همگانی جهنمی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع جهنم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
چیزی نیست فقط میخوام ببینم تهش چی میشه..

همیشه این جمله به فنام داده..
 
می پرسید: ولی آخر این همه رنج برای چیست؟
و ندا جواب می‌دهد:
دلیلی نیست، برای هیچ!
و همین ..
 
خدایا درسته هممون نیاز به تجربه سخت داریم واسه اشتباه کمتر
اما به جان خودم یه چهارتا تجربه خوبم نیازمونه ها..
 
باید برای چشم هایش شعر بنویسم
گم کرده ام از صبح خودکار سیاهم را🫠
 
ای لحظات خوش که هنوز از راه نرسیده‌اید ،
آیا نمي‌شود راه کوتاه‌تری را در پیش بگیرید ؟
قبل از اینکه دل‌هایمان فرتوت شوند ؟
 
راستش من از اعتماد کردن نمیترسم
از نا امید شدن میترسم از اینکه ادم باور کنم
و بهم ثابت کنه که اشتباه کردم خیلی میترسم.
 
ای غم چه کنم رحم کنی بر منِ خسته؟
پا پس بکشی از تن این قلب شکسته ؟
ای غم چه کنم باز کنی راه خوشی را ؟
براین دل خون از غم و این طالعِ بسته...
 
دلم یه اتاق عایق صدا میخواد که اگه نصف شب خواستم واسه خودم بخونم کسی کاریم نداشته باشه..
 
روانشناسا میگن : کسی که قبل از خواب بهش فکر میکنی یا باعث خوشحالیته ، یا باعث دردات !
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 66)
عقب
بالا پایین