تا به اینجا هنوز بچهها متوجه نشدن ولی آقای کیتینگ خیلی روشون تأثیر گذاشته.هنوز کتاب رو تموم نکردم، فقط میخوام نظرم رو راجع به بعضی شخصیتها بگم؛
به نظرم حرفای آدمی مثل آقای کیتینگ، مثل یک شمشیر دو لبهاس! یعنی یا در نهایت این ماجرا برای پسرها یه فرصت و موفقیتی در زندگی میشه، و یا سببه آسیب بهشون
از این لحاظ که کتاب شخصیتهای متنوع داره هم خیلی واقع بینانهاس! ما توی اطراف خودمون هم نگاه کنیم همینجور افراد رو میبینیم و یا حتی خودمون جزوشونیم؛
نولان که یه آدم کاملا تاثیرناپذیر به نظر میاد و کسی که تو با پیشزمینه شناختی که ازش داری تقریبا میتونی عکسالعملهاشو پیشبینی کنی،
تاد که انگار آسیب درونی دیده و یهجور به خودتحقیری و منزوی بودن خودش عادت کرده،
نیل که تواناییهای خودش رو بروز میده و چیزی که از خودش میخواد رو درک میکنه،
چارلی دالتون^^ یک بیپروای تاحدی لجباز(داخل پرانتز بگم
)،
یا حتی کسی مثل ناکس که به نظرم قدر خودش رو نمیدونه و لیاقتش رو در چیزی میبینه که از فرد مورد ستایشش بهش برسه.
و در آخر، امیدوارم شمشیر دولبه آقای کیتینگ خوب عمل کنه=)
پ.ن: واقعا دوست دارم رفیقهایی با شخصیت نیل دور و برم باشه^-^
مثلا نیل در مقابل این که خونوادش تحمیل کردن پزشک بشه الان خیلی جدی داره روی بازیگر شدن فکر میکنه.
