همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
چه خنجرها که از دل‌ها گذر کرد
 
آدمیزاد ؟
متشکل از مشتی استخوان و محکوم به اندوه !
 
آرام بودنم از سر آسودگی نیست حوصله رنج کشیدن را ندارم
 
اما عزیزِ من،
آدم هیچ‌وقت طعم بعضی از اشک‌ها را فراموش نمی‌کند.
 
و کلمات چقدر ناقص و چقدر عاجزند برای توصیف حالمان .
 
بعضی اشک ها، راهشان را از آسمان باز می کنند ...
 
تو چه میدآنی ، که دلم درنبودت چه میکشد ،!
.
 
دوست‌دارتم ، مثل ستآره‌ایکه بدون ماه نمیدرخشد . .
 
ما ماندیم و سرنوشت تا میتوانست برایمان غم نوشت..
 
حالمان را گرفتید ؛
شرح حال خواستنتان چه صیغه‌ای‌ست؟!
 
عقب
بالا پایین