همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
چیزی نیست که بشود با قرص و خواب و چمیدانم قدم زدن در خیابان و دود کردن پاکتی سیگار تمامش کرد.اینجا،باور کنید،من گاهی دیگر نمی توانم نفس بکشم.
🍃
 
آنقدر به هذیان خود یقین داشتند که ما به واقعیت خود شک کردیم.

- امین عدالت‌ خواه
 
می‌گویند برایت خواب های خوشی آرزومندیم ، خواب زیبا به چه کارمان می‌آید ، وقتی گرفتار بیداری دردناکی هستیم...

محمود_درویش
 
ما زائران دلشکسته‌ی این خاکیم،
اگر امید را دمی رها نکردیم نه بدان دلیل بود که آن را در خود داشتیم؛
بل بدان سبب بود که امید را چون ودیعه‌ای به دست ما سپرده بودند تا به دست دیگران بسپاریم...
ما خواسته‌ایم که بی هیچ منتی پل باشیم میان کویر و باغ...
به این امید که عابران خوب، از دشت سوخته، به سبز باغ درآیند...

ابن_مشغله
نادر_ابراهیمی
 
شمار قول‌هایی که در لیست مضحکم به خودم دادم به پنجاه رسید و وقتی کاغذ را پاره کردم، فکر کردم بایدها و نبایدهای سال نو اعترافی است حاکی از این که می‌دانیم مقصر بدبختی‌های‌مان خودمان هستیم نه دیگران.

جزء از کل - استیو تولتز
 
همه سهم من از خود دلی بود که به تو دادم
و هرشب بغض گلویت را در تابوت سیاهی
که برایم ساخته بودی گریستم
و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ،
زخم های مکررم بودند...
 
بخشِ زيادی از زندگی‌ات را صرف اين مي‌كنی كه ديگران درباره‌ات چه فكر می‌كنند، سپس پی ميبری شايد يكی از مهم‌ترين بخش‌های زندگی اين است كه به حرفِ‌ آدم‌ها اهميت ندهی.

- داستين‌ هافمن
 
ما را چه شد؟
خنده های از ته دل مان کجا رفت؟
امید و آرزوهایمان چه شدند؟
خود ما کجا گم شدیم؟!
 
دانی که چیست درد؟ درد آن بود که زندگی‌ات آن چنان شود که نخواستی.

- محمود درویش
 
‏بله، ما غمگینیم یا من غمگینم، می‌دانم، ولی همین است که هست. شاید نسل بعد بتوانند از چیزهای شاد هم بگویند.

‏آینه‌های‌ دردار - هوشنگ‌ گلشیری
 
عقب
بالا پایین