همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مى دانى ؟
هيچ كس، هيچ چيز را واقعا فراموش نمى كند!
فقط آدم ها يك وقت هايى، از به ياد آوردن
خسته مى شوند🌱
 
آن روز، آنا به ایستگاه رسید، اما کسی نبود که منتظرش باشد. جمعیت رفت‌و‌آمد می‌کرد، قطارها سوت می‌کشیدند، و او وسط این همه حرکت، ایستاده بود و احساس می‌کرد که همه چیز ایستاده است. در آن لحظه فهمید که تنهایی، همیشه در نبود آدم‌ها نیست، گاهی در میان شلوغ‌ترین مکان‌ها سراغت می‌آید.

آنا کارنینا - لئو تولستوی
 
وقتی همه خندان آویزان از شاخه ها بودند باغ را فروخت باغبان؛

-محمد همایون
 
پشتِ هم شعر نوشتم كه بخوانی، خواندی؟
بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟
به خدا شعرترين شعرِ منی، میفهمی؟
هوس انگيزترين حسِ منی، میفهمی؟

-پویا جمشیدی
 
شکنجه در الهیات به کار می رود، نه در ریاضیات زیرا ریاضیات با علم سر و کار دارد ، اما در الهیات تنها عقیده وجود دارد بنابراین هنگامی که پی میبرید از تفاوت آرا عصبانی هستید ، مراقب باشید
احتمالا با بررسی بیشتر درخواهید یافت که برای باورتان دلایل تضمین کننده ای ندارید...!

برتراند_راسل
 
هر کس در جمع مردم عادی نباشد فرمانرواست؛
همه ی چیز هایی که از دید ما ناپدید میشوند،در درون ما هم ناپدید میشوند.
 
آدم‌ها فقط یک‌بار واقعاً عاشق می‌شن، حتی اگه نفهمن. بعدش فقط دنبال اون حس می‌گردن، هر جای دیگه‌ای هم باشه.

کافکا در کرانه - هاروکی موراکامی
 
گرچه من خود ز عدم
دلخوش و خندان زادم

عشق آموخت مرا
شکل دگر خندیدن


✍ حضرت_مولانا
 
یکی از غم انگیزه ترین جمله ها بی شک جمله ایه که هاروکی موراکامی تو رمانش کافکا در کرانه نوشته:
باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.
 
تو کتاب ملت عشق یه جا میگه:
"ساعتی دقیق‌تر از ساعت خدا نیست.
آن‌قدر دقیق است که در سایه‌اش همه چیز سر موقعش اتفاق می‌افتد.
نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر"
همینقدر زیبا و امیدوار کننده.
 
عقب
بالا پایین