغلم کن که هوا سردتر از این نشود !
زندگی خوب شود باد خبرچین نشود
بی هوا بوسه بزن عشق دوچندان بشود
بوسه آنگاه قشنگ است که تمرین نشود :) "
 
زیر ابری که پر از بارقه‌ی دلتنگی‌ست
چتری از بوسه و آغوش تو را می‌خواهم :)"
 
انگار با تمامِ جهان وصل می‌شوم ،
در لحظه‌ای که می‌کِشَمَت ، تنگ در بغل
_حسین منزوی
 
می شود آرام بگويم دوستت دارم؟!
و تو بلند ، بلند مرا در آغوش بكشی؟ :)"
مرتضی قرائی
 
مثل یک شعر مرا تنگ در آغوش بگیر
که هوای غزلم سخت شبیه تن توست :)"
 
یک صبح می‌رسد که در آغوشِ گرمِ من
با بوسه‌هایِ سرزده بیدار می‌شوی :)"
رضا قاسمی
 
عقب
بالا پایین