همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع جهنم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
امروز ذهنم پر است از یک مادیان و کُره‌اش
فردا برایت شعری عاشقانه خواهم نوشت...

حسین_پناهی
 
من توی دلتنگ ترین حالتمم...
نه اینکه فقط به زبون بیارما... نه. با تک تک سلول های تنم واژه دلتنگی رو احساس میکنم، دلتنگی برای هرچیزی...
برای برف سنگین و تعطیلی...
برای دوستای مدرسه و کلی خاطره...
برای آغوش اول صبحش...
برای خنده های از ته دل...
دلتنگم؛ برای هرچیزی که داشتیم و حالا نداریم.
 
کوتاه گشت از همه‌جا رشته‌ی امید
از بس که روزگار،گره زد به کار من
💔
 
در دوردست مردی را به دار آویختند، کسی به تماشا سر برنداشت.ما نشستیم و گریستیم، ما با فریادی از قالب خود برآمدیم.

-احمد شاملو
 
اینجا گل ها دیگر شکوفه نمی‌کنند
اینجا پرنده ها دیگر اوج نمی‌گیرند و پرواز نمی‌کنند،
اینجا ستاره‌ها دیگر نمی‌درخشند،
اینجا دیگر روزها نمی‌گذرند.
 
هر موجودي بي دليل زاده ميشود
از روي ضعف دوام مي يابد
وبرحسب تصادف ميميرد.


ژان‌ پل‌ سارتر
 
باید هرچه زودتر کلک را کند و رفت. این دفعه شوخی نیست هرچه فکر می‌کنم هیچ چیز مرا به زندگی وابستگی نمی‌دهد، هیچ‌چیز و هیچکس...

✍🏻زنده به گور
 
در ره منـزل لیلی که خطـرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

#حافظ
 
عقب
بالا پایین